این پست ثابت است
دوستان عزیز - دانش آموزان گرامی و اولیای محترم
از آرشیو مطالب و سوالات استفاده کنید.
ما را از نظرات خوبتان بی نصیب نگذارید.
با تشکر- رنجبر
دوستان عزیز - دانش آموزان گرامی و اولیای محترم
از آرشیو مطالب و سوالات استفاده کنید.
ما را از نظرات خوبتان بی نصیب نگذارید.
با تشکر- رنجبر
رحلت حضرت رسول اکرم (ص)
و شهادت حضرت امام حسن (ع)
تسلیت باد
![]()
|
مردم عامی درکلامی ساده زلزله راحرکت ناگهانی زمین ناشی ازخشم نیروهای ماوراء الطبیعه وخدایان می دانند که بر بندگان عاصی وعصیــــــانگر خودکه نافرمانی خداخود را نموده ومرتکب گناهان زیادی شده اند می داننــد .
اگر چه امروزه با گسترش دانش تجربی این تعریف در زمره اباطیل وخرافات قرارگرفته ،ولی هنوز در جوامع ومردم کم دانش وجاهل مورد قبول است.
درفرهنگ تک جلدی عمید زلزله را با فتح حروف « زَ» و « لَ » یعنی زَلزلَه برخلاف آنچه در زبان عامه مردم رایج است ، آورده ومی نویسید :
« زمین لرزه ، لرزش وجنبش شدید ویا خفیف قشر کره زمین که به نقصان درجه حرارت مواد مرکزی واحداث چین خوردگی وفشار یادر اثر انفجارهــای آتشفشانی بوقوع می رسد .»

در فرهنگ جغرافیا تالیف پریدخت فشارکی وهمچنین در فـــــرهــــنـگ جغرافیائی تالیف مهدی مومنی تعریفی مشابه هم به گونه زیر ارائه شده است:
«جنبش یا تکان پوسته زمین که به صورت طبیعی ناشی از زیر پوسته زمین است بعضی وقتها زلزله باعث تغییراتی در سطح زمین می شود ، اما اغلب زیان بوجود آمده ناشی ازتکان ها فقط محسوس است وممکن است زلزله بوسیلــــه یک انفجار آتشفشانی بوجود آید. زلزله در حقیقت در بیشتر نواحی آتشفشانی امری عادی است واغلب قبل ویا همزمان با انفجار اتفاق می افتد . اصل زلزلـــه تکتونیکی است واحتمالاً وجود یک شکست لازمه آن است . موجهای زلزلـــه دست کم در سه جهت اتفاق می افتد ودر یک مسافت قابل ملاحظه از مکــــان اصلی بطور جداگانه حس می شوند . وقتی امواج زلزله ازمکانی می گـــــــذرد زمین وساختمانها می لرزند وبه جلووعقب می روند .بالاترین زیان ناشی اززلزله همیشه در مرکز زلزله یعنی جائی که حرکت بالاوپائین است نیست امـــــــــا در مکانــــهائی که موجهای زلزله بصورت مایل به سطح می رسد ونزدیک مرکــز زلزلــــه باشند دارای بالاترین زیان می باشند .یک زلزله شدید معمولاً بوســـیله یکسری دیــــگر ازتکانها همراه می شود .زلزله ای که که در نزدیک یازیردریا اتفاق مـــــی افتد سبب حرکات شدیدآبها شده وبعضی وقتها امواج بــــــزرگی ازآن ناشی مـــی شود ودر مسافت زیاد این امواج ادامه پیــــدا می کنند وگاهگاهی باعث تلفات جــبران ناپذیر ومرگ ومیرمی شوند .طغیان نواحی ساحلی بیشتراز خود زلزلـــه بــــاعث خسارت می شوند ، در نواحی آتشفشانی زلزله عملاً هر روز اتفاق می افتـــد. به عنوان مثال در هاوائی هرساله صدهاتکانهای کوچک ثبت می شوند .»
|
|

تمام باله ها به جز اولین باله پشتی قابل خمیدگی است و توسط پره های نرمی از جنس آهک نگهداری می شود.
اولین باله پشتی ١٣ تا ١٥ خار آهکی دارد و ١ یا ٢ خار مشابه نیز در لبه جلوی باله های دیگر موجود است.
