حدود خدمات و شرح وظایف مهندس مشاور

این که مهندسان مشاور چه نقش و وظیفه ای در چرخه فعالیت ساخت دارند و حضور آنها چه منافعی دارد ، نظر عده ای از متخصصان این صنعت را به خود جلب کرده است . برای شناخت خدمات و وظایف گروه مهندسان مشاور ، مراحل انجام کار آن ها بشرح زیر آورده می شود .

لازم به توضیح است که وظایف تشریح شده مربوط به مهندسان مشاوری است که مشاوره طرحهای عمرانی را برای کارفرما انجام می دهند و حدود خدمات و شرح وظایف مهندسین مشاور که عهده دار وظیفه مشاوره برای پیمانکاران می باشند متفاوت خواهد بود.

مرحلة اول – مطالعات مقدماتی

مرحلة‌دوم – انجام مطالعات تفصیلی و تهیه اسناد مناقصه

مرحلة سوم – انجام مناقصه و نظارت

مرحلة اول : مطالعات مقدماتی

مطالعات مقدماتی شامل دو قسمت اساسی است :

الف – شناسایی و بررسی اولیه

ب - تهیه طرح مقدماتی

الف – شناسایی و بررسی اولیه

1- مذاکره و تبادل نظر با کارفرما و کسب اطلاعات از نیازمندی های طرح

2- مطالعه و بررسی نیازمندیهای کنونی و آتی طرح

3- تحقیق و بررسی در مورد مصالح ساختمانی محلی ، لوازم و تجهیزات و تأسیسات ، نیروی انسانی و همچنین پیش بنیی نوع مصالح اصلی و تأسیسات ساختمان که مورد استفاده قرار خواهد گرفت .

4- تعیین فضاهاوسطوح لازم،مقیاس‌ها وروابط بین قسمت ها و اجزاء تشکیل دهنده‌طرح

5- تهیه نقشه های شماتیک

6- تهیه یک برآورد اولیه از هزینه اجرای طرح

ب - تهیه طرح مقدماتی

1- بــررسی راه حل های مختلف و تعیین بهترین و مناسب ترین آن ها با توجه بــه اعتباراتی که برای اجرای طـرح پیش بینی شده است در این بررسی باید نهایت کوشش برای صرفه جویی صورت گیرد.

2- مهندس مشاور در طرح مقدماتی باید نیازهای کنونی را تعیین کرده و طرح مقدماتی را که شامل این قسمت ها است تنظیم و برای تصویب کارفرما تسلیم کند :

الف – اطلاعات دربارة نیاز های کنونی و گزارش توجیهی دربارة طرح پیشنهادی شده

ب - ذکر مشخصات اصلی اجزای طرح و تنظیم صورت برآورد هزینه با توجه به حدود خدمات موضوع قرارداد

ج - نقشه های مربوط به طرح مقدماتی

د - گزارش ضمیمه از قبیل نتایج آزمایش های خاک ، آب ، آبده چاه و...

هـ - زمان تقریبی لازم برای اجرای مراحل مختلف طرح و برنامه در مرحله دوم

تذکر : هنگام تنظیم طرح مقدماتی ، تأمین هماهنگی طرح با سایر طرح های مشابه و همچنین توسعه آینده مراعات خواهد شد . در ضمن در موقع تنظیم طرح مقدماتی باید کمیت و کیفیت نیروی انسانی در حوزه عملیات طرح مربوط چه از نظر اجرای طرح و چه از نظر بهره برداری آینده مورد توجه مشاور قرار گیرد و توصیه لازم را به کارفرما بکند.

مرحلة دوم : انجام مطالعات تفصیلی و تهیه اسناد مناقصه

خدمات و وظایف مهندس مشاور در مرحله دوم به این شرح است :

1- بررسی کامل و جامع دربارة مصالح و سایر منابع محلی و مسایل مربوط به زمین شناسی ، هواشناسی ، آب آشامیدنی ، آب های زیرزمینی ، تأمین و توزیع برق ، شبکه فاضلاب و سوخت و سایر شرایط مهم عمومی و محلی که برای تهیه پروژه و اخذ تصمیم راجع به خصوصیات آن لازم است.

2- تهیه مشخصات فنی عمومی و خصوصی و تهیه جدول مقادیر کار

تبصرة 1- مهندس مشاور باید مشخصات فنی را طوری تنظیم کند که لااقل سه پیمانکار یا سازنده یا پیشنهاد دهنده ، بتوانند در مناقصه شرکت کنند.

تبصرة 2- مهندس مشاور همچنین باید در مورد تجهیزات در شرایط پیمان متذکر شود که نظارت بر ساخت و آزمایش محصول ، باید به وسیلة کارفرما یا مؤسسات فنی دارای صلاحیت که به عنوان نماینده کارفرما انتخاب می شوند انجام شود و پیمانکار موظف به همکاری در این خصوص است .

تبصرة 3 – در شرایط مناقصه بایددستور داده شود که پیشنهاد دهندگان در مناقصه برنامه کلی کار خود را که بعداً‌ با توافق بین کارفرما و مهندس مشاور و پیمانکار قابل اصلاح خواهد بود به ضمیمه اسناد مناقصه تنظیم کنند .

مرحلة سوم : انجام مناقصه و نظارت

شروع مرحله مناقصه و نظارت با ابلاغ کتبی کارفرما خواهد بود . این مرحله خود شامل سه قسمت اساسی است :

اول- انجام مناقصه و تعیین پیمانکار یا پیمانکاران

دوم – نظارت بر اجرای کار

سوم – نظارت در دوره نگهداری

اول – انجام مناقصه و تعیین پیمانکار یا پیمانکاران

الف – مهندس مشاور موظف است پس از دریافت دستور کتبی کارفرما مبنی بر شروع مرحله مناقصه و نظارت با رعایت کلیه مقررات معمول ، تشریفات انتخاب ، دعوت از پیمانکاران برای مناقصه ، قیاس پیشنهادات ، تهیه گزارش توجیهی نتیجه مناقصه و تعیین برنده را براساس دستورالعمل های مربوطه به این ترتیب انجام دهد :

1- در مورد شرکت های واجد صلاحیت تحقیق کرده با سازمان های ذیصلاح و کارفرما در انتخاب پیمانکاران همکاری کند.

2- در مهلت مقرر به پیمانکاران انتخاب شده برای شرکت در مناقصه ها دعوتنامه بفرستد.

3- نسخه های کافی از اسناد مناقصه را به شرکت های دعوت شده بدهد . ( بهای اسناد مناقصه که مهندس مشاور به شرکت کنندگان در مناقصه می فروشد با موافقت قبلی کارفرما تعیین خواهد شد ).

4- در صورت مراجعه اطلاعات اضافی و توضیحات کافی را در اختیار شرکت کنندگان در مناقصه قرار دهد (‌اطلاعات اضافی باید در اختیار تمام شرکت کنندگان گذاشته شود).

5- اصلاحیه های لازم برای اسناد مناقصه را پس از دریافت مصوبه لازم ، صادر کند.

6- در کمیسیون های مختلف مربوط به مناقصه شرکت کند.

7- از وضع پیشرفت مناقصه گزارش تهیه کرده و ارایه کند.

8- با کارفرما در مذاکره با برنده مناقصه همکاری کند.

ب - کارفرما پس از بررسی گزارش مشاور ، برنده مناقصه را تعیین و اعلام می کند و پس از آن مهندس مشاور نسخه های پیمان و پیوست های آن را صادر می کند.

ج - کارفرما پس از امضای پیمان ، نسخه هایی از آن را به مشاور برای مبادله با پیمانکار می دهد.

دوم – نظارت بر اجرای کار

1- مهندس مشاور باید برنامه تفصیلی اجرایی پیشنهادی پیمانکار را که باید براساس برنامه کلی کارباشد پس از رسیدگی و اصلاح و تأیید کارفرما به پیمانکار ابلاغ کند .

2- مهندس مشاور باید طبق نقشه ها و مدارک ، اراضی و نقاط اصلی کار را ضمن صورت مجلس به پیمانکار تحویل دهد.

3- مهندس مشاور باید نقشه ها ، محاسبات ، طراحی ها و روش های آزمایش مربوط به تجهیزات مختلف موضوع پیمان را قبل از اقدام پیمانکار به سفارش ، رسیدگی و تأیید کند و مطمئن شود که مارک محصولات و مشخصات آن ها با مشخصات تجهیزاتی که پیمانکار به ضمیمه پیشنهاد خود ارایه کرده است یکسان باشد.

4- مهندس مشاور هنگام تحویل تجهیزات به کارگاه و نصب آن ها موظف است آن ها را بازرسی کرده و آن ها را از نظر کیفیت و کمیت با مشخصات تأیید شده قبلی تطبیق دهد.

5- باید از تمام دستورها و مکاتبه ها با پیمانکار و نقشه ها نسخه ای برای کارفرما بفرستند.

6- مهندس مشاور باید نظارت کار را با کارکنان خود که به طور مرتب تمام فعالیت ها را بازدید می کنند انجام دهد . مطابق بودن عملیات پیمانکاران را با مشخصات منضم به قرارداد نظارت کند و تصدیق کند که کار طبق مشخصات انجام شده است.

7- مشاور موظف است پس از اندازه گیری کارهای انجام شده صورت وضعیت های تهیه شده از سوی پیمانکاران و نیز تعدیل صورت وضعیت ها را رسیدگی و گواهی کند.

8- مشاور موظف است گزارش های تفصیلی و جامع ماهیانه از جریان عملیات را به همراه نمودارهای لازم و صورت هزینه های انجام شده و برآورد مبالغ مورد نیاز برای اتمام بقیه کارها تهیه و تنظیم کرده و ارایه دهد.

9- مشاور موظف است بر قراردادهای پیمانکاران جزء در هماهنگی با برنامه زمان بندی کلی پروژه نیز نظارت و دقت کافی داشته باشد.

10- مشاور موظف است فعالیت های پیمانکاران را در مقاطع مختلف ارزیابی کرده و در صورت هماهنگ نبودن آن ها با زمان بندی پروژه اخطاریه کتبی برای پیمانکاران صادر کند.

11- کمک و همکاری حین اجرای عملیات با کارفرما برای حل و فصل دعاوی و اختلافاتی که ممکن است بر اثر اجرای قراردادهای مربوط بین پیمانکار و کارفرما در زمان اجرای عملیات به وجود آید.

12- مهندس مشاور پس از اطمینان از این که عملیات موضوع قرارداد با پیمانکاران طبق مفاد قرارداد مربوط به پایان رسیده و قابل تحویل است تحویل موقت یا قطعی را پیشنهادمی کند ودر کمیسیونی که برای تحویل تشکیل خواهد شد شرکت می کند .

13- مهندس مشاور پس از پایان کار و انجام تشریفات تحویل موقت ، صورت وضعیت قطعی را که به وسیلة پیمانکار تهیه شده و شامل تمام محاسبه ها و اندازه گیری های نهایی و سایر مدارک لازم است رسیدگی و به کارفرما می دهد.

14- تهیه گزارش نهایی طرح

سوم – وظایف مهندس مشاور در دوره نگهداری

1- نظارت بر عملیات انجام شده در صورت لزوم وانجام آزمایش های لازم برای اطمینان از درستی انجام کارها و رضایت بخش بودن نتیجه ها و نیز رفع به موقع معایب و صدور گواهینامه های لازم

2- تهیه و تسلیم گزارش های لازم در دوران نگهداری

3- ترتیب آزمایش نهایی کارها و تشکیل کمیسیون تحویل قطعی و شرکت در آن

4- صدور گواهی نامه های تحویل قطعی و تکمیل نهایی کارها

5- تأیید نقشه های اصلاحی کارهای انجام شده که براساس اصلاحات اعمال شده در دوران نگهداری از طرف پیمانکار ارایه خواهد شد و تحویل آن به کارفرما

تاخیر سه ثانیه ای

یکی از افرادی که خیلی دوست دارم ملاقاتش کنم کسیه که نه اسمشو میدونم نه از زندگیش خبر دارم فقط میدونم سال 67 یه خلبان عراقی بوده

 بهمن 67 من 12 سالم بود و اوج بمباران شهرها بود . مدارس تعطیل شده بود و تلوزیون برنامه درسی بخش میکرد و من و خانواده هم  خونه مون تو شهر مراغه رو ول کرده بودیم و حدود 2 کیلومتر خارج شهر سمت شمال خیابان دارائی   تو باغ بابا بزرگ  زندگی میکردیم . ( البته الان این باغ قاطی شهر شده )  .  دوباره وضعیت قرمز شد و ما رفتیم بین تپه های موازی که واسه  کشت تاک انگور درست شده بود تو زبون ترکی ما بهش میگن "گانا" .

هواپیمای  طوسی رنگ عراقی اومد درست بالای سرمون و دور میزد بعدها فهمیدم که ابنا همون میگ 28 هائی هستند که از شوروی خریداری شده بودند و ارتفاع پرواز بالائی داشتن و خلبان کاملا خیالش از برد ضدهوائی راحت بود .  یه دوشکا که تو پشت بام ساختمان سپاه بالای خیابان دارائی بود مرتب شلیک میکرد ولی خلبان عجله ای واسه رفتن نداشت  ظاهرا هدف خاصی مد نظر نبود و از همون ارتفاع بالا  بمبهاشو مینداخت . بمبها رو میدیدم که از هواپیما کنده میشد فرود میامد یاد کارتون های خارجی میافتادم که بابا نوئل شب کریسمس  از کالسکه خیالی واسه بچه ها هدیه می فرستاد . یکی از بمبها  افتاد روی کوه رصد منطقه طالب خان بعنی   1000 متری ما . اون دوران رضایت ناشی از تعطیلی مدارس به همه مشکلات می چربید ولی الان که به اون دوران فکر میکنم .  با توجه به مسیر حرکت هواپیما و محاسبانم  اگه این یارو دگمه رو سه ثانیه زودتر فشار میداد شاید من الان نبودم .

راستی این آقا کجاست ؟ کسی که زندگیمو مدیون تاخیر سه ثانیه ای ایشون هستم  . من سرباز نبودم ، چریک نبودم  بلکه یه دانش آموز پنجم ابتدائی  ایرانی بودم  که  نه هوس وضو گرفتن با آب فرات رو داشتم نه مسافر قدس که ظاهراٌ اون زمان راهش از کربلا می گذشت بودم .  فقط خدا مصلحت دونسته بود که یکی  شهرهای غربی ایران بدنیا بیام و ناخواسته . . .   بگذریم . . .

