مشهد 2017

مشهد پایتخت فرهنگی جهان اسلام

نمیدونم این موضوع میتونه فرصت باشه یا تهدید
موضوعی که از زمان تصویب می بایست براش اتاق فکر وبرنامه تشکیل میشد و توی این فاصله میتونست تو موضوعات مختلف فرهنگی,اجتماعی , ورزشی و گردشگری نخبگان رو فراخوان کنه و برنامه طراحی کنه تا بتونه با یه تصمیم جمعی از این رویداد یه بهره برداری مناسب رو به نفع مشهد وایران انجام بده ولی افسوس که بازهم افتاد به سال آخر و ترسم آنست که با برخی برنامه های کلیشه ای مشهد وحتی دولت نتوانند از این موضوع استفاده کنند
اگر ما نمیتوانیم میزبانی برخی رویدادها( event ) مهم رو میزبانی کنیم خوب چرا از همین فرصتها به نحو احسن استفاده نکنیم آن هم وقتی که تو برخی زمینه ها با این کشورها ویژگیهای مشترک داریم
آیا در حوزه گردشگری ما مسلمانان علاقه مند به دیدن اماکن زیارتی نداریم ؟ آیا مجموعه حرم مطهر امام رضا علیه السلام نمیتواند علاوه بر کارکرد زیارتی ومذهبی آن که اصلی ترین شاخصه این مکان مقدس است در سایر ابعادمورد توجه قرار گیرد ؟ شهرت جهانی خیام در نزدیکی مشهد برای کدام علاقه مند به ادبیات ناشناخته است ؟ استفاده از داستانهای شاهنامه در خلق هر گونه جاذبه جهانگردی میتواند یک موقعیت بی نظیر باشد برای هر کشوری(دیسنی لندها وپارکهای موضوعی) !!! از طراحی یک پارک موضوعی وتفریحی گرفته تا جشنواره های مختلف اعم از ورزشی ادبی هنری و ... !!! آیا گردشگری سلامت و مخاطبینی که بصورت خود خواسته از آسیای میانه وحوزه خلیج فارس راهی مشهدند کم فرصتی است ؟؟؟ پارکهای آبی مشهد که بصورت تفکیکی خدمات میدهند میتواند خودش یک جاذبه تفریحی برای بانوان بخصوص کشورهای اسلامی باشد!!! و ...
تازه اینها برخی از پتانسیل هاییست که اگر دست دیگران بود میدانستند با آن چه کنند ولی ما براحتی آنرا میسوزانیم ودم از کمبود شغل ودرآمد میزنیم

حتی برای بهره برداری زیرکانه  سیاسی وانقلابی هم فرصت است اما نه مستقیم بلکه از قبل همین گردشگری وبرنامه های فرهنگی و نه آنکه گردشگری را هم سیاسی کنیم نه اگر به حوزه گردشگری میدان بدهیم خودش برای حفظ آرمان و معرفی حقیقت ایران اسلامی کم نخواهد گذاشت
اگه از همون موقع تصویب اقایون برخی موضوعات مرتبط با فرهنگ سازی ها رو هم مد نظر قرار میدادند باز هم فرصت کم بود / چه میشد اگر فرهنگ میزبانی مشهدیها با توجه به این حجم اماکن اقامتی رو کار میکردند به عنوان الگوی میهمان نوازی ومیهمان پذیری ایرانیان در این رویداد bold میکردند ان هم در این دور و زمانه ای که جریان رسانه وتبلیغات همواره نگرشهای منفی رو حتی در کشورهای اسلامی نسبت به ایرانیان ترویج می نمایند.

 

ای بلاگفای بد

چی بگم

  وقتی ادم یه جا اعتماد میکنه و محلی رو برای نوشتارو چرند وپرند نویسی خودش انتخاب میکنه بعد میبینه همون چرند وپرندها بخاطر مسایل فنی سایت و... میاد ومیره یا از دسترس خارج میشه خوب ادم میمونه چی بگه

 

الان نوشته های سال 93 من کو   ؟؟؟؟
صرفا نوشته که نیست توی نظرات بعضیاش دوستانی دارم  آخه

خلاصه بلاگفا خیلی ضعیف عمل کردی و خیلی بدی

هنوز مونده ولي بوي كم كمك ميرسد اينك بهار داره مياد

باز كم كمك دارد مي رسد اينك بهار ...