تمامی بدن از روپوست نرم و تولید کننده مخاط پوشیده شده است.
پوست حرکت در آب را آسان کرده و در برابر ورود موجودات زنده کوچک بیماری زا بدن را محافظت می کند.
تنه و دم دارای پولک های نازک و گرد می باشد.
پولک ها در ردیف های طولی و مورب طوری قرار گرفته اند.
پولک ها و باله ها یک اسکلت خارجی Exoskeleton تشکیل می دهند. اسکلت خارجی از جمجمه، ستون مهره ای، دنده ها، کمربند سینه ای و بسیاری استخوان های کوچک فرعی که پره های باله ها را محکم می سازد تشکیل شده است.
جمجمه از محفظه ها یا کپسول هایی که جفت اند و برای نگهداری اندام های بویایی، بینایی و شنوایی به کار می رود.
اسکلت درونی شامل اسکلت آرواره ها، کمان های آبششی و تکیه گاه های زبان است.
جمجمه به حدی به ستون مهره ها ثابت شده است که ماهی نمی تواند سرش را بچرخاند.
دندان ها نیز معمولا در استخوان های پیش آرواره ای وجود دارند.
کاسه سر در جنین ها و بچه ماهی ها مانند کوسه ماهی ها از بافت غضروفی است، و بعدا به جای آن استخوان های غضروفی مجزا جایگزین می گردد.
ستون مهره ها در ماهی سوف رودخانه ای که در حال حاضر مورد بررسی ماست از تعداد زیادی مهره های همشکل و مجزا درست شده است. هر مهره از قسمت های زیر تشکیل می گردد.
قسمت اصلی تنه و دم بیشتر از ماهیچه های بندبندی تشکیل می گردد.
این ماهیچه ها به تناوب مهره ها بوده و حرکات شنا و چرخش را تولید می کند.
ماهیچه های ماهی معمولا به شکل سیکمای بر عکس بوده و چهار دسته می باشد و در امتداد پشت از همه جا بیشتر است.
میان ماهیچه های متوالی جدارهایی از بافت تکه ها و یا ورقه هایی جدا گانه در می آورد. ماهیچه های باله ها، ناحیه ی آبشش و سرکوچک می باشد.
برگرفته از سایت تبیان
|
اگر پيش همه شرمنده ام پيش دزده رو سفيدم | |
|
|
يكي از ثروتمندان ، ميهماني باشكوهي ترتيب داد و از همهي اشراف و مقامات بلندپايهي شهر دعوت كرد تا در ميهمانياش شركت كنند. همهي ميهمانان خوشحال بهنظر ميرسيدند. انواع و اقسام غذاها، ميوهها، نوشيدنيها، شيرينيها و خوردنيهاي ، براي پذيرايي از ميهمانان آماده شده بود . خدمتگزاران از ميهمانان پذيرايي ميكردند. يكي از خدمتگزاران بيمار و ضعيف بود و قدرت حركت زيادي نداشت. به همين دليل كارش اين شده بود كه گوشهاي بنشيند و كفش ميهمانان را جفت كند. بهخاطر بيماري حال و حوصلهي خنديدن و خوشآمد گفتن هم نداشت. سرش را پايين انداخته بود و كار خودش را ميكرد. |
|
ناگهان يكي از ميهمانان با صداي بلندي گفت: "ساعتم! ساعت طلاي گرانقيمتم نيست." ميهمانان دور مردي كه ساعت طلايش گم شده بود، جمع شدند و هركس حرفي ميزد: مطمئن هستيد كه آن را با خودتان آورده بوديد؟ صاحب ساعت گفت: "بله حتماً يكنفر آن را دزديده است. من ساعت طلايم را با خودم به اينجا آورده بودم. مطمئنم، همين نيمساعت پيش بود كه به ساعتم نگاه كردم ببينم ساعت چند است." صاحب ساعت از اينكه ساعت باارزش و طلاي خودش را از دست داده خيلي ناراحت بود. اما ميزبان از او ناراحتتر بود. او اصلاً دلش نميخواست ميهماني باشكوهش بهم بخورد و آن همه هزينه و دردسري كه تحمل كرده از بين برود. ميهماني تقريباً بهم خورد. همه دنبال ساعت طلا ميگشتند . اوضاع ناجور ميهماني را فرياد يكنفر ناجورتر كرد: "هر كس خواست از باغ خارج شود بگرديد تا شك و ترديدها از بين برود." اين حرف، توهين بزرگي به آن ميهمانان عاليقدر به حساب ميآمد صداي اعتراض همه بلند شده بود كه ناگهان يكي از ميهمانان رو كرد به بقيه و با صداي بلند گفت: "ما آدمهاي با شخصيتي هستيم. مسلماً دزدي ساعت كار هيچ يك از ما نيست. اما من فكر ميكنم دزد ساعت را پيدا كردهام." همه به حرفهاي او توجه كردند. او با اطمينان خدمتگزار بيمار و ضعيف را نشان داد و گفت: "رفتار او خيلي مشكوك است. حتماً ساعت را او دزديده است." خدمتگزار بيچاره كه گناهي نداشت، با ناله گفت: "اگر پيش همه شرمندهام، پيش دزد رو سفيدم. لااقل يكنفر توي اين جمع هست كه به بيگناهي من اطمينان دارد. و او كسي جز دزد ساعت طلا نيست." نگاه خدمتگزار بيچاره، هنگامي كه اين حرف را ميزد، بهسوي همان كسي بود كه او را متهم به دزدي كرده بود. ناخودآگاه همه متوجه او شدند. ميزبان بهطرف او رفت و گفت: "چه ناراحت بشوي و چه نشوي بايد تو را بگردم." و پيش از آنكه مرد فرصت دفاع از خود را پيدا كند، به جستجوي جيبهاي او پرداخت. خيلي زود ساعت طلا از توي جيب بغل ميهمان ثروتمند پيدا شد. همه فهميدند كه بيهوده به خدمتگزار بيچاره اتهام دزدي زدهاند. ميهمان با سري افكنده ميهماني را ترك كرد. از آن به بعد، وقتي آدم بيگناهي امكان دفاع از خود را نداشته باشد، ميگويد: "اگر پيش همه شرمندهام، پيش دزد روسفيدم." نويسنده : آقاي مصطفي رحماندوست | |
|
سوالات مسابقه آزمایشگاهی پایه پنجم مرحله اول – دوشنبه 21/10/89 |
|
اعضای گروه : 1- 2- 3- 4 |
|
1- اگر 15 مولکول اکسیژن و 15 مولکول هیدروژن در اختیار شما باشد ،چند مولکول آب می توانید بسازید؟ (2)
2- مقداری شمع ذوب شده کف یک سینی می مالیم . سپس چند قطره آب روی آن می ریزیم و آن ها را به هم نزدیک می کنیم . (2) الف: چه اتفاقی می افتد؟
ب: چه چیز را نشان می دهد؟
3-با اشکال و و و ترکیب ، عنصر و ماده مخلوط را نشان دهید: (3)
ترکیب عنصر ماده مخلوط
4- بالا رفتن از کدام سطح شیب دار آسان تر است ؟ (2) چرا؟ 5- کدام وسیله موتور الکتریکی دارد؟(1) الف: بخاری برقی ب: کولر ج: همزن برقی د: موارد ب و ج
6- قسمت های مختلف اهرم را در شکل زیر نشان دهید: (3) 7- با توجه به شکل زیر کانون عدسی را نشان دهید: (2) 8- می خواهیم تصویر شمع را روی پرده نمایش دهیم . (3) الف: به چه وسایلی نیاز داریم؟ ب: انجام دان تصویر واضح و کامل: ج: توضیح آزمایش:
نتیجه گیری :
9- رنگین کمان چگونه به وجود می آید؟ (2)
|

دانشمندان درباره انواع مختلف مورچه ها مطالعه كرده و به این نتیجه رسیده اند كه هر نوع مورچه ای طریقه مخصوصی در پیدا كردن راه لانه اش دارد. مثلاً بعضی از مورچه ها از طریقه نشانه گذاری در روی زمین استفاده می كنند، یعنی وقتی لانه شان را ترك می كنند علائم روی زمین را نشانه می گذارند تا در موقع برگشت بتوانند از روی آن نشانه ها راه لانه خود را پیدا كنند درست شبیه علائم ساختمان ها یا خیابان ها كه ما برای پیدا كردن خانه خود از آنها استفاده می كنیم.