خیلی به اون خلبان فکر میکنم  احتمالاً الان بازنشسته شده  شاید تو جنگهای بعدی عراق کشته شده . حس میکنم اسمش جاسم بوده شبیه همین جاسم کرار که تو تیم تراکتورسازی خودمون  بازی میکرد .  شاید الان تو کربلا یا نجف  یه مسافرخانه یا رستوران داره و به زائرای ایرانی سرویس میده  خلاصه اگه میدیدمش  بهش میگفتم فلانی  من زندگیمو مدیون تاخیر سه ثانیه ای تو هستم !

 

محمد راجع سلیمان" خلبان عراقی در روز 7 نوامبر 1982 بعد از سقوط هواپیمای میراژ خود، توسط رزمندگان به اسارت گرفته شده است.

عکسی از خلبانان عراقی در سال 1982که  ظاهراً  بعدا همگی در جنگ ایران و عراق کشته یا اسیر شدند

در فراق یاسر

 شوک خبر تنم را لرزاند زبانم قاصر از بیان حال درونم است . مهندس انصاری کسی بود که من را با جمع دلسوختگان محیط زیست ایران اشنا کرد و جهت دلگرمی من مقاله های ارسالی من را در روزنامه به چاپ میرساند ( آخریش یه مطلب در مورد پساب چرمشهر تبریز بود که با مکافات تمام در روزنامه کارگزاران چاپ کرد ) .

روزیکه بعنوان خبرنگار سبز پرس به سازمان محیط زیست و سازمان منابع طبیعی تبریز مراجعه کردم و با برخورد منفی و دلسرد کننده مسئولان مواجه شدم  فهمیدم واقعا همکاری و تهیه خبر از  ارگانهای دولتی چه اعصاب آهنینی می طلبد و باز هم این یاسر بود که هنر سکوت و تحمل را به من یاداور شد .
باز هم خدا هنر خود در گلچین کردن بهترینها نشان داد و اینبار عزیزی را از ما گرفت که سراپا کمال و مسئولیت بود .
ما دوست مشترکی نداشتیم و تنها کانال ارتباطی من شماره موبایل یاسر بود که الان خاموش میباشد .

 فرصت حضور در مراسم یادبود و ... را از دست داده ام و تنها کاری که میتوانم بکنم از خدا بخواهم به خانواده و دوستان خصوصا خانم جمشیدی  صبر دهد .

همیشه خود را سرباز مخلص کانون دانسته و میدانم و از  هر خدمتی در راه حفظ محیط زیست کشور و رهائی مردم عامی از جهلی که مروج ایشان در تخریب محیط زیست و افشای فرصت طلبانی که برای اندک منفعتی آتش به منابع نسل امروز و فردا میزنند لحظه ای دریغ نخواهم کرد .

یاسر عزیزم، برادرم ، یادت همیشه گرامی و جاودان خواهد بود

With aid slow to come Japanese fend for themselves

KARAKUWA, Japan – There may be no water, no power and no cell phone reception in this tsunami-struck town, but in the school that serves as a shelter, there are sizzling pans of fat, pink shrimp.

Relief supplies have only trickled into the long strip of northeast Japan demolished by a powerful earthquake and the wave it unleashed a week ago, leaving affected communities to fend for themselves.

Many have risen to the occasion.A woman searches for her missing husband through the earthquake and tsunami-hit town of Minamisanriku, Miyagi Prefecture,  Friday, March 18, 2011.  (A AP – A woman searches for her missing husband through the earthquake and tsunami-hit town of Minamisanriku, 

No water for the toilets? No problem. Students in Karakuwa bring buckets of water from the school swimming pool to give survivors the dignity of a proper flush. In the kitchen, a giant rice cooker given to the school by a resident sits on a table, steam rising from the heaping mounds of rice inside.

"For a long time, in the countryside, even if you didn't have enough for yourself, you shared with others," said Noriko Sasaki, 63, as she sat on the ground outside another relief center in the town. "That is our culture. Even if they're not relatives, we feel as if they're sisters or brothers."

There are hardships — a junior high hardly offers the comforts of home — and while the sense of community runs all along the coast, not all survivors are as well off.

 

"هارپ" چیست؟

پروژه "هارپ "، جايگزين زميني طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت هاي متعدد و خارق العاده اي كه پديد مي آورد، «سلاح نهايي» آمريكا محسوب مي گردد. با «هارپ»، ارتش آمريكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلي اقتصادي تر، اما بسيار خطرناكتر، از سر بگيرد، با اين تفاوت كه اين بار طرح برروي كره زمين انجام مي پذيرد.
اشاره 
بدون شك، فجايع طبيعي در هر دوراني به وقوع پيوسته و خساراتي گاه جبران ناپذير به بار آورده اند. اما، آنچه امروز كمتر از گذشته طبيعي مي نمايد شدت عجيب و بي سابقه اين پديده هاي به ظاهر طبيعي است كه اغلب با بستر فصلي خود در ناهماهنگي كامل بسر مي برند. اين بي نظمي هاي آب و هوايي عموماً به حساب تأثيرات گازهاي گلخانه اي گذارده مي شوند. اما آيا حقيقتاً ارتباطي ميان تغييرات آب و هوا و اثرات گلخانه اي اين گازها وجود دارد؟ موضوعي كه مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگين كرده و به بهانه اي براي توجيه علت هر فاجعه طبيعي تبديل گرديده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را كمتر به خود معطوف مي دارد، اين واقعيت است كه امروز خطري تازه، از نوعي ديگر، سراسر جهان را تهديد مي كند كه با تغييرات عجيب وضعيت آب و هوا در ارتباط است و در راستاي بلندپروازي هاي كشورهايي كه خود را يك «قدرت» و «ارباب جهان» مي دانند، عمل مي كند. و آمريكا يكي از همين اربابان «خودخوانده» است كه در ادامه بلندپروازي هاي «جنگ ستارگان» خود در تلاش براي دستيابي به سيستم تسليحاتي بسيار گسترده اي است كه قادر است اعماق زمين را در جست وجوي پايگاه هاي مخفي بكاود، تمامي اشكال ارتباطات هرتزي را متوقف سازد، بر رفتارهاي انساني تأثير گذارد، جريانات آب و هوايي را تغيير دهد، هواپيماها را همانند مايكروفري كه به كمك امواج كوتاه عمل مي كند، در آسمان «بريان» كند، و يا انفجارهايي به قدرت يك بمب اتمي پديد آورد. اما، نه فقط آمريكا... و اگر چه «به ظاهر» هيچ نشاني حكايت از استفاده از اين تكنولوژي مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدي است كه سازمان ملل در حاشيه بحث هاي خود پيرامون تأثيرات گازهاي گلخانه اي بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زيست محيطي» را نيز آغاز كرده است. هرچند كه، به رغم اطلاعات علمي موجود مسئله دست بردن در وضعيت آب و هوا با اهداف نظامي هرگز بخشي از برنامه سازمان ملل درمورد تغييرات آب و هوا نبوده، پيامدهاي تكنولوژي نظامي بر وضعيت آب و هواي جهان محور هيچ گفتماني را تشكيل نداده و هيچكس را نيز نگران نكرده است. و بحث هاي جاري پيرامون تغييرات آب و هوا كه صرفا بر موضوع گازهاي گلخانه اي متمركزند، نيز به هيچوجه اهداف استراتژيك و دفاعي واشنگتن را به زير سؤال نمي برد. 

تكنيك هاي تغيير محيط زيست به اهداف نظامي بخشي از تحقيقاتي را تشكيل مي دهندكه اطلاعات چنداني درمورد آنها در دست نيست، چراكه در پس ديگر پروژه هاي ارائه شده با هدف بهبود شرايط زيست محيطي پنهان اند. با اين حال، «لوك مانپائي» پژوهشگر محيط زيست، خاطرنشان مي سازد، «از سال هاي دهه 1950، گزارش ها و بيانيه هايي رسمي در آمريكا انتشار يافته است كه بر فوايد نظامي تكنيك هاي تغيير شرايط آب و هوا تأكيد دارند. و از آن زمان، تحقيقات در جهت كنترل عناصر طبيعي هرگز متوقف نگرديده، حداكثر آن كه كنوانسيون سال 1977 پيرامون ممنوعيت استفاده از تكنيك هاي تغيير محيط زيست با اهداف نظامي و يا هر هدف خصومت آميز ديگر، از سرعت اين تحقيقات كاسته است.» 

پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جايگزين زميني طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت هاي متعدد و خارق العاده اي كه پديد مي آورد، «سلاح نهايي» آمريكا محسوب مي گردد. با «هارپ»، ارتش آمريكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلي اقتصادي تر، اما بسيار خطرناكتر، از سر بگيرد، با اين تفاوت كه اين بار طرح برروي كره زمين انجام مي پذيرد. 

در واقع، همه چيز از سال هاي دهه 60 و ارائه طرحي به منظور تسهيل ارتباط با زيردريايي ها آغاز گرديد. چراكه، تنها راه ارتباط با زيردريايي ها كه به دليل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسياري با سطح دارند، استفاده از امواجي با طول موج بسيار كوتاه است. اما، استفاده از اين گونه امواج نصب آنتن هاي بسيار بزرگ را مي طلبد. بنابراين، آنچه اين طرح بايد ميسر مي ساخت، ايجاد آنتني عظيم آنهم در لايه هاي فوقاني آتمسفر بود. 
هارپ چيست؟ 

«هارپ» يك فرستنده امواج الكترومغناطيسي است كه آسمان را هدف گرفته، الكترون هاي آزاد لايه يونوسفر را در بالاي آتمسفر در ارتفاع حدود 275كيلومتري كه از دمايي معادل 1400 درجه سانتيگراد برخوردار است، «منقلب» مي سازد و با اين كار مقادير زيادي انرژي به آنها منتقل مي كند. بدينسان، دما مي تواند تا 20درصد افزايش يافته، اين مناطق را كاملا منبسط سازد. 

با دستكاري در اين تزريق نيرو به يونوسفر، نوسانات وسيعي در اين لايه حاصل گرديده، آن را به آنتني با طول موج هاي بسيار مهم و فركانس هاي بسيار پايين (از 40 هرتز تا يك هزارم هرتز!) تبديل مي كند. برد اين امواج بدين ترتيب به هزاران كيلومتر رسيده، آنها را قادر مي سازد در هر چيزي بر روي كره زمين حتي بدن انسان، نفوذ كنند. 

«هارپ» پروژه مشترك نيروي هوايي و دريايي آمريكاست، اگرچه روس ها نيز از خيلي پيش بدان توجه دارند و اروپايي ها نيز به رغم اعتراض هايشان در خفا و از نزديك آن را دنبال مي كنند. چرا كه، كدام قدرت از تسلط كامل بر كره زمين و افراد بشر بيزار است؟ 

پايگاه رسمي «هارپ» در «گاكونا» آلاسكا واقع است. اين پايگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشكيل گرديده كه بر زميني به وسعت 400 كيلومترمربع اشراف دارند. امكان تأسيس و نصب اين آنتن ها از سوي مالكان چاه هاي نفتي همجوار فراهم آمده است. 

تكنولوژي مورد استفاده پروژه «هارپ» براساس تجاربي پنهان كه سال هاست در اين منطقه كوچك انجام مي پذيرد، استوار بوده و پيشرفت هاي بسياري داشته است. هدف عمده «هارپ» كه در اصل يك سلاح كشتار جمعي است كه بخشي از برنامه نظامي «جوينت ويژن 2020» (Joint Vision 2020) آمريكا به حساب مي آيد، عمدتا بر دانش دما و كنترل انديشه به منظور آزمايش بر روي مردم متمركز مي گردد. اين طرح به ظاهر با هدف كاوش ذخاير نفتي و كاني ارائه گرديده است، اما اهداف پنهان آن خطري براي بشريت محسوب مي شود. 

اجراي پروژه «هارپ» بسياري از دانشمندان و كارشناسان تسليحاتي، و نيز نمايندگان پارلمان اروپا را بسيار نگران كرده است. به طوري كه، يك كارشناس انرژي به نام «گراتان هيلي» كه مشاورت نمايندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اكنون درحال جمع آوري اسنادي است تا به كمك آنها بتواند به اين طرح «پايان جهاني» خاتمه بخشد. و «مگوا هالووت»، نماينده بلژيكي كه رياست گروه سبزهاي پارلمان اروپا را عهده دار است، مسئوليت اين پرونده را به عهده گرفته، مسئوليت رسمي پيگيري درخواست هاي اعضاي گروه خود براي توضيح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار بر ناتو- و از اين طريق، وادار كردن آمريكا به پاسخ به تمامي سؤالات لازم-، با اوست. «مگدا هالووت» تأكيد دارد كه اين نوع تسليحات علاوه بر پيامدهاي زيست محيطي، مي تواند آزادي هاي فردي و دموكراسي را نيز به خطر اندازد. 

از ديگر سو، بسياري از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محيط زيست به اميد كشف چهره واقعي و پنهان پروژه «هارپ» كه از سوي نيروي هوايي و دريايي آمريكا يك برنامه تحقيقاتي «ساده و بي خطر» معرفي شده است، نقش كارآگاه خصوصي را در ارتش آمريكا ايفا مي كنند. قدر مسلم آن كه، هيچگونه اتفاق نظري در مورد اين پروژه در آمريكا وجود ندارد و شهروندان آن به استفاده از اين گونه روش هاي «علمي» به شدت معترضند. مانند دكتر «روزالي تربل»، يك شخصيت علمي رده بالا و بسيار شناخته شده كه در دوران رياست جمهوري «ريگان» مسئوليت تحقيقات پيرامون تأثيرات پروژه تسليحاتي «جنگ ستارگان» را برعهده داشته است. وي كه درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا را عهده دار است، تأكيد مي كند كه دانشمندان نظامي آمريكا تمامي توجه و تلاش خود را بر روي سيستم هاي آب و هوايي به عنوان يك سلاح بالقوه متمركز ساخته اند. 

در سال 1995، كتابي با عنوان «فرشتگان با اين هارپ نمي نوازند» (توضيح م. «هارپ» معناي ساز «چنگ» را دارد كه در اين جا نويسنده منظور خود را با بازي با اين واژه ادا كرده است) كه پروژه «هارپ» را محكوم مي كند، در شمار پرفروش ترين كتاب سال آمريكا قرار گرفت. 

پروژه «هارپ» درواقع به لطف انتشار مقالات متعددي در روزنامه ها و نيز برنامه هاي متعدد تلويزيوني در اين زمينه، افشا گرديد و در پي اين افشاگري، موجي از مخالفت ها در برابر اين پروژه شكل گرفت. از ميان مخالفان اين طرح، اطلاعات ارزشمند دو دانشمند به نام هاي «ريچارد ويليام» (شيمي دان) و پروفسور «زيلينسكي» (فيزيكدان آلماني و متخصص الكترونيك كوانتومي) به نگارش كتب متعددي پيرامون «هارپ» انجاميد. به گفته اين كارشناسان، قدرت عظيم ارسال انرژي ايستگاه «گاكونا» مي تواند برآب و هواي هر كشوري تأثيرگذارده، پيامدهاي مثبت و يا فجايع بي شماري از قبيل زلزله هاي شديد، سيل ها، تسونامي ها و... به بار آورد. بدينسان، پروژه «هارپ» كه مكمل زميني طرح «جنگ ستارگان» است، به دليل ماهيت ويژه سيگنال انتشار خود «سلاح نهايي» آمريكا محسوب مي شود. 