جدي ميگم شوخي نيست

ما كه از زمستون امسال چيزي نديديم (منظورم برف وبارونيه كه همه جا اومد و گاز قطع شد و... بعضي جاها بعد 7سال -13 سال و ...برف اومد ... حتي بارش  به گرمترين نقطه زمين هم رسيد ... بعد اينجا مشهد :(

خلاصه ما كه هنوز يك ماه ونيم ديگه مونده ولي هوامون كم كم داره بهاري ميشه ... آره كم كم داريم ميريم استقبال از بهار .. بهار 93 ... بهاري كه امسال با دهه فاطميه گره خورده واغاز ميشه ... شايد مشهد امسال شلوغ تر باشه چون بخاطر همين مناسبت دهه فاطميه شايد والبته شايد كمي از سفر هاي تفريحي داخلي كم بشه و   (حالا نميگم حتما زيارتي) و بشه مثلا زيارتي تفريحي .... يني بجاي شمال مثلا بيان مشهد (والبته اين فقط يه پيش بيني وحدس است)
خوب البته اينم يه جور سفرشه ... وگرنه كيه كه ندونه تو تعطيلي همين ايام تاسوعا عاشورا يا چهل وهشتم ودهه اخر صفر چرا بعضي پروازهاي خارجي شلوغ تر از يكي دو هفته قبل ترش ميشه 

در استقبال از بهار مشهد اما امسال جاي يك نفر هم خاليه اونم كسي نيست غير از باني المانهاي نوروزي مشهد آقاي هادي مظفري مدير امور هنري شهرداري در ساليان گذشته اميدوارم كه هركجا كه هست خدا باشد يارش ...كمي چهره شهرمون رو عوض كرد وصد البته شهردار محترم قبلي جناب آقاي پژمان كه براي ايشان نيز آرزوي موفقيت دارم.

تسليت به امام هشتم


امروز هشتم محرم است و فردا وپس فرداي اين شهر عاشوراييست - جاي جايش پرچم سياه ومحفل عزاست - حسينيه ها وتكيه هاي عزاداران شهرستاني خودشان را آماده ميكنند براي پذيرايي از زائران وعزاداران حسيني

    باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است باز اين چه نوحه و و چه عزا و چه ماتم است 







السلام عليك يا ابا عبدا...
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا

گرینه به دهبار

جمعه  هشتم شهریور قسمت شد بعد دو سه ماه دوباره برم کوه که بر عکس یه خورده فشرده هم بود ینی صبح ساعت پنج ونیم که از خونه زدیم بیرون تقریبا ساعتای هشت ونیم هم رسیدیم خونه واغلب برنامه هم پیاده روی بود (چیزی حدود یازده ساعت )

ساعت تقریبا هفت ونیم از میدان انتهایی گرینه که یه درخت کهنسال وتناور هم داشت برنامه شروع شد و از بین باغها وکنار رودخانه زدیم تا سرچشمه رودخونه وبعد هم رفتیم بالا که از اونجا مشهد دید داره والودگیش هم مثل یه لایه خیلی قشنگ رو شهر سایه انداخته دیده میشه

زیبایی مسیر رفت با زیبایی مسیر برگشت از کنار رود خونه وباغها تکمیل شد باغهای سمت گرینه عمده محصولش آلو بود از نوع لواشکی وگردو هم داشت

دو تاکفی ته کفشم انداخته بودم که مثلا راحت باشم اونم حسابی پامو تحویل گرفت وجفت پا ها کمی تاول برداشت پیاده روی هم که زیاد بود باعثش شد ولی تجربه است دیگه ...