دسته ای از مورچه ها با نگاه كردن به ارتفاع خورشید و در بالای افق راه خود را می یابند كه بشر جز با استفاده از ابزار و وسایل مخصوص قادر به استفاده از این شیوه نیست.
بعضی دیگر از مورچه ها هم از نشانه های روی زمین و هم از خورشید كمك می گیرند، دانشمندان این را با تجربه هایی ثابت كرده اند. آنها ابتدا روی یك مورچه نشانه گذاری كردند و سپس آن را به حال خود گذاشتند و شروع به تعقیب آن نمودند و بعد از آنكه مورچه تكه خوراكی پیدا كرد و خواست به لانه اش برگردد، آنها آن را بلند كردند و در نقطه دیگری كه درست مخالف لانه اش بود قرار دادند یعنی اگر قبلاً رو به مشرق بود این بار رو به طرف مغرب گذاشته شد، در این حالت حشره نمی توانسته از آفتاب كمك بگیرد زیرا به نظر آن ظاهراً آفتاب در یك جای دیگر بود. بنابراین ابتدا مورچه مدتی سرگردان شد و شروع به این طرف و آن طرف رفتن نمود. ولی بالاخره با یافتن یك نشانه زمینی به خانه خود رسید. دانشمندان با تعیین و حساب وقت این آزمایش ها به این نتیجه رسیده اند كه بعضی اوقات یك مورچه ممكن است چندین ساعت برای پیدا كردن نشانه زمینی كه راهنمای او در رسیدن به لانه اش است، به جستجو بپردازد و در آخر مورچه هایی نیز وجود دارند كه با بو كشیدن لانه خود را می یابند.
تاسوعا و عاشورای حسینی تسلیت باد
|
بخش دوم - تغییرات ماده |
|
مواد تغییر می کنند: |
پرسش های بخش 2 |
|
1- تغییر رنگ و بوی مواد غذایی برای ما مضر است. |
سؤالات تشریحی |
|
از مولکول ساخته شده اند و به حالت های جامد، مایع و گاز هستند. |
2- ترکیب چیست؟ |
|
وقتی اتم های تشکیل دهنده ی ماده ای یکسان نباشد به آن ماده ترکیب می گوئیم. |
3- از مواد زیر کدام ترکیب و کدام عنصر است؟ |
|
آب: ترکیب |
4- مواد در چه خواصی مشترک هستند؟ |
|
همه مواد وزن، حجم و جرم دارند. |
5- در چه صورت ماده تغییر فیزیکی پیدا می کند؟ |
|
در صورتی که مولکول هایش تغییر نکند و به ماده دیگری تبدیل نشود. |
6- عنصر در اثر تغییر دما تغییر فیزیکی پیدا می کند یا تغییر شیمیایی؟ |
|
تغییر فیزیکی پیدا می کند. یعنی به ماده دیگری تبدیل نمی شود فقط تغییر حالت می دهد. |
7- وقتی غذا فاسد می شود چگونه تغییری در آن ایجاد می شود؟ |
|
تغییر شیمیایی ایجاد می شود. |
8- وقتی شیر فاسد می شود و می برد چه تغییری صورت می گیرد؟ |
|
تغییر شیمیایی پیدا می کند |
9- اکسید آهن چیست؟ |
|
ترکیبی است از اکسیژن و آهن که به آن زنگ آهن هم می گوئیم و به رنگ قهوه ای است و به محکم بودن آهن نیست. |
10- فرق آهن و اکسید آهن چیست؟ |
|
آهن عنصر است و اکسید آهن ترکیب. آهن خاکستری رنگ است ولی اکسید آهن قهوه ای و محکم است. |

منشور نور سفید خورشید را تجزیه می کند یعنی نورهای تشکیل دهنده ی آن را از هم جدا می کند
ابوريحان بيرونى
محمد فرزند احمد معروف به ((ابوريحان بيرونى)) سوم ذيحجه سال 362 هجرى در ((بيرون)) از نواحى خوارزم- قسمتهاى بين درياى جيحون و درياى خزر- كه جزو ايران آن روز محسوب مىشد، چشم بدنيا گشود.