يك پروژه 30ميليون دلاري 
در پس اين تحقيقات كه در زمينه فركانس هاي بالا انجام پذيرفته و در آفاق شمالي به اجرا درمي آيد، در وهله نخست يك پروژه 30ميليون دلاري نهفته است كه ارتش آمريكا مي كوشد آن را تحقيقاتي در منطقه يونوسفر جلوه دهد. بانيان اين طرح به منظور جلب اعتماد افكار عمومي از هيچ تلاشي- چه به لحاظ انرژي و وقتي كه صرف آن مي سازند، و چه به لحاظ دلارهايي كه در راه تبليغات هزينه مي كنند- فروگذار نيستند. معهذا، هنگامي كه مي دانيم طرف هاي اصلي قرارداد نيروي دريايي و هوايي و وزارت دفاع آمريكا هستند، باور اين مطلب كه پروژه مزبور فاقد اهداف نظامي است، بسيار دشوار مي گردد. 

در عمل «هارپ» به چه چيز شباهت دارد؟ 
درواقع، پروژه «هارپ» از تأسيساتي گسترده تشكيل گرديده كه چندين هكتار از زمين هاي «گاكونا»- منطقه اي كوچك در شمال شرقي «آنكوريج» آلاسكا- را به خود اختصاص مي دهد. اين محل چندان نيز دورافتاده نيست، چراكه تأسيسات مزبور در جوار ذخاير گازي و نفتي متعلق به شركت «آركو» (Arco) قرار دارد كه درعين حال امتيازات تكنولوژيك تشكيل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص مي دهد وشركت پوششي اين تجهيزات نيز هست. 

علاوه براين، «هارپ» به يكي از قدرتمندترين رايانه هاي كره زمين- كه در «دانشگاه آلاسكا» در «باتروويچ بيلدينگ» نصب گرديده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نيز بايد گفت كه محيطي وسيع و بدون درخت است كه در آغاز 48 آنتن 20متري در آن نصب گرديده بود. هريك از اين آنتن ها به فرستنده اي به قدرت يك ميليون وات متصل است. طبق اين پروژه، سپس بر تعداد اين آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهايي به يك ميليارد وات افزايش يافت كه از 360 آنتن به دست مي آمد. فرستنده ها توسط 6 توربين به قدرت هريك 3600 اسب بخار تغذيه مي شوند كه 95 تن مازوت در روز مي سوزانند. 

اما، اين تشكيلات به چه كار مي آيد؟ به طوررسمي، دانشمنداني كه بر روي اين فرستنده راديويي غول پيكر كار مي كنند، قصد مطالعه بر روي يونوسفر را دارند. با اين حال و در پس پرده، «هارپ» از لايه يونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحي ساخته شده از انرژي مبدل مي سازد. 

يونوسفر لايه فوقاني استراتوسفر بوده، از اجزاي يونيزه بسيار پرباري تشكيل گرديده است. اين لايه از ارتفاع متوسط 48كيلومتري سطح زمين آغاز مي شود و تا ارتفاع 600كيلومتري بالا مي رود. وجود اين لايه كه تراكم انرژي در آن بسيار بالاست، براي سياره ما حياتي است، چراكه همانند لايه اوزون نقش اساسي «سپر» را ايفا و ما را در برابر پرتوهاي زيانبار خورشيد محافظت مي كند. لايه يونوسفر ازجمله اجزايي را كه بار الكتريكي داشته و از «بادها و توفان ها»ي خورشيدي و كيهاني به وجود مي آ يند، «جذب» خود مي سازد. تحقيقاتي كه از يك قرن پيش توسط تعدادي از دانشمندان انجام پذيرفته است، نشان مي دهد كه اين «مانتوي انرژي» كه از زمين محافظت به عمل مي آورد، مي تواند به كمك يك تكنولوژي مناسب به سلاحي استراتژيك و بسيار مهم مبدل شود. 

«هارپ» براساس تحقيقات «برنارد ايستلاند» طراحي گرديده كه خود از تلاش هاي «نيكلاتسلا»، يك دانشمند كروات و مخترع نبوغ اوايل قرن بيستم- كه جريان آلترناتيو و نيز جريان سه فازه را مديون وي هستيم- الهام گرفته است. «تسلا» از جمله روندي را بنيان نهاد كه اجازه مي داد مقادير بسيار بالايي از انرژي الكتريك بدون كمك كابل در فاصله اي 42 كيلومتري انتقال يابد. وي بخش اعظم تحقيقات خود را به «انرژي يونوسفريك» و پديده هاي الكترومغناطيسي اختصاص داد. تأمين هزينه تحقيقات «تسلا» را «جي پي مورگان» بانكدار و شركت «وستينگهاوس» برعهده داشتند، اما اين حمايت بعدها به دلايل مالي متوقف گرديد. 

اندكي كمتر از يك قرن بعد، «برنارد ايستلاند» با استفاده از تحقيقات اوليه «تسلا» در زمينه انرژي الكترومغناطيسي، بين سال هاي 1987 و 1994 نتايج 12 تحقيق خود را به ثبت رساند كه ساختار پروژه «هارپ» و تكنولوژي هاي مشتق از آن در زمينه تسليحات را تشكيل مي دهند. اما، امروز مالك اصلي امتياز اختراعات ثبت شده ديگر «ايستلاند» نيست، بلكه شركت «آپتي-آركو» (Apti-Arco)، يك كنسرسيوم نفتي است كه در پس خود نيروي دريايي و هوايي و نيز وزارت دفاع آمريكا را دارد. از هنگام ثبت تحقيقات «ايستلاند»، هرگونه تحقيقي در زمينه انرژي الكترومغناطيسي- حتي با اهداف پزشكي- مسدود گرديده و بدينسان، ميدان بسيار نويدبخش وسيعي از علوم و پزشكي به انحصار منافع ارتش آمريكا درآمده است. 

جنگ امواج؟! 
تمامي تكنولوژي به كاررفته در «هارپ» برپايه نشانه روي مجموعه اي از امواج بلند به سمت يونوسفر، و سپس مشاهده نتيجه آن استوار است. پيامد بمباران منطقه اي مشخص از يونوسفر به كمك امواج بلند، ايجاد آينه مجازي عظيمي است كه همانند يك آنتن عمل مي كند. اين آنتن مجازي فركانس هايي بسيار كوتاه رابه زمين ارسال مي دارد. براي تصوير بهتر عمل صورت گرفته، مي توان گفت كه علاوه بر آنتن مجازي كه بدين شكل در آسمان پديد آمده است، نوعي «مايكروفر» عظيم در بخشي مشخص از يونوسفر به وجود مي آوريم. و واي به حال هواپيماها و موشك هايي كه در اين لحظه از آسمان عبور كنند! برحسب قدرت فرستنده ها، مي توان همچنين سيستم هاي راهنماي الكترونيكي، رادارها و ديگر دستگاه هاي راديويي اين موشك ها و فضاپيماها را كاملاً مختل و يا آنها را به سادگي «كباب» كرد! 

از ديگر سو، به لطف آنتن مجازي تشكيل شده از امواج فوق كوتاه، اين امكان نيز پديد مي آيد كه پوسته زمين تا اعماق بسيار زياد اسكن و به نوعي راديوگرافي شود. بدين ترتيب، نظاميان آمريكايي با افتخار تمام مدعي اند كه به كمك «هارپ» ديگر هيچ كشوري قادرنخواهد بود پايگاه هاي مخفي زيرزميني خود را كه پناهگاه سلاح هاي هسته اي هستند، پنهان نگاه دارد... طبق تحقيقات كارشناسان تسليحاتي آمريكا، همچنين مي توان با زيردريايي هايي كه در اعماق آب در دورترين نقاط اقيانوس ها سير مي كنند، ارتباط برقرار كرده، هر نوع موشك يا هواپيمايي - حتي هواپيماهاي «فريتو» - را كه وارد فضاي هوايي آمريكا شوند، رديابي و يا نابود كرد. هدف نهايي، ايجاد يك سپر محافظ كلي است كه قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته اي يا متعارف- را از يكديگر متمايز ساخته، به شيوه اي متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره، هدف «هارپ» به ويژه جلوگيري از برقراري كليه ارتباطات راديويي و ماهواره اي دشمنان در منطقه اي مشخص است. علاوه بر اين، با تحقق اين پروژه، صاحبان آن خواهند توانست سيستم ارتباطاتي خود را به سيستمي تقريباً غيرقابل نفوذ مبدل سازند. 

استفاده از امواج و خواص الكترومغناطيسي آنها سلاحي است كه به شكلي وحشتناك مؤثر واقع مي گردد. دكتر «روزالي برتل» تاكيد دارد كه آمريكايي ها آزمايشات خود پيرامون اين گونه تسليحات را از چهل سال پيش پنهان از ديد همگان و با ناديده شمردن كنوانسيون هاي بين المللي آغاز كرده اند. بدينسان، پروژه هاي متعددي شكل گرفته است كه عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفيش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلايت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپيس شاتل اكسپريمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مايتي اوكز» (1986، Mighty Oaks) و يا «ديزرت استورم» (1991، Desert Storm). 

در تمامي اين پروژه ها، به دلايل و بهانه هاي گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح هاي پلاسمايي و...، هدف جز بازي با يونوسفر و يا برخي امواج نبوده است. بنابراين، «هارپ» آخرين فصل اين پروژه هاست. آمريكايي ها حتي قصد دارند شبكه اي واقعي از ايستگاه هاي مشابه «گاكونا» در سراسر جهان پديد آورند و بدين گونه، نوعي سپر قابل تغيير برحسب اوضاع و احوال و شرايط براي خود برقرار سازند و بسياري از ديگر قدرت ها نيز همين سودا را در سرمي پرورانند. در راستاي اين هدف است كه مي بينيم مجموعه هاي تحقيقاتي ديگري پيرامون يونوسفر، ازجمله در پورتوريكو، نروژ (ترومسو)، پرو (خيكاماركا)، روسيه (در نزديكي مسكو) و يا «نيژني نوگورود» در اوكراين يا تاجيكستان به وجود آمده است. 

بدينسان، مشاهده مي كنيم كه در پس اين پروژه تحقيقاتي به ظاهر ساده «هارپ» سلاحي مخوف نهفته است، و اين سلاح مخوف چنين امكاني را فراهم مي آورد كه برحسب باند فركانس به كار گرفته شده (بسيار بلند و يا فوق كوتاه)، تاثيرات خاصي- مانند كاوش در اعماق زمين از طريق اسكن آن، قطع كليه ارتباطات هرتزي (جنگ خليج فارس در سال 1991)، تغيير رفتار انساني (جنگ خليج فارس، افغانستان)، تغيير آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)، ايجاد زمين لرزه ها و توفان هاي ويرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات (جنگ خليج فارس)- از فاصله دور بر محيط زيست گذارده شود. نظاميان پنتاگون بر اين ادعا هستندكه قدرت انتقال اين سيستم بسيار زياد و تا بدان حد است كه يونيزاسيون لايه هاي فوقاني آتمسفر را برمي انگيزد و آن را به آينه اي بازتاب دهنده مبدل مي سازد، و بدين گونه است كه با استفاده از اين پديده امكان برقراري ارتباط با واحدهاي دريايي و هوايي فراهم مي آيد. 

آنچه كه نظاميان نمي گويند 
يكي ديگر از زمينه هاي اجرايي« هارپ» كه بسيار نگران كننده مي نمايد، سلاح رواني- الكترونيك» است. در سال 1952، دكتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ييل» آمريكا، به اين مهم دست يافت كه مي توان با قرار دادن افراد در معرض برخي فركانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسي آنها تأثير گذارد. دانشمنداني چون «دلگادو» و دكتر «رابرت بكر» بدين ترتيب موفق گرديدند ثابت كنند كه دو موج در كنار يكديگر قرار داده شده كه فركانس يكي از آنها تغيير يافته باشد، اثراتي به بار مي آورند كه براساس آنها مي توان عملكردهاي مغزي عميق انسان را از فاصله دور تحت كنترل درآورد، و نتايج آن نيز «بسيار محسوس» خواهد بود. 

در واقع، برخي امواج بسيار كوتاه (حدود 7 هرتز) مي توانند سبب پيدايش عناصري شيميايي در مغز گردند كه «طيف وسيعي از پاسخ هاي احساسي و يا عقلاني» را برمي انگيزند. و اين، برنامه پنهان برخي قدرت ها از جمله سركردگان نظامي آمريكاست كه ارباباني «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طريق نسلي تازه از سلاح هاي رواني- الكترونيك موسوم به «ميليترويو»، ميدان الكترو مغناطيسي قدرتمندي را- كه به كمك سيستم «هارپ» و برحسب نياز تغيير يافته است- انتقال دهند. هدف، خنثي كردن نيروهاي دشمن و يا كنترل كامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست. 

از ديگر سو، به لطف تلاش هاي «بلاكمن» و «رزي ادي» مي دانيم كه امواج انتقالي تغييراتي در فشار خون پديد آورده، سبب تغيير جريانات يون هاي كليسم، پتاسيم و سديم مي گردند. اين جريانات با عبور از جداره هاي سلولي سيگنال هايي ميكروالكتريك به وجود مي آورند كه در سيستم عصبي پخش گرديده، مغز را از آنچه در اطرافمان مي گذرد، مطلع مي سازند. بدينسان، مغز پس از آگاهي از اطلاعات به نوبه خود سبب واكنش يك ماهيچه، اتخاذ يك تصميم و بروز يك احساس و يا حتي يك بيماري مي گردد. علاوه بر اين، اين امواج PH خون را تغيير داده و سيستم ايمني بدن را تضعيف مي كنند. 

به اين ترتيب، اگرچه پروژه مزبور به داستان هاي تخيلي بيشتر شباهت دارد، اما جامعه اي «رواني- متمدن» پديد مي آورد كه مي توان با قرار دادن اعضاي آن در معرض امواج الكترومغناطيسي، آنها را به اطاعت از يك «صدا» وادار ساخت. همانطور كه مي دانيم، سركردگان نظم نوين جهاني به دو گروه تقسيم شده اند: در وهله نخست، بانكداران جهان و آژانس هاي سياسي و مذهبي كه خواستار كنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طريق پول جهاني و منابع طبيعي هستند، و سپس نظاميان و سرويس هاي مخفي كه با دانشمندان تكنولوژي همدست و متحدند. 