خلاصه باعث شده بود شنبه لنگ لنگان برم سر کاربخاطر ولی یک شنبه اش دوباره با همون پا با بچه ها رفتیم  آبقد که اونم خیلی خوب بود باتوجه به نزدیکی فکر میکنم برای پنج شنبه جمعه جای خوبی باشه هم آب داره وهم سایه واگه تا اخر شهریور هم کسی بره موقع برداشت سیب های باغاشون هم هست

پيشنهاد تشکيل کارگروه مربيان پاراگلايدر

پيشنهاد تشکيل کارگروه مربيان پاراگلايدر
 
 
 
  يکي از بهترين سايت‌هاي پروازي استان خراسان‌رضوي در منطقه درود قرار دارد که هر هفته خيل مشتاقان در اين منطقه به ورزش پاراگلايدر و ديگر ورزش‌هاي هوايي مي‌پردازند. اين منطقه به دليل شرايط خوب آب و هوايي فرصت مناسبي را براي ورزشکاران علاقه‌مند به اين رشته ورزشي فراهم کرده تا به ورزش مورد علاقه خود بپردازند. اما بي‌توجهي و نبود نظارت کافي از سوي متوليان و مسئولان ورزش استان مشکلات زيادي را به وجود آورده که گاهي جان افراد را به خطر انداخته است؛ از طرفي اين ورزش در نگاه عموم مردم به ورزش خطرناکي تبديل شده اما به گفته يکي از مربيان پاراگلايدر استان اين ورزش نه تنها خطرناک نيست بلکه ورزشي هيجان‌انگيز است و خطر آن به مراتب کمتر از موتورسواري است. حميدرضا محمدي حدود 15 سال است که به ورزش‌هاي هوايي مي‌پردازد. وي با تاکيد بر اين که سهل‌انگاري ورزشکاران موجب بروز اتفاقات خطرناک در اين رشته مي​شود، مي‌گويد: «99 درصد مقصر اصلي اتفاقات روي داده در پاراگلايدر ورزشکاران آن هستند که بر اثر سهل‌انگاري به وجود مي‌آيد.» محمدي با بيان اين‌که خطر وسيله‌هاي پروازي از موتورسواري هم کمتر است، مي‌افزايد: «ورزش پاراگلايدر در نگاه مردم خيلي خطرناک است اما در عمل چنين نيست. اگر ورزشکاران قوانين و آموزش‌هايي را که فرا گرفته‌اند را به خوبي رعايت کنند به هيچ‌وجه اتفاقي روي نمي‌دهد. اگر هنرجويي در شرايط بد جوي تصميم به پرواز بگيرد خوب مشخص است که به مشکل مي‌خورد.» وي در پاسخ به اين سوال که شنيده شده مربياني بدون مدرک در اين منطقه آموزش مي‌دهند، مي‌گويد: «اين مسئله نيز همانند ديگر ورزش‌ها و شغل‌هايي است که بعضي افراد بدون مجوز کار مي‌کنند. البته اين موضوع بايد سازماندهي شود و آگاهي مردم را نسبت به اين مسئله بالا برد و در اين‌باره بايد تبليغات زيادي شود و هنرجوياني که مي‌خواهند اين ورزش را فرا بگيرند نزد افرادي که از سوي اداره کل ورزش مجوز مربي‌گري دارند، بروند.» وي اضافه کرد: «البته يکسري از آموزش‌ها نيز جنبه خانوادگي دارد يعني برخي اقوام و دوستان براي آموزش نزد افرادي مي​روند که سال‌ها پرواز مي‌کنند اما مدرک مربي‌گري ندارند.» وي به ويژگي‌هاي اين سايت اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «يکي از ويژگي‌هاي خوب اين سايت احداث جاده است که اولين سايتي است که اختصاصي براي آن جاده احداث شده است و در کشور چنين سايتي وجود ندارد اما متاسفانه چند سالي است که اين منطقه بلاتکليف است و اين پروژه به حال خود رها شده است. در اصل بودجه اين پروژه از گردشگري گرفته و احداث شده و در صورت توجه بيشتر به اين منطقه مي‌تواند مکاني براي حضور توريست‌ها باشد.»