محمد بسيار خردسال بود، كه تحصيل علم را آغاز كرد و ((ابو منصور)) منجم و رياضيدان بزرگ خوارزمى به سرپرستى و تربيت او پرداخت. هوش و استعداد اين كودك آن چنان جوشان و فعال بود، كه در سن هفده سالگى با ابتكار خود از يك حلقه درجه دار كه بيش از نيم درجه را نشان نمىداد، استفاده كرد و ارتفاع نصف النهارى خورشيد را در شهر خود اندازه گرفت.
چهار سال بعد تصميم داشت رصدهاى ديگرى انجام دهد، براى اين كار دايرهاى به قطر هفت متر و نيم با وسائل ديگر فراهم كرد، اما فقط فرصت يافت در دهكدهاى در جنوب شهر و مغرب ((آمودريا)) انقلاب صيفى سال 385 را رصد كند، كه در آن سرزمين جنگ داخلى درگرفت و ابوريحان مدتى آن محل را ترك گفت و آواره و بى سرو سامان گرديد!
|
يك خشت هم بگذار در ديك | |
|
|
عروس خودپسندي ، آشپزي بلد نبود و نزد مادرشوهرش زندگي مي كرد . مادرشوهر پخت و پز را بعهده داشت . يك روز مادرشوهر مريض شد و از قضا آن روز مهمان داشتند . عروس مي خواست پلو بپزد ولي بلد نبود ، پيش خودش فكر كرد اگر از كسي نپرسد پلويش خراب مي شود و اگر از مادرشوهرش بپرسد آبرويش مي رود و او را سرزنش مي كند .
|
|
پيش مادر شوهرش رفت و سعي كرد طوري سوال كند كه او متوجه نشود كه بلد نيست آشپزي كند . از مادرشوهر پرسيد : چند پيمانه برنج بپزم كه نه كم باشد ، نه زياد ؟ مادر شوهر جواب سوال را داد و پرسيد : پختن آنرا بلدي ؟ عروس گفت : اختيار داريد تا حالا هزار بار پلو پخته ام . ولي اگر شما هم بفرمائيد بهتر است . مادرشوهر گفت : اول برنج را خوب بايد پاك مي كني . عروس گفت : ميدانم . مادرشوهر گفت : بعد دو بار آنرا مي شوئي و مي گذاري تا چند ساعت در آب بماند . عروس گفت : ميدانم . مادرشوهر گفت : برنجها را توي ديك مي ريزي و روي آن آب مي ريزي و كمي نمك مي ريزي و مي گذاري روي اجاق تا بجوشد . عروس گفت : اينها را مي دانم . مادرشوهر گفت : وقتي ديدي مغز برنج زير دندان خشك نيست ،آنرا در آبكش بريز تا آب زيادي آن برود . بعد دوباره آنرا روي ديك بگذار و رويش را روغن بده . عروس گفت : اينها را مي دانم . مادر شوهر از اينكه هي عروس مي گفت خودم مي دانم ناراحت شد و فكر كرد به او درسي بدهد تا اينقدر مغرور نباشد ، براي همين گفت : يك خشت هم بر در ديك بگذار و روي آنهم آتش بريز و بگذار تا يك ساعت بماند و برنج خوب دم بكشد . عروس گفت : متشكرم ولي اينها را مي دانستم . عروس به تمام حرفها عمل كرد وآخر هم يك خشت خام بر در ديك گذاشت . ولي بعد از چند دقيقه خشت بر اثر بخار ديك وا رفت و توي برنجها ريخت . عروس كه رفت پلو را بكشد ديد پلو خراب شده و به شوهرش گله كرد . شوهرش پرسيد : چرا خشت روي آن گذاشتي ؟ عروس گفت : مادرت ياد داد . راست كه ميگن عروس و مادرشوهر با هم نمي سازند . مادر شوهر رسيد و خنده كنان گفت : دروغ من در جواب دروغهاي تو بود ، من اينكار را كردم تا خودپسندي را كنار بگذاري و تجربه ديگران را مسخره نكني . عروس گفت : من ترسيدم شما مرا سرزنش كنيد . مادر شوهر گفت : سرزنش مال كسي است كه به دروغ مي خواهد بگويد كه همه چيز را مي دانم . هيچ كس از روز اول همه كارها را بلد نيست ولي اگر خودخواه نباشد بهتر ياد مي گيرد . حالا هم ناراحت نباشيد ، من جداگانه برايتان پلو پخته ام و حاضر است برويد آنرا بياوريد و سر سفره ببريد اين مثال وقتي به كار ميرود كه كسي چيزي بپرسد و بعد از شنيدن جواب بگويد : ” خودم همين فكر را مي كردم “ و با اين حرف راهنمائي طرف را بي منت كند به او طعنه مي زنند و مي گويند : يك خشت هم بگذار در ديك برگرفته از سایت http://www.koodakan.org/Gnome/index.htm | |
امیر رضا حیدری نژاد

کسب رتبه اول در آزمون ورودی مدرسه راهنمایی غیر انتفاعی حضرت سجاد (ع) باعث خوشحالی ما و همه ی همکلاسی های عزیزمان شد . امید است با تلاش مداوم و همیشگی در تمام امور موفق و پیروز باشید.