در اواسط سال هاي دهه 1970، «زبيگنيو برژينسكي» رئيس شوراي امنيت ملي در دوران رياست جمهوري «جيمي كارتر»، چنين پيش بيني كرد كه تكنولوژي كنترل افكار و مديريت جامعه بتدريج ظاهر خواهد گرديد. اين جامعه گروهي از زبدگان را هدايت خواهد كرد كه براي دستيابي به اهداف خود از هيچ كوششي، از جمله بهره گيري از ابزار تكنولوژيك، تأثير بر مردم و نظارت و كنترل كامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود. 

تمامي اين حقايق در كتاب «فرشتگان اين هارپ را نمي نوازند» آمده است. در سال 1997، «نيك بگيش» يكي از دو نويسنده كتاب در مصاحبه اي كه در سايت «ليدينگ اج نيوز» انتشار يافت، اظهار داشت كه نمايندگان پروژه «هارپ» طرح هايي را تدارك مي بينند كه از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به كار نظاميان خواهد آمد. وي بر اساس مقاله اي از «واشنگتن پست» خاطر نشان كرد كه مقصد 40 درصد بودجه تجهيزات نيروي هوايي آمريكا پروژه هاي مخفي است و افزود: «اين پروژه ها آنقدر مخفي هستند كه كنگره آمريكا حتي نمي داند بر كدام پايه استوارند!» 

از سال 1964، توجه نظاميان به گونه اي خاص به استفاده از امواج معطوف گرديد. در همين زمان بود كه دانشمنداني چون «رزي ادي» و «با وين» كشف كردند كه يك فركانس 450 مگاهرتزي كه به 16 هرتز تغيير يافته باشد، شيمي مغز مرغ ها و گربه ها را مختل مي سازد. براي ارتش ها كاملاً بارز بود كه تجربه اين امواج بر مجموع پستانداران مي تواند سلاحي وحشتناك و بسيار مؤثر باشد. 

سلاح هاي نوتروني به سه دسته تقسيم مي شوند: سلاح هاي مرگبار با پرتوهاي الكترومغناطيسي، سلاح هاي غيرمرگبار با هدف خنثي سازي موقت افراد كه در تظاهرات هاي خشونت بار قابليت استفاده دارد، و سلاح هاي القاكننده ذهني يا كنترل رفتار. 

كارشناسان استراتژي پنتاگون قاطعانه با استفاده از اينگونه روش ها موافقت دارند. اين را در نشريه داخلي «انقلاب در امور نظامي» (مؤسسه تحقيقات استراتژيك- كالج جنگ ارتش آمريكا) كه در دسترس عموم قرار ندارد، مي خوانيم: «ارزش هاي ما تغيير مي كنند و آفاق تازه اي به روي تكنولوژي گشوده مي شود. مدت زماني پيش، به هنگام جنگ سرد، عمليات و تسليحات رواني هنوز در مراحل ابتدايي خود قرار داشت. اما، اكنون كه پا به عصر الكترونيك و بيوالكترونيك مي گذاريم، لازم است در مرزهاي رواني و اخلاقي كه با ممنوع ساختن هرگونه تكنولوژي كه بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بين المللي، به بازي بگيرد براي خود در نظر گرفته ايم، بازنگري كنيم... بلافاصله كه امكان آن فراهم آيد، شركت هاي خصوصي و يا نيمه خصوصي را به بهره برداري از يك تكنولوژي مناسب تشويق خواهيم كرد. به همين ترتيب، مي توانيم به كمك انواع تسليحات جديد مانند سلاح هاي ميكروبي فلج كننده، سلاح هاي رواني- تكنولوژي پيشرفته و... وارد عمل شويم!» 

اما، واقعيت گاه از بهترين فيلم هاي تخيلي نيز فراتر مي رود. روس ها و آمريكايي ها از هنگام برقراري پايگاه هاي خود در نقاط مختلف كره زمين، مشتركا به استفاده از تكنولوژي «هارپ» پرداخته اند. اين دو قدرت بزرگ كه به ظاهر عليه يكديگر عمل مي كنند، پيوسته به مبادله نتايج تحقيقات علمي خود پرداخته اند. 

برخي تحليلگران معتقدند كه «هارپ» هيچ چيز پنهان در خود ندارد، چرا كه اطلاعات پيرامون آن در اينترنت نيز انتشار يافته است. مدافعان «هارپ» همچنين مدعي اند كه «گاكونا»- كه در نزديكي قطب واقع است- نمي تواند زياني را كه مخالفانش ادعا مي كنند، به كره زمين وارد آورد. آنها حتي مي گويند كه ايستگاه «گاكونا» به هيچوجه به يك پايگاه نظامي نمي ماند، چرا كه هيچگونه تأسيسات امنيتي، حصار يا سگ هاي محافظ و محافظان مسلح در آن ديده نمي شود. 

در واقع، هركس مي تواند به منطقه آنتن ها نفوذ كند و در وهله نخست همه چيز شفاف به نظر مي رسد. اما، اگر هدف از اين شفافيت ظاهري پنهان ساختن جنبه حقيقي «هارپ» باشد، چه؟ پايگاه «گاكونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به يك ويترين تكنولوژيك تبديل شده است و شعبات گوناگوني در خاك روسيه و آمريكا دارد. از ديگر سو، سيستم فرستنده «هارپ» به راحتي قابل انتقال به وسيله كاميون ها و يا هواپيماي بزرگ نظامي است. 
درواقع، عمليات «درهاي باز» گاكونا هيچ چيز را ثابت نمي كند، چراكه استفاده از فيزيك كوانتومي را فاش نمي سازد. 


فجايع طبيعي يا حمله نظامي؟ 
اتحاد شوروي سابق و آمريكا از سال هاي 1950 تمامي توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان اين دو قدرت متوجه شده بودند كه ارسال امواج يونيزه كننده بسيار قوي امكان تغيير آب و هوا را فراهم مي آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروي تمامي تلاش خود را براي دستكاري يونوسفر به كار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به كار انداختند. بدينسان، مردم آلاسكا زمستاني به طور استثنايي گرم را پشت سر گذاردند، براي نخستين بار در ميامي و جزاير باهاما كه عملاً در خط استوا قرار دارند، برف باريد، و شوروي نيز از زمستاني ملايم بهره مند گرديد. 

ايجاد نوعي آب و هوا در يك منطقه و يا يك كشور صرفاً با كاهش احتمال آن در منطقه اي ديگر ميسر مي گردد. در سال 1973، هندوراس كشور آمريكا را متهم كرد كه با دزديدن باران و تغيير مسير توفان «في في» با هدف نجات صنعت جهانگردي خود، اين كشور را با خشكسالي عظيمي روبرو ساخته است. اين توفان خساراتي به بار آورد كه در تاريخ هندوراس بي سابقه بود! السالوادور نيز اتهاماتي مشابه به آمريكا وارد آورد، و ژاپن مدعي شد كه با ايجاد توفان در «گوام»، باران لازم براي ادامه حياتش را دزديده اند. در اين حال، (زيمبابوه كنوني) و اسرائيل به دزديدن باران كشورهاي همسايه متهم شدند. طبق شايعات، دگرگوني عظيم آب و هوايي سال هاي 83-1982 ناشي از پديده «ال نينو» در اقيانوس آرام نيز براثر اقدامات شوروي در يونو سفر پديد آمد. اما، به شكلي شگفت انگيز بازگشت «ال نينو» پس از آن تأثيراتي مشابه برجاي نگذارد. 

در دسامبر 1975، «هوارد بنديكت» خبرنگار آسوشيتدپرس، در گزارشي پيرامون جنگ آب و هوايي باعنوان «آب و هوا، سلاحي مخفي؟»، درمورد علت تكذيب وجود چنين سلاح هايي از سوي سخنگويان آمريكايي و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف كنند كه از سلاح هاي برتر آب و هوايي برخوردارند، تصور واكنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراكه، كمترين ناهنجاري آب و هوايي آنها را به اين فكر مي اندازد كه: جنگ است!» 

و البته، نگران نكردن افكار عمومي يك اولويت است و رسانه هاي تحت كنترل كشورها در اين راستا بسيار مي كوشند. در فرانسه كه سانسور درمورد پديده هاي آب و هوايي كامل است، تنها يك نويسنده- «ژان مارك فيلترمن» كتابي درمورد جنگ آب و هوايي به نگارش درآورد كه «سلاح هاي تاريكي» نام دارد. «ژان موسي برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نيز اين شهامت را يافت كه بنويسد: «سرويس هاي مخفي به دنبال تخيلات خود مي روند. توفان هاي دسامبر1999 پديده اي طبيعي بود يا حمله تروريستي؟» اين روزنامه نگار در تحقيقاتي پيرامون سرويس هاي ويژه و نظامي مختلف آمريكا در سال 1970 فاش ساخت كه «زبيگنيو برژينسكي» در كتابي پيرامون كنترل وضعيت آب و هوا تحت عنوان «بين دونسل»، پرده از برنامه نظامي جنگ مخفي جديد آمريكا برداشته است. جنگي نامرئي با هدف نابودي بخش هاي مختلف توليد در كشورهاي رقيب: «تكنيك هاي تغيير آب و هوا مي تواند در راستاي ايجاد دوران هاي طولاني خشكسالي و يا باراني به كار رود.» سلاحي خاموش براي جنگي بي صدا! 


كنترل افكار 
دانشمندان مي گويند، نظاميان هنوز در مراحل تجربي كارهاي خود قرار دارند، اما در همين حد نيز نتايج بدست آمده بسيار «نويدبخش» است. نشريه «ديفنس نيوز»، ارگان نظامي رسمي آمريكا (شماره 19، مورخ 13 آوريل 1992) پيرامون جنگ خليج فارس و عمليات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ايالات متحده در ميدان نبرد سلاحي الكترومغناطيسي (EMP Weapon) به كار گرفت كه هدفي دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط راديويي دشمن، و تأثيري وحشتناك در زمينه جنگ رواني! بدين ترتيب، بهتر مي توان درك كرد به چه دليل ده ها سرباز عراقي بدون جنگيدن خود را تسليم كردند. 

ديگر شكل بكارگيري تكنولوژي چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادير بسياري انرژي بدون استفاده از كابل است، كه به عنوان مثال براي تغذيه باتري هاي الكتريك يك زيردريايي كاربرد دارد. اما، زمينه اجرايي ديگري نيز وجود دارد كه بسيار وحشتناك است. كافي است آزمايشات مخفي و وحشتناك انجام گرفته برروي سربازان بيچاره را به خاطر آوريم كه طي آنها مقادير زيادي موادمخدر به منظور تغيير رفتار اين سربازان به آنها تزريق گرديد. و يا، همانطور كه در بالا بدان اشاره شد، تأثيرگذاري بر فعاليت هاي مغزي به كمك امواج الكترومغناطيسي. دكتر «نيك بگيچ» بي ترديد تأكيد مي كند كه يكي از اهداف پروژه «هارپ» كاربردي كردن چنين سلاحي است. «خوزه دلگادو» و يا دكتر «رابرت بكر» موفق شده بودند نشان دهند كه امواجي از نوع امواج بسيار كوتاه(ELF) به همراه يك جريان آلترناتيو فركانس هايي را پديد مي آورد كه مي توان از آنها با نتايجي كاملاً ملموس استفاده كرد. بنابراين، قابل درك است كه تكنولوژي هايي از اين دست براي كارشناسان استراتژي پنتاگون بسيار جذاب بنمايند. 

منابع: سايت هاي هارپ آلاسكا، مولتي مانيا، ارت پالس، كنسپيراسيون، موندياليزاسيون، آلترانفو، سيتي نت،ژئو ليبرتر،بيلبيت نامبرز. 

ترجمه و تنظيم: مژگان نژند

Iran's Biggest Lake in Danger of Drying Up

By Sam Khosravifard

TEHRAN, Iran, May 4, 2010 (ENS) - A group of environmental activists gathered at Lake Urmia on the 13th day of the Persian new year - April 2 - a day when it is customary for Iranians to spend time with nature. Some poured water into the lake from bottles and pitchers in a symbolic move to protest against what they call the inaction of the authorities about the lake drying up.

Police moved in to break up one group of protesters who gathered on the recently constructed bridge over the lake, local sources said. Some reported that police used tear gas to disperse the crowd.

Environment campaigners say construction of dams on rivers that feed the lake as well as a recently built causeway across the narrowest part of the vast lake have reduced water levels and its circulation and increased salinity, jeopardizing animal and marine life.

The salty shores of Lake Urmia (Photo by Amber Bee Cee)

Unofficial websites close to the government either denied the police raid on protesters or claimed that the gathering was one of Azeri separatists rather than environmental activists.

The lake is Iran's biggest inland body of water and one of the saltiest lakes in the world. UNESCO has registered it as a Biosphere Reserve and it is listed as a wetland of international importance under the 1971 Ramsar Convention.

With a surface area of about 464,000 hectares (1,791 square miles), the lake is a national park and Iran's Department of Environment, DOE, is responsible for its maintenance and protection.

The lake has 102 islands and is reputed to have therapeutic properties. It is an important habitat for birds and sealife including a unique crustacean called Artemia urmiana.

According to Dr. Shahrokh Hakimkhani, a member of the faculty of natural resources at Urmia university, the maximum depth of the lake has fallen from 12 to six meters (39.3 to 19.6 feet). One important reason for this is the drought that began in 1997. However, Hakimkhani believes the lack of efficient water management is also a serious threat to Lake Urmia.

At present, there are about 20 dams either completed or under construction on the rivers that feed the lake, which considerably reduces the amount of water flowing into it. The water is abstracted for irrigation and drinking water and some experts believe the amount is excessive.

According to Hassan Abbasnejad, the director general of the West Azarbaijan DOE office, salt levels in the lake have reached 340 grams per liter, way above the level of 180 to 220 g per liter regarded as normal.

The salty waters of Lake Urmia (Photo by Mahrad HM)

Masoumeh Ebtekar, a former DOE head and now a member of the Tehran City Council, wrote in her blog that she had corresponded with state organizations including the energy ministry - which is responsible for building dams in the country - on determining the amount of water the lake should receive and its protection as a natural habitat.

While a memorandum of understanding, MoU, was finally signed during the time that she was head of the DOE, environmentalists believe the content of the MoU has never been executed.

Lake Urmia is located in a major agricultural and industrial area and a lack of government supervision or proper sewage system means many factories pour industrial waste into the lake.

Campaigners say the real threat was first posed when the government decided to finish a project to build a 130-kilometer (80 mile) road, a major part of which crosses the lake. The initial stages of the project were completed nearly 30 years ago but it was never seriously followed up until 2000.