نظارت‌هاي دقيق‌تر

فيضي يکي از مربيان با سابقه مشهدي نيز با بيان اين‌که سايت پروازي منطقه درود تاکنون ناشناخته مانده است مي‌گويد: «در حال حاضر به جرات مي‌توان گفت که سايت پروازي منطقه درود يکي از معتبرترين سايت‌هاي کشور است که تا 3 سال قبل مسابقات کشوري و فستيوال‌هاي مختلفي برگزار مي‌شد و در حال حاضر مشهد نيز به يکي از قطب‌هاي پاراگلايدر در کشور تبديل شده است.» فيضي به مسئله مهم نظارت در اين رشته ورزشي اشاره مي‌کند و مي‌گويد: «در اين رشته ورزشي همانند ديگر ورزش‌ها افراد سودجويي نيز حضور دارند که يکي از دغدغه‌هاي اصلي ما ورزشکاران نيز همين مسئله است که قطعا بايد بر اين ورزش نظارت شود و کارها بايد زير نظر افرادي که کارشناس و خبره اين ورزش هستند، انجام شود.» وي اضافه کرد: «وقتي که متولي قوي در اين عرصه حضور داشته باشد، مطمئنا نظارت و نظم خوبي نيز بر آن حاکم مي‌شود.» مهدي شاملو يکي ديگر از مربيان مطرح پاراگلايدر مشهدي با بيان اين‌که نظارت‌ها بايد بر سايت پروازي منطقه درود بيشتر شود مي‌گويد: «طي سال‌هاي گذشته مسائل و مشکلاتي داشتيم که کهنه شده اما حل نشده است بنابراين در پي مسائل و مشکلات مختلفي که در سايت پروازي درود قرار دارد پيشنهادي به کميته ورزش‌هاي هوايي استان دادم که بر اساس آن کارگروهي از مربيان و پيشکسوتان تشکيل شود و هر ماه مشکلات مطرح و راهکارهاي آن نيز مشخص شود و اجرايي کردن آن نيز از طريق حراست اداره کل ورزش‌وجوانان پيگيري شود چراکه من مربي نمي‌توانم مانع از کار افرادي که به صورت آزاد در درود آموزش مي‌دهند شوم و مسئول کميته ورزش‌هاي هوايي نيز اين پيشنهاد را پذيرفت و طي چند روز آينده اين مسئله اجرايي مي‌شود.»

منبع : روزنامه خراسان (تاریخ امروز:۲۱/خرداد/۹۱) - خراسان ورزشی

کاشان - خانه عباسیها

کاشان

خانه تاریخی عباسیها

تاریخ بازدید : ۶/خرداد/۱۳۹۲

 

 

 قدم زدن ودیدن این خانه های قدیمی هم باعث خوشحالی ومسرت بود وهم باعث تاسف

خوشحالی از هنر و معماری ایران قدیم که نشات گرفته از روح وسبک زندگی ان موقع حکایت دارد

و تاسف از دورماندن مهندسان ومردمان امروز ازهویت وهنر معماری اصیل ایرانی 

 

چند تا عکس دیگه هم تو بقیه مطلب رو میتونید از این خونه زیبا ببینید

 

 

ادامه نوشته

اژدرکوه

برنامه نیم روزه

طبق روال هر دوشنبه بعد از کار همراه همکارا زدیم به کوه ولی اینبار رفتیم سراغ اژدرکوه با رتفاعی نزدیک به سه هزار متر
آدرس انتهای جاده سیمان مشهد - ساعت حرکت از محل کار۱۳:۳۰ ساعت حرکت از سمت ماشین ۱۴:۴۵(به علت احداث جاده کمربندی شمال مشهد وتغییر مسیرهایه ده دقیقه یه ربعی وقتمون برایافتن مسیرگرفته شد) - ساعت برگشت جای ماشین ۱۷:۴۵ (دوشنبه۳۰اردیبهشت۹۲)

به سمت کوه های شمال مشهد که نگاه میکنی نزدیکترین کوهی را که میبینی همین اژدرکوه است و من هم مخصوصا وقتایی که گذرم میافتاد همون سمتا تو ذهنم میومد که یه روزی اونجا هم برم مخصوصا وقتی که ماشینم بود - تا اینکه دوشنبه فرصت دیدارش فراهم گردید.