۱۴ نفر از دانش آموزان پر تلاش و کوشای کلاس ما امسال
(۱۳۹۰) به مدرسه راهنمایی نمونه راه یافتند.
توجه : چون رتبه ی تمام دانش آموزان را نداشتم عکس ها به صورت اتفاقی گذاشته شده است.
( آقای محمد صدرا عباسیان عکس نداشتند)
|
|
|
|
![]() |
|
|
![]() |
|
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
|
|
|
|
جاناتان ( Jonathan ) نام لاکپشتی ست ۱۷۹ ساله در جزیره سینت هلینا ( Saint Helena ) که متعلق به بریتانیا می باشد.
این لاکپشت زاده ۱۸۳۲ می باشد که در سال ۱۸۸۲ در سن ۵۰ سالگی از جزیره سیشل ( Seychelles ) به عنوان هدیه همراه با ۳ لاکپشت دیگر به جزیره سینت هلینا آورده شد.
وی در سال ۱۹۳۰ توسط فرماندار سر اسپنسر دیویس ( Sir Spencer Davis ) نام گذاری شد و ادامه زندگی خود را در خانه و مزرعه فرمانداری این جزیره گذرانده است.
در سال ۲۰۰۸ روزنامه تلگراف در مقاله ای که در سایتش منتشر کرد ادعا کرد عکسی سیاه و سفید که در سال ۱۹۰۰ از یک لاکپشت در کنار یک زندانی جنگ بوئر ( Boer War ) گرفته شده است جاناتان می باشد که در آن موقع ۷۰ سال داشته است.
جاناتان در طول عمر خود ۸ پادشاه بریتانیایی ، از جورج پنجم ( George IV ) تا ملکه الیزابت دوم ( Elizabeth II ) و همچنین ۵۰ نخست وزیر را پشت سر گذاشته است.
و پس از گذشت سال ها هنوز سالم و سر حال می باشد و همراه با پنج لاکپشت دیگر به نام های دیوید ، اسپیدی ، اما ، فردریکا و میرتل ( David, Speedy, Emma, Fredrikca and Myrtle ) در مزرعه رسمی فرمانداری جزیره سینت هلینا زندگی می کند.
این لاک پشت بسیار بزرگ پیرترین جانور زنده جهان می باشد.
گینس / برگرفته از سایت دوست عزیزم محمدحسین برزگریhttp://hamshahri.rignavardi.ir
امشب سر مهربان نخلى خم شد
در کیسه نان بجاى خرما غم شد
در کنج خرابه ها زنى شیون کرد
همبازى کودکان کوفه کم شد

آیا می دانستید...