Much of the road across the lake is a causeway on an earth and stone embankment with a 1.276 km (.79 mile) bridge in the middle, which campaigners say is not enough to permit water to flow properly.

The bridge across Lake Urmia when it was under construction, October 2008. (Photo by Mahdi Vasighi)

To build the foundation of the road, millions of tonnes of rock and earth were brought from nearby mountains.

The bridge, costing US$120 million, was inaugurated by President Mahmoud Ahmadinejad in 2008 and has greatly reduced the road distance between the two important cities of Tabriz and Urmia. A second phase widening the road and adding a railway is under way.

According to Dr. Esmail Kahrom, an environmentalist, the embankment created for the causeway prevents the natural flow of water in the lake. The government, however, denies that the crisis of the lake's ecosystem is in any way related to the project.

One week after the protests around Lake Urmia, President Ahmadinejad held an emergency meeting to assess the situation. It was decided at the meeting to transfer water from another region to the lake. It is not clear how this would be done, but Iran has previously conveyed water long distances by making tunnels, pipes and artificial rivers.

Ahmadinejad also proposed laying pipes beneath the causeway over the lake to allow the flow of water between the two sides of the road.

Former DOE head Ebtekar said she had never agreed to the completion of this road, but after a new head took office following Ahmadinejad's election in 2005 there was no more opposition to the project.

Fatemeh Vaez Javadi, the DOE head under Ahmadinejad's government, in October 2008 blamed the United States and China for Lake Urmia drying up, saying that these two countries were the main emitters of greenhouse gases.

"The problem is far greater than a lake drying up," said an environmentalist who believes projects like dams, roads, refineries, ports and power plants are carried out in Iran without environmental impact assessments.

The Sivand and Karoun dams, a road in the Golestan National Park and the Bamoo National Park in Fars, an oil refinery in the forested province of Mazandaran and a gas separation plant near the Shadegan wetlands in Khuzestan Province are cited as examples of government construction projects that have been developed without taking into consideration environmental factors.

But the situation around Lake Urmia is still regarded by campaigners as a major disaster and they hope that the fact that government is taking some notice proves to be a good sign.

{Sam Khosravifard is an Iranian environmental journalist and author of "Natural Heritage of Iran." This article was originally published by the Institute for War and Peace Reporting on April 26, 2010.}

Copyright Environment News Service (ENS) 2010. All rights reserved.

;کردستان در بهار

Click Here For Get More E-Mails From
 Sare2008 Group

 

Click Here For Get More E-Mails From
 Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From
 Sare2008 Group

Click Here For Get More E-Mails From
 Sare2008 Group

Iranian Journal of Environmental Health Science & Engineering (IJEHSE

Aims and Scope:

Iranian Journal of Environmental Health Science & Engineering (IJEHSE) is a quarterly scientific-research publication of Iranian Association of Environmental Health (IAEH). IJEHSE publishes refereed, original research papers and high qualified review papers on all aspects of environmental health science, engineering and management.
A broad outline of the journal's scope includes:

• Water pollution and treatment processes
• Wastewater collection, treatment and disposal
• Air pollution control
• Solid waste management

• Food safety and hygiene
• Radiation protection
• Energy and environment
• Noise pollution control
• Soil pollution and bioremediation
• Environmental biotechnology
• Environmental impact assessment (EIA)
• Health, safety, environment and quality management systems (HSEQ-MS)
• Integrated Management System (IMS)
• Modeling in environmental health
• Environmental economics
• Environmental law
• Environmental health education
• Environmental health and quality of life

The Editorial would be delighted to receiving your original papers, short communications, technical letters to editor, review articles and research notes on the above mentioned research areas.

Abstracting/Indexing: Iranian Journal of Environmental Health, science and Engineering (IJEHSE) is indexed and abstracted in the world-known bibliographical databases including; ISI (Web of Science); SCOPUS; Chemical Abstracts Service (CAS); Cab. Abstracts (CA); Index Copernicus (IC); EMRO for WHO eastern Mediterranean Region (IMEMR), Scirus; Cambridge Scientific Abstracts; DOAJ; Genamics-JournalSeek; Scientific Information Database (SID); Bioline: and Asian Citation Index.

آیا باید سازمان محیط زیست به قوه قضائیه منتقل شود ؟

صفحات روزنامه‌ها و خروجی خبرگزاری‌های داخلی هر چند روز یک بار شاهد انتشار خبری در مورد تخریب محیط‌زیست یا جنگل‌هاست. با این حال بسیاری از تخریب‌کنندگان، بی‌هیچ هراسی به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند و از مجازات‌های قانونی نیز در امان می‌مانند. این در حالی است که قوانین متعددی در مورد حفاظت از جنگل‌ها و محیط‌زیست وجود دارد و همچنین ایران به برخی از کنوانسیون‌های بین‌المللی حفاظت از جنگل‌ها و دیگر میراث‌های طبیعی پیوسته است. دکتر محمدیارارشدی عضو هیأت‌علمی دانشگاه‌ها در رشته حقوق گرایش محیط‌زیست معتقد است که قوانین موجود به گونه‌ای نوشته شده‌اند که راه فرار را باز گذاشته‌اند. او در گفت و گو با خبر تأکید می‌کند که راه حل حفاظت جدی از محیط‌زیست، نه تدوین قوانین جدید بلکه انتقال سازمان حفاظت از محیط‌زیست به قوه قضائیه است.

آقای دکتر! به نظر شما چرا به رغم وجود قوانین متعدد حفاظت از جنگل‌ها، باز هم شاهد قطع پرسرعت درختان هستیم؟
ما قانون در رابطه با محیط‌زیست کم نداریم ولی مشکل آنجاست که در همه این قوانین، تبصره‌ای وجود دارد که امکان تخریب قانونی محیط‌زیست و جنگل‌ها را فراهم می‌کند. قوانین متعددی داریم که بر حفاظت از محیط‌زیست، جلوگیری از آلودگی آن و حتی بهسازی محیط‌زیست تأکید کرده‌اند. اما در اغلب این قوانین تأکید شده که برای اجرای طرح‌های عمرانی می‌توان این قوانین را به راحتی زیر پا گذاشت.

در واقع قانون، خود مسیر فرار از قانون و دور زدن آن را باز گذاشته است؟
بر اساس ماده 7 قانون حفاظت و بهسازی محیط‌زیست (اصلاحی 1371)، مرجع تصمیم‌گیری برای قضاوت بین سازمان‌های متولی حفاظت از محیط‌زیست با دیگر دستگاه‌های اجرایی، رئیس‌جمهور است. رئیس‌جمهور نیز معمولاً این موضوع را به کمیسیون «محیط‌زیست و صنعت» دولت ارجاع می‌دهد که چند وزیر عضو آن هستند. این کمیسیون نیز در عمل به دلیل ترکیب اعضا، به اجرای پروژه‌ها اهمیت بیشتری می‌دهد تا حفاظت از محیط‌زیست. در سایر قوانین مانند «حفاظت از جنگل‌ها و مراتع»، «حفاظت از منابع طبیعی» و «حفاظت از جنگل‌ها و مراتع» نیز تبصره‌ها و بندهای مشابهی وجود دارد که راه تخریب دولتی محیط‌زیست را باز می‌گذارد.

مشکل را فقط در تبصره‌های ذیل قانون می‌بینید؟
نه. مسئله بعدی این است که سازمان حفاظت از محیط‌زیست، یک سازمان دولتی و زیر نظر قوه مجریه است. شورای عالی محیط‌زیست هم با عضویت برخی اعضای هیأت دولت تشکیل می‌شود. این در حالی است که بزرگترین آلوده‌کننده و مخرب محیط‌زیست، دولت و شرکت‌های دولتی هستند. طبیعتاً بخشی از دولت، نمی‌تواند جلوی فعالیت‌های مضر دولت را بگیرد.

چاره چیست؟ به هر حال NGOها را که نمی‌توان متولی رسمی حفاظت از محیط‌زیست کرد؟
با توجه به صدر اصل 156 قانون اساسی و بند یک ماده 158 این قانون، بهتر است سازمان محیط‌زیست از قوه مجریه منفک و به قوه قضائیه انتقال یابد. چون قانون اساسی، قوه قضائیه را مسئول حفظ حقوق فردی و جمعی آحاد مردم کرده است.

آنچه شما می‌گویید، یک راه حل اساسی است و به همین دلیل ممکن است در عمل زمان زیادی برای اجرایی شدن آن لازم باشد. آیا نمی‌توان در میان مدت به راه حل‌هایی مانند ضابط قضایی شدن محیط‌بانان و جنگل‌بان‌ها روی آورد؟
این که چند محیط‌بان را ضابط قوه قضائیه کنیم ولی رؤسای آنها دولتی باشند، نمی‌تواند راهگشا باشد. مداخله قوه قضائیه در مسائل زیست‌محیطی، باید پررنگ‌تر شود. قانون اساسی، وظایف و اختیارات مهمی برای قوه قضائیه در نظر گرفته است. هم‌اکنون رویه قضایی به گونه‌ای است که قوه قضائیه به صورت مستقیم، کمتر در پرونده‌های تخریب محیط‌زیست مداخله می‌کند. این در حالی است که سازمان محیط‌زیست در برخی موارد به دلیل ملاحظات اداری، از طرح شکایت اجتناب می‌کند.

آیا در دیگر کشورها نیز چنین روندی وجود دارد؟
در هند همه شهروندان می‌توانند به راحتی در ارتباط با مسائل زیست‌محیطی به دادگاه عالی این کشور (Supreme Court) شکایت ببرند. این دادگاه حتی رعایت قاعده لزوم حضور شاکی (Locus Standy) را در مورد این نوع شکایت‌ها، ضروری نمی‌داند. به همین دلیل، نویسندگان مشهور حقوق محیط‌زیست، دادگاه عالی هند را یکی از حامیان جدی محیط‌زیست می‌دانند. این دادگاه رویه‌های قضایی ویژه‌ای را تدوین کرده است که از مهم‌ترین منابع حقوق محیط‌زیست به شمار می‌آید.

آیا چنین امکانی در ایران هم وجود دارد؟
دیوان عدالت اداری مسئول است که در این زمینه فعال‌تر شود. این که برخی وزارتخانه‌ها، قطع درختان را تصویب می‌کنند، در دیوان عدالت اداری قابل تعقیب قضایی است. بقیه ارکان قوه قضائیه مثل دادستانی نیز می‌توانند نقش مفیدی در حفاظت از محیط‌زیست بر عهده گیرند.

ولی تجربه نشان داده که دادستانی کل کشور در این زمینه تا انتها مقاومت نمی‌کند و اغلب اوقات با اصرار دولت، عقب‌نشینی می‌کند. نمونه واضح آن، ساخت جاده در جنگل ابر شاهرود است.
وقتی که قانون راه فرار را بازگذاشته است، کار چندانی از دست دادستانی بر نمی‌آید. حرف اول و آخر را قانون می‌زند. وقتی قانون اجازه محیط‌زیست در قالب طرح‌های مصوب دولت را داده است، چنین اتفاق‌هایی بعید نیست. دادستان تابع قانون است. هر چند با توجه به این که قانون اساسی، فوق قانون عادی است، دادستان کل کشور و سایر ارکان قوه قضائیه می‌توانند برای نجات یک میلیون اصله درخت جنگل ابر، به اصل 50 قانون اساسی استناد کنند.

مگر برای اجرایی کردن قانون اساسی، به قانون عادی نیاز نداریم؟ قوه قضائیه که نمی‌تواند خودسرانه و بدون مصوبه مجلس، کاری را انجام دهد.
در این زمینه می‌توانیم به تجربه کشورهای دیگر نگاه کنیم. دادگاه عالی هند در برخی احکام خود تصریح کرده است که حق برخورداری از محیط‌زیست سالم، یکی از ارکان حقوق بشر است. به همین دلیل و با توجه به تأکید قانون اساسی این کشور بر رعایت حقوق ذاتی بشر، هیچ یک از ارکان حکومتی هند حتی مجلس این کشور، حق ندارد مجوز تخریب محیط‌زیست را صادر کند.

از سایت خبر آنلاین

حمایت از محیط زیست در اسلام

اسلام نشاندهنده طریقتی برای زندگی است که دیدگاه جامعی نسبت به هستی ، حیات انسان و روابط بین آنها دارد و تلفیقی بین ایمان ، عقیده قانونگذاری و اجرای قوانین ایجاد می کند . انسان به منزله جزئی از هستی است که هر یک از عناصرش مکمل سایر اجزاء مجموعه هستی است . اما انسان ارتباط ویژه ای با سایر عناصر طبیعت دارد.ارتباطی از نظر بهره برداری و توسعه .

حکمت الهی مقدر کرد که انسان وارث زمین می شود ، بنابراین انسان علاوه بر اینکه جزئی ازجهان هستی است ، مجری دستور الهی نیز هست . بنابراین او صرفا بر روی زمین کار می کند بدون اینکه مالک باشد . انسان آمر و ناهی نیست بلکه یک ذینفع است .

اسلام در کلیه شئون و روابط انسانی دخالت کرده و برای همه آنها مقرراتی وضع نموده است . لیکن این بدان معنی نیست که برای هر موضوع با عنوان ویژه و متداول امروزی آن حکم خاصی مقرر داشته باشد . مسئله محیط زیست نیز از همین قبیل است . به یقین در هیچیک از منابع اسلامی به عنوان محیط زیست حکمی مطرح نشده است ولی بدون تردید در باره آب ، زمین ، پاکی و ناپاکی ، آتش سوزی و مسائلی از این قبیل در این آیات و احادیث و سایر منابع احکام زیادی وجود دارد که به کمک آنها می توان مقررات دقیقی برای مسائل محیط زیست بدست آورد . متاسفانه به علت قصورو یا شایدبه جهت اینکه محققان اسلامی از آغاز طرح این عنوان تا اواخر خود را نیازمند تحقیق در این مسائل نمی دیدند . تا کنون در این مورد از نظر اسلامی تحقیق و پژوهشی انجام نگرفته است .

از نظر اسلام چنانچه فرد یا جامعه ای از عمل شخصی متضرر شوند نمی توانند از راههای مشروع ضرر و زیان خود را از او دریافت دارند . همینطور در صورتیکه کسی یا کسانی اقدام به آلودن محیط می کنند ، کسانی که پیرامون محیطشان آلوده شده است می توانند آلوده کننده را برای کیفر تعقیب کنند . چرا که ستم و آزار دیگران به موجب ادله اربعه قبیح و حرام است .

از پیامبر اکرم روایت شده است که حضرت فرمود: (( تحفظو من الارض فانها امکم )) یعنی از زمین حفاظت کنند به درستیکه آن مادر شماست . اسلام برای نظافت و بهداشت اهمیت فوق العاده ای قائل است و آنرا از نشانه های ایمان می داند .