 

 

حرکت به اتفاق گروه

کل گروه + ۱

چشم اندازکوه(مشهد وحاشیه شهری آن در سمت راست)

 

دیدن رنگهای متفاوت زنده در کوه همیشه حس وحال این چشما روعوض میکنه

اگه کسی اطلاعاتی در مورد این گیاه داشت ممنون میشم راهنمایی کنه کهاسم ومشخصاتش چیه

اینهم به نظرم یه سنگواره یا اسم دقیقشو نمیدونم همچی چیزی اومد

 

بزد

 

جمعه

۶/اردیبهشت /۹۲

قله بزد - تربت جام

 ارتفاع ۲۸۵۰ متر

به همراه تیم کوهنوردی شهرداری

 

در نزدیکی جانپناه اول

 

اینا زودتر از ما اومده بودن :)

لاله های زیبای هر از چند گاهی چشمانمان را نوازش می داد

هر از چند گاهی قرمزی این لاله ها چشمانمان را نوازش می داد

عشق و عشق و عشق و عشق .....

بوی باد و نسیم علفی می آید ....

 

و الان ۴ ماهی می شود که گفتگوی قبلی من با اون عزیزی که در پست قبلی بهش اشاره کرده بودم رنگ وبوی دیگری گرفته وحالا دیگه میمیرم براش

فلسكه

جمعه 17 آذر

به قصد سياحتي و صبحانه اي در دل طبيعت زديم بيرون كه دو سه ساعته برگرديم دو سه ساعتمان از شب هم گذشت

با استارت ماشين وارد خيابان هاي شهر شديم و گفتيم به كجا بزنيم كه از سمت طرقبه سر در اورديم ونهايت از مسير روستاي كردينه البته از جاده هايي رفتم كه به نزديك كوه برسم و از ميون دره وباغ ها سر در اوردم - اشنا به منطقه ومسير نبودم و بار اولم بود گفتم يه چرخي ميزنم ويه تپه اي ميرم و برمي گردم  تا يه مسافتي رو از ميون باغها وجاده خاكي وآب رودخونه رفتم تا ديگه دل به حال ماشين سوخت و گذاشتمش كنار تا قدم زنان صفايي تازه كنيم

-فراراز آلودگيهاي چند روزه شهر-

وقتي روبروم اون كوه ها رو ديدم گفتم تا هر جايي كه شد ميرم وبرميگرم

به گروهي برخوردم كه مشغول صبحانه بودند وبا دعوت دوستان همراهشان شديم -چون تنها بودم تصميم گرفتم تا يه جايي با گروه باشم پس صبحانه رو زده و به راه افتاديم


اعضاي گروهيي بودند بنام بابا كوهي با سرپرستي آقاي عبدالله زاده معروف به همون بابا كوهي- گويا از كوهنوردان باسابقه وپيشكسوت هستند- اول كه اعضا بابا خطابش ميكردند فكر كردم گروهشان فاميلي است كه بابا مي گويندش -
قرار شد تا باهاشون تا بالا برم وهر جا كه بس شد برگردم چون گروه مسيرش از قله به سمت كنگ بود و من ماشين رو سر راه گذاشته بودم و مثلا ميخواستم زودي هم برگردم ساعت نزديك به 12 شده بود

هر دفعه كه ميخواستم برگردم باز نظرم بر ادامه مسير مي شد به عوض اينكه تو برگشت جبران كنم