آیا می دانستید که روز تولد شما حداقل با ۹ میلیون نفر دیگر یکی است ؟
آیا می دانستید که جلیقه ضد گلوله، ضد آتش،برفپاککن شیشه وچاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند؟
آیا می دانستید که استفاده ازهدفون درهرساعت باکتریهای موجود در گوش راتا ۷۰۰ برابرافزایش می دهد؟
آیا می دانستید که انسانهای راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دستها عمر میکنند ؟
آیا می دانستید که لئوناردوداوینچی قیچی را اختراع کرد ؟
آیا می دانستید که هیچ کلمه ای در زبان انگلیسی با کلمه month هم قافیه نمیشود ؟
آیا می دانستید که هر انسانی در طول زندگیاش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب میخورد ؟
آیا می دانستید که سریع ترین جت دنیا دارای سرعت ۳۶۰۰ کیلومتر است ؟
آیا می دانستید که دروان حاملگی کرگدن به ۴۹۰ روز است ؟
آیا می دانستید که پستانداران بغیراز انسان ومیمون،رنگها را بدرستی تشخیص نمی دهند ؟
آیا می دانستید که تقریبا نیمی از کل نشریات جهان در دو کشور آمریکا و کانادا منتشر می گردند ؟
آیا می دانستید که نوشابه های زرد رنگ زیانبارتر از نوشابه های سیاه رنگ هستند ؟
آیا می دانستید که هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی می باشد ؟
آیا می دانستید که مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر می باشد ؟
آیا می دانستید که جمعیت میمون های هند بالغ بر ۵۰ میلیون می باشد ؟
آیا می دانستید که تعداد چشمان عقربها به ۱۲ عدد می رسد ؟
آیا می دانستید که اثر سیب در بیـدار نـگـهـداشتن افـراد در شـب بـیشـتر از قـهــوه و کافئین است ؟
آیا می دانستید که فاصله سطح کره زمـیـن تـا مـرکز آن حدود ۶۳۷۰ کیلومتر است ؟
آیا می دانستید که اغلب ماتیکها حاوی فلسهای ماهی می باشند ؟
آیا می دانستید که دارچین بسیار کشنده است واگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ می شود ؟
آیا می دانستید که فقط یک نفر از ۱ میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر میکند ؟
آیا می دانستید که عمومی ترین نام در دنیا محمد است ؟
آیا می دانستید که بلندترین زن دنیا ۲۳۶ سانتی متر قد دارد ؟
آیا می دانستید که در دنیا از هر ۵ نفر ۴ نفر موهایش تیره می باشد ؟
آیا می دانستید که دریاچه بایکال کهنسالترین دریاچه دنیا است، قدمت آن به ۷۰ میلیون سال می رسد ؟
آیا می دانستید که اسکیموها هم از یخچال استفاده میکنند، منتها برای محافظت غذا در مقابل یخ زدن ؟
آیا می دانستید که حرف E بیشتر از تمام حروف انگلیسی، در کلمات بکار میرود در حالیکه حرف Q کمترین کاربرد را دارد ؟
آیا می دانستید که داغ ترین نقطه کره زمین در “دالول” اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به ۹۴ درجه فارنهایت می رسد ؟
آیا می دانستید که حس بویای مورچه برابر با حس بویای سگ است ؟
آیا می دانستید که اعصابی که در بدن شما وجود دارد به اندازه فاصه زمین تا ماه است ؟
آیا می دانستید که کتاب رکودهای گینس، رکورددار دزدیده شدن از کتابخانه های عمومی می باشد ؟
آیا می دانستید که وقتی به خورشید نگاه میکنید صحنه ۸ دقیقه قبل از آن را مشاهده می کنید ؟
آیا می دانستید که دوئل در پاراگوئه آزاد است به شرطی که طرفین خون خود را بر گردن بگیرند ؟
آیا می دانستید که هر بار که یک تمبر را میلیسید ۱۰٫۱ کالری انرژی مصرف میکنید ؟
آیا می دانستید که زمین در آغاز پیدایش خود ۲۰۰۰ بار بزرگتر از حجم کنونی خود را داشته است ؟
|
علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد | |
|
|
در زمانهاي دور، كشتي بزرگي دچار توفان شد و باعث شد كه كشتي غرق شود. مسافران كشتي توي آب افتادند. در ميان مسافران، مردي توانست خودش را به تختهپارهاي برساند و به آن بچسبد موجها تختهپاره و مسافرش را با خود به ساحل بردند. وقتي مرد چشمش را باز كرد، خود را در ساحلي ناشناخته ديد بدون هدف راه افتاد تا به روستا يا شهري برسد. راه زيادي نرفته بود كه از دور خانههايي را ديد. قدمهايش را تندتر كرد و به دروازه شهر رسيد. |