خداوند متعال در سوره قمر آیه 49 می فرماید : (( انا کل شی ء خلقناه بقدر )) یعنی ما هر چیز را به اندازه خلق کردیم . پس هر چیز مقدار و حدودی دارد  و بایستی بطور صحیح و درست بهره برداری شود تا نابود و منهدم نگردد . چرا که این ثروتهای طبیعی فقط به یان نسل تعلق ندارد . بلکه این اندوخته ها به نسلهای بعد از ما نیز تعلق دارند .

اسلام نظر به زنده کردن زمینهای موات و آباد کردن زمین دارد . در آیه 61 سوره هود امده است ))هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها )) یعنی خداوند شما را در زمین خلق کرد و شما را به عمارت و آباد کردن زمین گماشت . در این رابطه پیامبر اکرم می فرماید : (( ان قامت علی احدکم القیامه و فی یده فسیله فلیغرسها )) یعنی اگر قیامت برپا شود ودر دست نهالی باشد باید آن را بکارد .

آب نیز به عنوان یکی از مظاهر طبیعت که باید از آلودگی مصون بماند مورد توجه اسلام می باشد . آیات ذیل از قرآن کریم اشاره به اهمیت و نقش آب در زندگی بشر دارد.

آیه 30 سوره انبیاء : از آب همه چیز را زنده کردیم . پس گیاه و حیوان و انسان زندگیشان به آب بستگی دارد .

آیه 164 سوره بقره : خداوند آب را نازل کرد و زمین مرده را به وسیله آب زنده کرد .

در واقع اگر اسلام بر حمایت عناصر اساسی  در محیط زیست و حفاظت آنها تاکید دارد بخاطر خیر انسان و تامین ضروریات و حاجتهای انسان چه برای نسل حاضر و چه نسبت به نسلهای آینده است و انسان را متوجه حمایت و نگهداری از خود محیط زیست و محیط زیست خود می کند . در اسلام ضرر زدن به هر چیزی ممنوع است .

منظومه جاودان حیدر بابایا سلام در دانشگاه میشیگان آمریکا

شهریار شاید وقتی به تبریز برمی گشت تا منظومه ی حیدر بابایش را به پایان رساند هرگز فکر نمی کرد حیدر بابا این نقاشی زنده در قالب شعر جهان را خواهد توانست درنوردد. ولی حالا شهریار با حیدر بابایش برای آمریکایی ها نیز نامی آشناست.

دانشگاه میشیگان آمریکا در اقدامی جالب منظومه حیدر بابای شهریار را در سایت رسمی خود و با الفبای عربی منتشر کرده و این منظومه را به دو زبان ترکی استانبولی و انگلیسی ترجمه کرده است.

از نکات بسایر ارزنده و جالب توجه این اقدام انتشار صوتی اشعار حیدر بابایه سلام با صدای شهریار در این سایت است.

اینک شهریار با حیدربابایش بر تارک هستی می درخشد تا باری دیگر دنیا نام آذربایجان را این بار توسط شاعر شهیرش بهتر از همیشه بشنود و بشناسد.

http://www.umich.edu/~turkish/links/manuscripts/haydarbaba/haydarbaba.htm

دریاچه بایکال ؛ وقتی طبیعت عظمت خود را به رخ انسان میکشد !

در این پست همچون سایر پست ها , قصد دارم در خصوص یکی دیگر از شاهکار های جهان صحبت کنم . اما اینبار انسان نه تنها در آن دخیل نیست بلکه در مقابل عظمت آن چاره ای جز زانو زدن ندارد !

بله دریاچه بایکال روسیه . مطمئنا در گذشته نام آنرا شنیده اید . عمیق ترین و قدیمی ترین دریاچه جهــــــــــان که نام بانوی سرور تمام دریاچه ها را به آن نسبت داده اند . درباره این دریاچه بقدری مطالب و خبر ها مطالعه نمودم که حقیقتا انتخاب برخی از ترجمه هام و جمع بندی شون  در این ساعت برایم دشوار است . اما با قلم ناقص خود ذره ای از عظمت این دریاچه شگفت انگیز را بیان خواهم نمود :

 

این دریاچه دیدنی در جنوب کشور روسیه واقع شده و عمیق ترین قسمت آن در حدود 5314 متر عمق دارد . با مطالعاتی که انجام دادم کف این دریاچه در حدود 1285 متر پایین تر از سطح دریا بوده  و از همه جالتر اینکه این دریاچه در حقیقت در یک شیار طبیعی از زمین قرار گرفته که سالانه 2.5 ساینتیمتر به پهنای آن اضافه میشود. طوا اون چیزی در حدود 636 کیلومترو عرضش 80 کیلومتره .بیش از 30 جزیره سنگی در اون یافت میشه که بزرگترینش اولخان با وسعت 130 کیلومتر مربعه و طول سواحل اون چیزی در حدود 2100 کیلومتره .این در حالیه که کل وسعت دریاچه 560000 کیلومتر مربعه .بطور کلی 336 رودخانه آب خود رو نثار این دریاچه میکنند .

قدمت این دریاچه که اگر اشتباه نکنم 25 میلیون ساله ,  موجب شده محیط زیست خاصی در آن بوجود بیاد بگونه ای که طبق برخی نظرات تا 2500 نوع گونه زیستی اعم از گیاهان و حیوانات در اون یافت میشه . نکته حائز اهمیت خوک دریایی موجود در این دریاچه اس که بسیار معروف بوده و در جهان نادره .مطالعه منابع مختلف موجب شد اطلاعات کاملی مخصوصا در خصوص حیات وحش این دریاچه و جزیره های اون پیدا کنم . در اینجا بطور خلاصه اشاره میکنم که شما از خرس گرفته تا موش آبی در خشکی و در درون دریاچه که گونه هایی مختص این دریاچه وجودارند و در اسمان نیز مرغابی , جقد , عقاب و…. تنها بخشی از این حیات وحش هستند .

نکته بعدی در خصوص این دریاچه شیرین بودن آب اونه و اینکه باید بگم در کمال ناباوری 20% آب شیرین کل جهان رو در خودش جای داده ! و از همه مهمتر اینکه بتازگی محققان دریافتند که این دریاچه منبعی از چشمه های آبگرمه که دمای اونها طبق محاسبات چیزی در حدود 50 درجس.اما حجمشون در مجموع کمه. سطح این دریاچه اغلب در 5 مال از سال یخ میبنده بطوری که حتی یک ماشین براحتی میتونه روی اون حرکت کنه .

متن کامل ترجمه هام در خصوص این دریاچه عظیم و دیدنی چیزی در حدود 2 صفحه شد اما به آرشیو شخصی ام اضافه نمودم و برای وبساز همین خلاصه رو که به اندازه کافی هم دقیق و کامل است رو یادگار میذارم . این کم انگیزه شدن رو به دل نگیرید  

منشا تروریستهای القاعده

کلاس قرآن کودکان پناهجوی افغان در اردوگاهی در راولپندی پاکستان

فقر و فلاکت در این منطقه بستر مناسب را برای یارگیری القاعده فراهم نموده است و کشورهای غربی بجای اینهمه هزینه نظامی  بهتر است به شکم این کودکان بیاندشند

کشته شدن کبوتر سرخ رنگ بدست استقلالی ها

هواداران تراکتورسازی چند صد کیلومتر راه پیمودند تا در کنار هواداران استقلال شاهد یک بازی زیبا و دیدنی باشند. ولی افسوس و صد افسوس که استقلالی های قصی القلب و عصر حجری با رفتاری وحشیانه فرهنگ و اصالت خود را مقابل چشمان میلیون ها بیننده ی تلویزیونی قرار دادند. آیا نباید پرسید که گناه کبوتری که تنها دلیل قتلش رنگ سرخ بالهایش بود چیست؟ آیا نباید از قصاوت فردی که بی رحمانه و با وحشی ترین حرکات سر از تن موجودی بی گناه جدا می سازد منزجر شد؟ استقلالی که در میدان مسابقه نتوانست یارای مقاومت مقابل تراکتور را داشته باشد و استقلالی که هوادارانش در مقابل تراکتوری ها کم آورند به هر کاری دست زدند تا خشم و نفرت خود را نه از تیم استقلال بلکه از هواداران تراکتور نشان دهند.
واقعا شرممان می شود که در مقابل استقلالی قرار گرفتیم که تماشاگرانش مشتی لات و الدنگ بودند. کبوتر بی سری که مقابل چشمانمان جان کند معصومیت میلیون ها هوادار تراکتوری بود که سالهاست زیر پای چنین افرادی و افکاری پایمال می شد و هیچ کس توجهی بدان نمی نماید. هوادار استقلالی که با کندن سر کبوتری چنان احساس وجد و خوشحالی می نماید که انگار دنیا به پایش ریخته شده است زیرا که چشمان و قلبش چنان از نفرت پر شده است که تنها خون بی گناهان است که تصلای خاطر حیوانی اش است. همین صحنه ها است که تفاوت ایجاد می کند مابین تراکتور و استقلال. زیرا که وحشی گری و توحش جز لاینفک فرهنگ آنهاست و این واژه ها برای ما قرن هاست که در زباله دان تاریخ دفن شده اند. هواداران استقلال به عینه ثابت کردند که به درستی وارث حقیقی توحش و قتل و خونریزی هستند و از این کار نیز لدت می برند. در مقابل هواداران تراکتور با دیدن چنین صحنه هایی اثبات کردند که از نسل باران و آفتاب هستند نسلی که به کشتن فکر نمی کند بلکه تنها فکرش رویش و امید و باروری است. هوادارانی که با حضور خود روح امید و رویش را بر سکوهای مرده و بی روح ورزشگاه آزادی دمیدند و ثابت کردند که هر جا حضور یابند با خود مهر و عطوفت همراه دارند.
رفتار و حرکات با تجربه ترین بازیکن استقلال یعنی فرهاد مجیدی در ورزشگاه یادگار امام هنوز هم از خاطرمان فراموش نشده است ولی پس چرا اکنون ایشان سکوت کرده اند؟ کسی که به خاطر برخود یک سنگ مجازی قیامتی برپا کرد اکنون با دیدن خون ریخته شده ی مظلومی در مقابل میلیون ها نفر سکوت می کند و حتی به تحسین این رفتارها و حرکات می پردازد؟ کجاست واعظ مدیرعامل که دم از مرام و معرفت و انسانیت می زد؟ کجای کشتن موجودی بی دفاع و مظلوم انسانیت است؟ اگر چنین رفتاری انسانیت باشد پس باید گفت که هیتلر انسانترین فرد تاریخ است.
واقعا برآشفته ایم از حرکات حیوانی که تنها سیمای انسانی دارد. حیوانی که کبوتر بی گناهی را با لذت و قصاوت می کشد لیاقت حیوان بودن را نیز ندارد. کبوتر معصوم و بی گناهی که حتی بدون جرعه ای آب به قتل می رسد و با بدترین و زجر آورترین حالت جان می دهد تنها جرمش رنگ سرخ بالهایش بود. کبوتری که بالهای خود را سرخ فام ساخت تا سرخی هواداران تراکتور را سوار بر بالهایش به آسمان ها ببرد شایسته ی چنین تقدیری نبود. وای بر استقلالی که که هوادارانش چنین افراد قصی القلب و عقب مانده ای هستند. رفتارهایی که از هواداران آبی سر زد حتی از انسان های وحشی جنگل های آمازون نیز سر نمی زند.
هزار بار با چشمان اشک بار صحنه ی دلخراش مرگ کبوتر سرخمان را دیدیم و هزار بار بر اراده امان در راهی که برگزیده ایم افزوده شد. آی ای هواداران تیم های سرخابی و زرد و سفید و سبز رنگ و ... به هوش باشید که چنین صحنه هایی هرچند دل پر دردمان را ملال انگیزتر می کنند ولی بر اراده و عزم راسخمان می افزایند و دشمنی و خونخواری شما بیش از پیش بر ما آشکار می گردد. هوادار تراکتور همواره بر تراکتوری بودنش می بالد و همواره از افرادی همچون شما برائت می جوید. دشمنی و خشم شما از این رو است که با وجود هزینه های میلیاردی خود هرگز یارای مقاومت در مقابل تراکتور را ندارید. زیرا که میلیون ها هوادار تراکتور همگی زاده ی آذربایجان هستند و ارتش سرخ آذربایجان همواره به سربازانش افتخار می کند و علی رغم دشمنی های شما میلیون ها عاشق شیفته اش هستند.
پس محکمتر از قبل فریاد می زنیم :
یاشاسین آذربایجان
یاشاسین تراختور

منبع : تراكتور اف سي


 

مراسم ازدواج بر فراز قله توچال

سرنوشت غم‌انگیز برنامه جامع کاهش آلودگی هوا

خبرگزاری مهر: جلسه کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران در حالی روز دوشنبه با حضور رئیس سازمان محیط زیست و استاندار تهران تشکیل می شود که برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران در دهمین سال اجرایش با سرنوشتی غم انگیز روبرو شده است.

قرار بود با اجرای برنامه جامع کاهش آلودگی هوای تهران طی 10 سال گذشته کیفیت هوای تهران به استانداردهای سازمان بهداشت جهانی نزدیک شود.
امری که البته به دلایل مختلف هرگز اتفاق نیافتاد.

کمیته اجرایی کاهش آلودگی هوای تهران نزدیک به یک سال است که کاملا منحل شده و کارگروه کاهش آلودگی هوای تهران با مسئولیت استانداری استان تهران پیگیری اقدامات و برنامه مدیریت کاهش آلودگی هوای تهران را از معضلی ملی به برنامه ای استانی تقلیل داده است.

یک کارشناس محیط زیست درباره علل شکست این برنامه می گوید: این برنامه به دلیل عدم تخصیص بودجه کافی و نیز عدم مسئولیت پذیری وزارتخانه ها و ارگانهای ذیربط و از همه مهمتر عدم تصویب کامل این برنامه در مراجع ذیربط عملاً اجرای آن را با شکست کامل مواجه کرد."

توضیح : این کارشناس محترم کسی نبود جز برادر بزرگوارم وحید نوروزی !

عشق یک دختر سرطانی

دختری را که در تصویر می بینید ، کتی کرکپاتریک نام دارد؛‌ کتی 21 ساله به همراه نامزد 23 ساله خود نیک برای جشن عروسی شان آماده می شوند.

 این عکس تنها چند دقیقه قبل از مراسم عروسی این دو جوان ، در روز 11 ژانویه 2005 گرفته شده است.

 

کتی مبتلا به سرطان است و بیماری وی در بدترین وضعیت خود قرار دارد؛ وی مجبور است هر روز ساعاتی زیر نظر پزشک و دستگاه های مخصوص قرار بگیرد. در این عکس ، نیک منتظر است تا کتی یکی دیگر از شیمی درمانی هایش به پایان برساند.