-تو اين عكس لايه الودگي بر فراز دشت مشهددرسمت چپ كاملا قابل مشاهده است-

ساعت دو ربع روي قله بوديم واتمام همراهي با گروه ديدم مسافتي كه 4ساعت طول كشيده حالا بايد تا قبل از تاريكي هوا جبران بشه - وقت تنگ بود و مسير برگشت رو پيش گرفتم ساعت 4 رسيدم به محل صرف صبحانه و نمازومو خوندم مقداري آب برداشتم وبا عجله به سمت ماشين روانه شدم با اينكه مسير خيلي پر پيچ و خم نبود ولي چون نا اشنا بودم و مسير هم كاملا خلوت گفتم كه راه رو به بيراهه اگه برم به مشكل ميخورم - آفتاب غروب كامل كرده و از گرگ و ميش هم داشت رد ميشد ديگه تشخيص خشكي و آب هم داشت مشكل ميشد وگاها گامها در داخل گل وآب فرو ميومد - چراغ قوه هم نداشتم

-اين آخرين عكسيه كه نور و فضا اجازه داد بگيرم-


ساعت 5 كه هوا ديگه كاملا تاريك شده بود به ماشين رسيدم واز ديدنش كلي خوشحال شدم چون اين اخر مسير هر چي ميومدم نميرسيدم - تو راه برگشت بودم كه ديدم يك نفر با ميني بوس تو مسير ايستاده و دست تكان ميدهد نگه داشتم وراننده اش در مورد ديدن يا نديدن گروهي ده پونزده نفره از من سوال كرد منم حدسم همون گروهي بود كه باهاشون تا قله بودم گفتم گروه بابا كوهي رو ميگي؟ گفت آره گفتم قرار بود برن كنگ ومن رو قله ازشون جدا شدم
ولي مثل اينكه برنامه شون عوض شده بود و از روي قله (تنها جايي كه گوشي ها آنتن ميداد) گفتن برميگردن كردينه و مثل اينكه يك نفر نميتونست همراهيشون كنه حالا دست برقضا نه تو اين دره تنگ و تور آنتن پيدا ميشد نه هم تو مسير برگشت از قله و اين بنده خدا هم اگه ساعت 12 شب هم ميشد مي بايست همونجا مي موند تا يه خبري بشه
منم كه به اون راننده گفتم با اين حساب اگه اونا بخوان به اينجا برسن با توجه به حركتشون تا دو ساعت ديگه هم نميرسن
خلاصه چند تا شماره موبايل از اعضاي گروهشون گرفتم تا اگه جايي من داشتم واونا داشتن آنتن بهشون خبر بدم

تو اين فاصله هر چقدر سعي كردم شماره اي از روستا و اون حوالي پيدا كنم كه يه آماري بگيرم نشد كه نشد تا وقتي كه يكي از اعضاي گروه اس ام اس داد كه ما توي ماشينيم

من ساعت 7 رسيدم خونه واونا هم ساعت 9 تو ماشين و اول طرقبه بودن يني باترافيك شب جمعه اي دو ساعت ديگه ميرسيدن خونه هاشون

-وقتي تنهايي ميري بايدعكساتو اينجوري بگيري-

نكته ها :

- سفر تنهايي هم وقتي خوبه كه آدم آشنا به منطقه و محيط باشه ويا حداقل به لحاظ تجهيزات و وسايل دغدغه اي نداشته باشه
- فلاسك وچاي گرمم توي سردي قله به من ودو سه نفر ديگه چسبيد
- زمان بندي برگشت واقعا مهم است وهيچ موقع نبايد وسوسه بالاتر رفتن اونو به هم بريزه - تازه يك درصدي هم براي پيش بيني نشده هابايد گذاشت
- داشتن وسيله ارتباطي وتجهيزات مناسب ممكن است هميشه به كار نيايد ولي جايي كه لازم بشه و به كار ايد واقعا نقش خودشونو نشون مي دن
- نخستين گفتگوي يك پدر با پسردر اين روز ثبت وضبط گرديد(من وكوچولويي كه اگه خدا بخوادتا يكي دو هفته ديگه چشم به جهان خواهد گشود)

روي هم رفته براي من تجربه خوبي بود