 

کتی علیرغم تمام درد و رنج ناشی از بیماری سرطان ، ضعف بدنی ، شوک های ناشی از تزریق پی در پی مورفین ، قصد دارد مراسم عروسی خود را بدون هیچ عیب و نقصی برپا کند . وی به خاطر بیماری اش همیشه در حال کاهش وزن است ، به همین خاطر مجبور شد هر چه به روز عروسی اش نزدیک تر می شود ، لباس عروسی اش را کوچک تر و کوچک تر کند. 

وی مجبور بود در طول مراسم عروسی اش کپسول تنفسی اش را به دنبال خود داشته باشد . در این تصویر پدر و مادر نیک را می بینید. آنها از اینکه می بینند پسرشان با عشق دوران دبیرستان خود ازدواج می کند بسیار خوشحال هستند.

 

کتی در ویلچیر خود نشسته و به ترانه ای که نیک و دوستانش می خوانند گوش می دهد.
طی مراسم عروسی ، کتی مجبور می شد برای لحظاتی استراحت کند. او به خاطر ضعف و درد نمی توانست به مدت طولانی بایستد.

کتی تنها پنج روز بعد از مراسم عروسی اش فوت کرد. دیدن زنی که علیرغم بیماری سرطان و آگاهی به عمر کوتاه مدت اش ، ازدواج می کند و تمام مدت لبخند بر لب دارد ما را به این فکر می برد که خوشبختی دست یافتنی است ، مهم نیست چقدر دوام می آورد.

 
باید از منفی بافی دست برداریم ؛ زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم پیچیده نیست.
زندگی کوتاه است
قوانین را زیر پا بگذار
بسرعت ببخش
با صداقت عاشق شو و با حرارت ببوس
همیشه بخند
هیچ وقت لبخند را از لب هایت دریغ نکن
مهم نیست زندگی چقدر عجیب است
زندگی همیشه آنطور که ما فکر می کنیم پیش نمی رود
اما تا زمانی که هستیم ، باید بخندیم و سپاسگذار باشیم

learn the issues

مطالب از سایت محیط زیست آمریکا برگرفته شده

مطالب کاملا ساده و سعی شده تمام رده های سنی و تحصیلی را در بر گیرد

  • Water
  • Air
  • Climate
  • Wastes and Pollution
  • Green Living
  • Human Health
  • Ecosystems
  • ادامه نوشته

    اثرات سوء «پارازیت»هایی که می آید؟!

    صفحه سیاه تلویزیون و پیام "no signal" تصویری است که اکنون شامل حال شهروندان تبریزی هم گردید .

    چند روزی است که در اکثر مناطق تبریز شبکه های ماهواره ای غیر قابل دسترس می باشند و حجم اختلال این شبکه ها به اندازه ای است که اگر پیشتر تصاویر شبکه های ماهواره ای به صورت شطرنجی قابل مشاهده بودند اما در حال حاضر بسیاری از این شبکه ها به طور کامل قطع می باشند. 
    حجم پارازیت ارسال شده بر روی ماهواره ها اکنون به اندازه ای است که شایعات بسیاری در این خصوص منتشر شده است. برخی سایت ها ادعا می کنند که سیستم جدید ارسال پارازیت به تازگی از کشور روسیه خریداری شده است.

    این اخبار که صحت آنها تایید نشده است حاکی است که سیستم مجهز روسی که به تازگی خریداری شده در جنگ های مدرن الكترونیك برای اختلال در رادارها استفاده می شود، اما شرکت "صا ایران" با ایجاد تغییراتی در این سیستم به قدرت بالایی برای ارسال امواج دست یافته است.

    ادعا می شود که در این سیستم اسیلاتورهایی در پهنای باند مایكروویو استفاده شده كه تمامی كانال های ماهواره ای را دچار اختلال می كند. این امواج همانند سیگنال از یک برج رادیویی فرستاده شده و بر روی سیگنالهای اصلی ماهواره سوار می شوند.

    نصب فرستنده های پارازیت در تهران و سایر شهرهای بزرگ کشور به طور گسترده از سال ۱۳۸۱ آغاز شد. در این سال دستگاه های پارازیت از کمپانی اریکسون خریداری شد و برخی مدعی اند یکی از دستگاه های مجهز تولید پارازیت بر بالای برج میلاد تهران نصب شده است. همچنین برخی اخبار مطرح می کنند که علاوه بر مراکز ثابت ارسال پارازیت، تعدادی واحدهای سیار که توسط کامیونت حمل می‌شوند، نیز درارسال پارازیت نقش دارند.

    در آن زمان نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم خواهان برخورد با کانون های ارسال پارازیت شدند و گزارش ارسال پارازیت به روی امواج ماهواره‌ ای و رادیوئی، در کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی بررسی شد و دستور متوقف ساختن آن به شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی ارسال شد. 

    سید محمد خاتمی، رئیس جمهوری وقت ایران، در پی دریافت گزارشی از وزارت پست، تلگراف و تلفن و نیز پس از نامه نمایندگان مجلس دستور داد ارسال پارازیت سریعا متوقف شود.

    برخی گزارش ها و تحقیقات حکایت از خطرناک بودن امواج پارازیتی زمینی برای سلامت جسمی و روانی انسان دارد و به همین علت در دولت خاتمی و آن زمان که ارسال پارازیت آغاز شده بود وزارت بهداشت وقت طی گزارشی به کمیسیون صنایع مجلس ششم احتمال وجود خطرات و مضرات این نوع امواج را بسیار بالا دانست.
     
    در آن زمان همچنین مهندس مولوی یکی از اعضای هیات علمی دانشكده پست و مخابرات، گفته بود که امواج مایكروویو پس از نفوذ به بدن انسان نوعی اثر گرمایی تولید می كنند و باعث می شود درجه حرارت بدن بالا رود. 

    به گفته او طبق مطالعات انجام شده از بین رفتن تعادل دمای بدن، به طوری كه بیش از ۵ درجه سانتیگراد باشد، برای انسان مرگ آور است و بیشتر از یك بمب اتمی برای افراد خطرناك است.

    برخی تحقیقات همچنین حکایت از خطر ابتلا به سرطان و عقیم شدن مردان به خاطر این امواج می کنند و این خطر را برای کودکان و افراد مسن بیشتر می دانند. نایب رییس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس هشتم نیز اخیرا طی مصاحبه ای نسبت به تاثیر مخرب پارازیت های ماهواره ای و مخابراتی بر سلامت روان شهروندان تهرانی هشدار داد.
    او در این خصوص ادامه می دهد:« تحقیقات همچنین نشان داده که امواج پارازیت تاثیرات مخربی بر اعصاب و روان انسان نیز بر جای می گذارند. همچنین این امواج ممكن است در اثر تداوم، ناشنوایی مزمن را به همراه داشته باشد و برای افراد التهابات پوستی را به دنبال بیاورد.»

    علیرغم تمام شایعاتی که در خصوص نصب دکل هایی که پارازیت قوی ارسای می کنند و مضرات آنها اما مقامات و نهادهای ذیربط تاکنون موضع گیری شفافی در این خصوص نداشته و این اخبار را به طور قطعی تایید و تکذیب نکرده اند.

    از آنجا که در حال حاضر دسترسی شهروندان به شبکه های ماهواره ای مختل شده است به احتمال زیاد سیستم جدیدی برای این امر استفاده شده است و حال مسئولین باید پاسخ دهند که آیا این سیستم ها از آن دست است که گفته می شود خطرات بسیاری برای مردم دارد یا اینکه تدبیرهایی برای مقابله با اثرات سوء امواج پارازیت برای شهروندان اندیشیده شده است.
     
    پاسخگویی مسئولان کمک بسیاری به از میان رفتن نگرانی شهروندان در این خصوص می کند.

    نی نی اومد!

    دیروز 12 مهر بالاخره  انتظار 9 ماهه به پایان رسید و چشممون به نی نی روشن شد یه دختر سیاه و پشمالو که گویا قراره ده بیست روز دیگه خوشگل بشه بدنیا اومد  فعلا میگن شبیه باباشه !

    برگ دیگری از دفتر زندگی من هم  ورق خورد و اینبار فصل پدرشدن آغاز شد

    پدر شدن  حس عجیبیه    ساعتها بهش خیره میشی    بدون اینکه متوجه گذشت زمان بشی  امروز انگشتمو گرفته بود و محکم فشار میداد    قابل بیان نیست آدم چه حسی داره  انگار با این فشار داره میگه   بابا به امید تو اومدم این دنیا حالا که بین اینهمه مملکت منو تو ایران بدنیا اوردی تو این فضای آشفته و این مملکت ویرونه  باید خیلی مواظبم باشی آخه من غیر از تو کسی رو ندارم . . . 

    وقتی کلیه تستهای سلامتی با موفقیت انجام شد فهمیدم باز هم مورد لطف خدا قرار گرفتم و نخواسته بقول بعضیا ما رو با بدترین مصیبت دنیا امتحان کنه

     

    تالاب گندمان در آتش سوخت

    آتش سوزي در تالاب "گندمون" بروجن وارد هفتمين روز خود شد اين در حالي است که وزش باد شعله هاي آتش را به بخشهاي وسيعتري در مناطق شمالي تالاب هدايت کرده و نيمي از تالاب 800 هکتاري را به کام مرگ برده است.
    ادامه نوشته

    IFEH  http://www.ifeh.org/

    IFEH

    The Federation works to disseminate knowledge concerning environmental health and promote co-operation between countries where environmental health issues are transboundary. It promotes the interchange of people working in this sector and the exchange of Member's publications of a scientific and technical nature.

    Amongst other things, the Federation seeks to provide means of exchanging information and experience on environmental health, to hold Congresses and meetings to discuss subjects relevant to environmental health science and administration, to represent the interests of environmental health to state agencies, national governments and international organisations and to promote field studies of environmental health control.

    IFEH website

    موجودی عجیب از ساحل ولز سر درآورد!  

    این موجود عجيب سر از آب بیرون آورده باعث بهت و حیرت زیست‌شناسان و دانشمندان شده و هنوز هیچ کسی نمی‌داند این غول بی‌شاخ و دم نامش چیست، در کدام رده‌بندی موجودات قرار دارد و اینکه چند سالش است. فقط می‌توان گفت شبیه یک نهنگ است که با هشت‌پا پیوند خورده است!



    توریست‌های وحشت‌زده ساحل "گوین پنینسول" در ولز با دیدن موجودی که مانند یک هزارپای بزرگ است یا گودزیلایی تغییر چهره داده، قیل و قالی راه انداختند و به این ترتیب ماموران ساحلی برای رسیدگی به این مساله وارد کارزار شدند اما چیزی که دستگیرشان شد نه دعوا بود نه جنازه یا حتی به ساحل افتادن نهنگ‌ها. این‌بار موجودی را یافته‌اند که هزاران بازو از بدنش آویزان است. احتمالا او از این بازوها برای حرکت یا صید استفاده می‌کند. این شاخک‌ها یا بازوها تمام بدن موجود وهم‌انگیز ما را پوشانده و طول هر یک از آنها به دو متر می‌رسد.
    هزاران نفر در منطقه "سوئِنزی" در ولز بودند و کنار دریا لحظات خوبی داشتند که این موجود از آب بیرون آمد و بدون حرکت روی ساحل افتاد.



    دانشمندان همان‌قدر که از دیدن یک یوفو- سفینه فضایی- به وجود می‌آیند از دیدن این موجود هم شوکه شده‌اند. آنها بر این باورند که شرایط بد آب و هوایی آن را به سطح آب کشانده است. نوک تمام بازوهای این موجود را نوعی صدف شاخی‌شکل پوشانده که یا برای راه رفتن زیر آب از آن استفاده می‌کرده یا برای شکار.
    پروفسور "پل برین" از دانشگاه سوئنزی ماجرا را اینگونه شرح می‌دهد:"صدای کودکی را شنیدیم که جیغ می‌زد. همه به دنبالش دویدیم و در نهایت به آن موجودی عجیب رسیدیم که تکان‌های وحشتناکی می‌خورد."



    کسانی که این موجود را از نزدیک دیده‌اند می‌گویند به آنچه در برنامه Dr.who گفته می‌شود خیلی شباهت دارد؛ برنامه‌ای که علمی- تخیلی است و از شبکه بی‌بی‌سی پخش می‌شود. پروفسور برین در ادامه می‌گوید:"در واقع این بزرگترین موجود فضایی است که تا حالا دیده‌ام! طول هر یک از بازوهای این موجود را نمی‌توانم تخمین بزنم اما به نظرم اندازه یک تیر چراغ برق است."

    تالاب بين المللي قوري گل در آستانه نابودي  

    مديرکل حفاظت محيط زيست استان آذربايجان شرقي، از نابودي قريب الوقوع تالاب بين المللي "قوري گل" در اين استان خبر داد.  به گزارش ايسنا، "بيوک رئيسي"، در بازديد از اين تالاب گفت: به دليل نرسيدن آب به اين تالاب، قوري گل در آستانه خشک شدن قرار گرفته است. وي در خصوص دليل خشک شدن اين تالاب با وجود بارندگي هاي اخير، گفت: مهمترين دليل اين بحران ناشي از مشکلات فني است که امکان رسيدن آب به تالاب قوري گل را ناممکن کرده است. رئيسي هشدار داد: در صورت نرسيدن آب در فصل غير زراعي سال بعد، تالاب بين المللي قوري گل با بحراني جدي مواجه و به کلي خشک خواهد شد. مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي يادآور شد: در سال هاي گذشته با وجود خشکسالي هاي مکرر، با پيگيري اين اداره کل و همکاري آب منطقه اي استان، آب مورد نياز اين درياچه به هر نحوي تامين مي شد اما در سال جاري به دليل عدم تخصيص اعتبار لازم براي اصلاح و بازسازي کانال مذکور از سوي آب منطقه اي، امکان انتقال آب به تالاب غيرممکن شده است. رئيسي همچنين تصريح کرد: به دليل عدم اختصاص بودجه لازم به اين امر، ديواره هاي کانال انتقال آب به تالاب قوري گل نيز فرسوده شده و امکان انتقال آب در شرايط کنوني حتي با رفع مشکلات مالي نيز با دشواري صورت خواهد گرفت. وي با تاکيد بر لزوم همکاري مديريت ارشد استان براي جلوگيري از وقوع يک فاجعه زيست محيطي در آذربايجان شرقي، گفت: به نظر مي رسد ورود فوري مقامات ارشد استان براي رفع مشکلات فني و مالي لازم در جهت جلوگيري از خشک شدن تالاب بين المللي قوري گل بسيار ضروري است. به گزارش ايسنا، مديرکل حفاظت محيط زيست آذربايجان شرقي در ادامه با اشاره به اهميت و جايگاه جهاني تالاب بين المللي قوري گل در چرخه زيست محيطي منطقه، گفت: قوري گل با 92 گونه پرنده مهاجر،  آبزي و کنار آبزي در تالاب و اهميت بين المللي آن به عنوان يکي از تالاب هاي کنوانسيون رامسر شناخته شده است. 

    Spotlight on Germany

    On a frequently basis IFEH gives one of its member organisations the opportunity to give a brief presentation of how environmental health is conducted in its home country - which main challenges there are to overcome - and where the organisation finds that special efforts should be allocated.

    These statements are solely the views of the individual member organisation.

    (دویچه وله) توفان‌های سیستان منبع انرژی تجدیدپذیر هستند

    بر پایه‌ی گزارش خبرگزاری‌های ایران توفان شن در هفته‌‌های گذشته بخش‌های شمالی استان سیستان و بلوچستان را درنوردیده است. سرعت این توفان از ۴۰ تا ۷۲ کیلومتر در ساعت گزارش شده است. از دیدگاه کارشناسان بخشی از این توفان در اثر وزش بادهای ۱۲۰ روزه‌ی سیستان ایجاد می‌شود. منطقه‌ی بادخیز سیستان و بلوچستان که هر از گاهی اخباری درباره‌ی توفان، حرکت شن‌های روان و هوایی مملو از خس و خاشاک در آن، به گوش می‌رسد و مسئولان امر را با بحرانی طبیعی روبرو می‌کند، از ظرفیت‌های کم‌نظیر انرژی بادی و خورشیدی -از جمله- برای تولید برق در ایران برخوردار است.

    ادامه نوشته

    چون قافیه تنگ آید . .

    دیروز عصر، پنجشنبه ۱۸ تیرماه، مصاحبه با حاجیه خانم جوادی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست را از تلویزیون دیدم. ایشان هم مثل رئیس جمهور یک هنر خاص دارد و آن اینکه از جواب دادن به سوالاتی که به ضررش است طفره می رود و به قول معروف می پیچاند!!!

    چندین سوال از ایشان شد و حاجیه خانم جوادی هم به هیچکدام جواب صحیح نداد. بیشتر سعی کرد مانور بدهد و مشکلات پیش آمده را به دیگران و عوامل دیگر ربط دهد. برای نمونه وقتی از وی سوال شد که در طی ۴ سال گذشته دفتر آلودگی هوای محیط زیست مدیر کل نداشته گفت: مگر وظایف آن معطل مانده!!!

    یا وقتی از حاجیه خانم پرسیده شد چرا تاکنون بطور جدی آلودگی هوای کشور را با وجود اینکه هموطنان در جنوب و غرب کشور با آن روبرو بودند پیگیری نشده وی با کمال درماندگی اعلام کرد که طرف عراقی از وی دعوت نمی کرد!!!!؟؟؟

    ضرب المثلی است که می گوید : چون قافیه تنگ آید       شاعر به جفنگ آید   دقیقا مصداقش حاجیه خانم جوادی است. باید از وی پرسید مگر قرار است مشکلات این مملکت را دیگران حل کنند که منتظر دعوت طرف عراقی بودید؟

    مگر آلودگی هوا کم مشکلی است که در طی دوره مدیریت درخشان شما!!!؟؟؟ این دفتر تعطیل بوده است؟

    مگر شهروندان ایرانی در غرب و جنوب کشور حق زندگی ندارند که شما برای توقف آلودگی کاری نمی کردید ولی وقتی آلودگی به تهران رسید رنگ به رخسارتان نماند؟ البته باز هم مبهم است که از مردم ترسیدی یا از افراد دیگر.

    اگر همه کم کاری های دولت نهم را فراموش کنیم کم کاری ها و خرابکاری های سازمان حفاظت محیط زیست قابل فراموشی نیست. 

    ایشان در پیشگاه ملت و خدای ملت باید پاسخگو باشد.

    آلودگی هوای تبریز در وضعیت هشدار

    تبریز - خبرگزاری مهر: به دنبال وقوع باد شدید همراه با ورود موجی از گرد و غبار، وضعیت هوای تبریز در حالت هشدار قرار گرفت.

    به گزارش خبرنگار مهر در تبریز، توده گرد و غبار از شامگاه چهارشنبه فضای شهر تبریز را فرا گرفته و موجب افزایش شدید میزان الودگی در این کلانشهر گردید.

    به دلیل وضعیت نامناسب هوای تبریز، مدارس ابتدایی و راهنمایی این شهر امروز پنجشنبه تعطیل بود.

    در همین حال، بیوک رئیسی، مدیر کل حفاظت محیط زیست آذربایجان شرقی اعلام کرد: به دلیل افزایش میزان گرد و غبار با منشا فرا منطقه‌ای، آلودگی هوا به حدی است که وضعیت هوای تبریز در شرایط ناسالمی قرار دارد.

    وی افزود: طبق اعلام مرکز پایش و کنترل آلودگی هوای مرکز تحقیقات حفاظت محیط زیست استان، میزان گرد و غبار با منشا فرامنطقه‌ای به طور میانگین به 700 میکروگرم در مترمکعب و حداکثر یک‌هزار و پانصد میکروگرم در متر رسیده است.

    رئیسی گفت: با توجه به استاندارد این آلاینده، در شرایط فعلی هوای شهرستان تبریز در شرایط ناسالم قرار دارد.

    وی توصیه کرد: بیماران قلبی، عروقی، ریوی و افراد سالخورده از تردد غیرضروری و دانش‌آموزان از انجام فعالیت‌های بدنی و برگزاری اردو در فضای باز خودداری کنند.

    گفتنی است، گرد و غبار و آلودگی هوای ناشی از ذرات معلق هوا در دیگر نقاط استان نیز گزارش می شود.

     برای بررسی علل آلودگی هوای تبریز اینجا  کلیک کنید

    طرح های انجام شده توسط دفتر محیط زیست دانشگاه صنعتی شریف

    - همکاریهای پژوهشی در مورد تولید لایه های اطلاعاتی ، مطالعات حقوقی منابع آب و محیط زیست سرشاخه حوزه کرخه عليا، سيروان و نواحي گرمسيري، شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس  ، 1385

    2- مطالعات RS/GIS حوزه سیروان ، شرکت مهندسی مشاور مهاب قدس ، 1384

    3- مطالعات RS/GIS  حوزه کلاس ، شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران ، 1384

    4- مطالعات پیش بینی آورد حوزه آبریز زاینده رود با استفاده از داده های تصاویر ماهواره ای و زمینی ، سازمان آب منطقه ای اصفهان ، 1384-1383

    5- ارزيابي گزينه ها براي بهبود كيفيت آب مخزن سد لتيان، معاونت پژوهش و فناوري دانشگاه صنعتي شريف، 1384-1383

    6- تخمين ميزان كلروفيل و رنگدانه هاي آب به كمك طول موجها، معاونت پژوهش و فناوري دانشگاه صنعتي شريف و سازمان فضایی اروپا ، 1384

    7- روشهای بازيافت آب و فاضلاب در صنايع غذايی , شورای پژوهشهای علمی کشور , نهاد رياست جمهوری  1384-1380

    8- مطالعات کیفیت تالاب انزلی ، معاونت پزوهش و فناوري دانشگاه صنعتی شریف ، 1383

    9-تهيه بيلان آبی و تخمين ميزان تبخير و تعرق از سطح هامون ها به کمک مدلهای تجربی و تصاوير ماهواره ای , سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور , 1381-1383

    10- مديريت جامع آب شهر کاشان , سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور , 1383-1381

    11-  تهيه راهنمای مطالعات ظرفيت خودپالایی رودخانه , دفتر استاندارد سازمان مدیریت منابع آب ايران , 1383-1382

    12-درگاه ملی دانش آب , دفتر همکاریهای فن آوری رياست جمهوری , کميته ملی آبشناسی کميسيون ملی یونسکو ايران , 1383-1382

    13- پايگاه نشريات علمی يونسکو در زمينه علوم آب , برنامه بین المللی آب شناس يونسکو  (پاریس) , 1383-1382

    14- مدلسازی چاه جاذب , معاونت پژوهش و فناوري دانشگاه صنعتی شریف , 1383-1382

    15- شناسائی , کنترل و پايش نشت شبکه آب بهداشتی مجتمع ذوب آهن اصفهان ,  مجتمع ذوب آهن اصفهان , 1383-1378

      16- بررسی ابعاد مختلف رودخانه های مرزی کشور , مرکز سنجش از راه دور ايران , وزارت پست و تلگراف و تلفن ,1382-1380

    17- مدلسازی تغييرات کيفيت آب سد لتيان بعد از انتقال آب سد لار توسط تونل لوارک , سازمان آب منطقه ای تهران , 1382-1380

    18- بررسی روند تغییرات کمی وکیفی هورالعظیم , معاونت پژوهشی دانشگاه صنعتی شريف , 1382

    19- بررسی فنی و اقتصادی ضایعات در صنعت کشاورزی , معاونت پژوهشی دانشگاه صنعتی شريف , 1382-1381

    20- شناسائی علل بروز طعم و بوی نا مناسب در درياچه سد بوکان و شبکه آب شرب شهرستان سقز , شرکت آب و فاضلاب کردستان ، 1382-1380

    21- مطالعات کاهش تبخير از چاه نيمه ها در سيستان , شرکت سهامی آب منطقه ای سيستان و بلوچستان , 1381-1379

    22- مشاوره چگونگي مديريت آلودگي آب سد قشلاق در زمان واژگوني تانكر حمل MTBE  ،  پژوهشكده صنعت نفت و استانداري كردستان، 1381

    23- مدلسازی, بهينه سازی و بهبود شبکه آب جزيره کيش , سازمان عمران کيش , 1380

    24- دفتر فنی پيش بينی سيلاب رودخانه هيرمند ,  طرح جامع کنترل سيل سيستان (بانک جهانی ) با مشارکت مرکز تحقيقات آب وزارت نيرو و انيستيو هيدروليک دلف هلند , 1381-1379

    25- شبيه سازی و آناليز تناوب تراز آب درياچه های هامون , معاونت پژوهشی دانشگاه صنعتی شريف , 1381-1379

    26- بر آورد مقادير آب موجود در حوزه رودخانه هيرمند در افغانستان از طريق تفسير پوشش برف به کمک تصاوير ماهواره ای ,  شرکت سهامی آب منطقه ای سيستان و بلوچستان , 1381-1379

    27- مطالعات مديريت تامين و توزيع آب شهر زاهدان , دفترمطالعات آب و محيط زيست ,  دانشگاه صنعتی شريف , 1380-1378

    28- مطالعات تحليل هيدروديناميکی جريان و انتقال رسوب در رودخانه سيستان ,  شرکت مهندسين مشاور دريا سازه (سهامی خاص ), 1380-1378

    29- پهنه  بندی آلودگی رودخانه ها توسط تکنيک طبقه بندی فازی ,  سازمان مديريت منابع آب ايران ,  وزارت نيرو , 1380-1378

    30- بررسی روش های ارزيابی آسيب پذيری آبهای زيرزمينی نسبت به مصرف سموم و آفت کش ها , معاونت پژوهشی دانشگاه صنعتی شريف , 1378

    فلزات سنگین چگونه سلامت انسانها را تهدید می کنند ؟

    آلاینده ها به دو نوع آلاینده های قابل تجزیه و غیرقابل تجزیه تقسیم می شوند، آلاینده های غیر قابل تجزیه نظیر ترکیبات و نمکهای فلزات سنگین، ترکیبات شیمیایی فنولی با زنجیره بلند، آفت کشها مثل DDT هستند که در محیط تجمع می یابند و بر زنجیره غذایی و بیولوژیکی موجودات درآب اثر می گذارند.

    فلزات سنگین ابتدا توسط فیتوپلانکتونها، باکتریها، قارچها و ارگانیسمهای کوچک دیگر جذب می شوند سپس به ترتیب توسط موجودات بزرگتر خورده و عاقبت وارد بدن انسان می شوند.

    فلزات سنگین زمانیکه به وسیله انسان مصرف می شوند، اغلب اثرات زیان آوری دارند، مواد سمی تجمع یافته به طور پیوسته غلظت شان زیاد می شود و ممکن است بیشترین فراوانی را در یک بافت ویژه داشته باشند.

    البته آلودگی به فلزات سنگین تنها از طریق مصرف فرآورده های دریایی سلامت انسان را تهدید نمی کند بلکه قرار گرفتن در معرض فلزات سنگین شامل آرسنیک، سرب و جیوه حتی از طریق ظروف لعابی، مواد غذایی، آفت کش و علف کشهای باغچه سلامت افراد خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد.

    فلزات سنگین از جمله آلاینده های زیست محیطی بوده که مواجهه انسان با بعضی از آنان از طریق آب و مواد غذایی می تواند مسمومیتهای مزمن و بعضاً حاد و خطرناکی ایجاد کنند.

    براساس اندازه گیری علمی، میانگین غلظت فلزات سنگینی همچون سرب، روی، مس، کادمیم و آهن در رسوبات سطحی و آبهای ساحلی دریای خزر درحوزه استان گیلان به ترتیب 14/59 ، 74/5 ، 34/77 ، 11/98 و4/86 میکرو گرم بر گرم وزن خشک و در آب به ترتیب 0/059 ، 0/232 ، 0/451 ، 0/009 ، 0/141 میلیگرم بر لیتر ثبت شده است.

    غلظت 23 فلز سنگین به طور نمونه در سواحل ایرانی دریای خزر اندازه ‌گیری شده است که بر این اساس رودخانه ساحلی ایران از نظر غلظت بسیاری از فلزات سنگین دارای آلودگی بالایی بوده که اکثر آنها منشاء زمین‌شناسی دارند.

    البته در دهانه رودخانه سفیدرود بالا بودن غلظت فلزات سنگین به دلیل وجود صنایع مختلف در حوزه آبریز این رودخانه است.

    ‌جمعی از کارشناسان و صاحبنظران دراین باره معتقدند به دلیل نبود سیستم نظارتی دقیق هم اکنون 95 درصد پساب کارخانجات و صنایع و100 درصد فاضلابهای شهری وارد رودخانه ها و دریا می شود.

    آنان براین باورند: در حال حاضر 95 درصد فاضلاب و پساب صنایع و کارخانجات بدون هیچگونه تصفیه و همچنین بسیاری از آلایندهها با منشا خشکی مانند پسابهای کشاورزی به طور 100 درصد وارد آب رودخانه ها و دریا می شوند.

    در آخر سال جدید را حضور همه عزیزان تبریک عرض نموده و آرزوی شادکامی دارم