|
در دروازهي شهر گروه زيادي از مردم ايستاده بودند. همه به سوي او رفتند. لباسي گرانقيمت به تنش پوشاندند. او را بر اسبي سوار كردند و با احترام به شهر بردند مسافر از اينكه نجات پيدا كرده خوشحال بود اما خيلي دلش ميخواست بفهمد كه اهالي شهر چرا آنقدر به او احترام ميگذارند. با خودش گفت: .نكند مرا با كس ديگري عوضي گرفتهاند.. مرد مسافر كه عاقل بود، سعي كرد به اين راز پي ببرد . عاقبت به پيرمردي برخورد كه آدم خوبي به نظر ميرسيد. محبت زيادي كرد تا اعتماد پيرمرد را به خود جلب كرد. در ضمن گفتگوها فهميد كه مردم آن شهر رسم عجيبي دارند. مسافر فهميد كه چه سرنوشتي در پيش روي اوست . دو ماه بود كه به تخت پادشاهي رسيده بود. حساب كرد و ديد ده ماه بعد او را به دريا مياندازند. او براي نجات خود فكري كرد: از فردا بدون اينكه اطرافيان بفهمند توي جزيرهاي كه در همان نزديكيها بود كارهاي ساختماني يك قصر آغاز شد .در مدت باقيمانده، شاه يكساله هم قصرش را در جزيره ساخت و هم مواد غذايي و وسايل مورد نياز زندگياش را به جزيره انتقال داد ده ماه بعد ، وقتي شاه خوابيده بود ، مردم ريختند و بدون حرف و گفتگو شاهي را كه يكسال پادشاهياش به سر آمده بود از قصر بردند و به دريا انداختند. از آن پس، وقتي كسي دچار مشكلي ميشود كه پيش از آن هم ميتوانسته جلو مشكلش را بگيرد و يا هنگاميكه كسي براي آينده برنامهريزي ميكند، گفته ميشود كه علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد. برگرفته از سایت http://www.koodakan.org | |

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا
مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا
از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید
که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا
هفت پند ازمولانا
در بخشیدن خطای دیگران مانند شب باش
در فروتنی مانند زمین باش
در مهر و دوستی مانند خورشید باش
هنگام خشم و غضب مانند کوه باش
در کمک به دیگران مانند رود باش
در هماهنگی و کنار آمدن با دیگران مانند دریا باش
خودت باش همان گونه که می نمایی
|
داستان روباه و بزغاله روزی بود روزگاری بود . یک روز روباهی از صحرا می گذشت و دید یک گله گوسفند دارد آنجا می چرد . روباه خیلی گرسنه بود و فکر کرد :« کاش می توانستم یک گوسفند بگیرم ، اما من حریف آنها نمی شوم ، این کارها کار گرگ و شیر و پلنگ است .» روباه دراین فکر بود که صدای یک مرغ وحشی به گوشش رسید ... | |
|
دنبال صدا رفت و رسید به حاشیه جنگل . در جستجوی مرغ از زیر شاخ و برگ درختها پیش رفت و یک وقت دید از پشت درختها صدای خش خش می آید . رفت از لابلای درختها نگاه کرد دید یک فیل است ، فیل از راه باریکی که در میان درختها بود می گذشت و از طرف مقابل هم یک شیر می آمد . | |
سلام
امسال هم دانش آموزان عزیز کلاس ما گل کاشتند و ۱۴ نفر در آزمون ورودی مدرسه نمونه قبول شدند.
دانش آموزان گرامی امیر حسین ملایی پور و محمد حسین برزگری رتبه های اول و دوم شهرستان را نیز به دست آورده اند.
|
امیر حسین ملایی پور |
محمد حسین برزگری |
محمد امین رضایی |
|
ارسلان باطنی |
آرمان دهستانی |
سید امیر محمد سبزواری |
|
سید محسن میر علمی |
ابوالفضل دهقان |
علی فتوحی |
|
مجتبی عابدی |
محمد صدرا عباسیان |
محسن طالعی |
|
طه عبداللهی |
مصطفی فتوحی (ذخیره) |
|
ما مدعيان،كه سخت بي ايمانيم
از منتظران نيمه شعبانيم
آقا به بزرگي خودت مي بخشي
غفلت زده را منتظرت مي دانيم
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .
- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی .
اعیاد شعبانیه
بر شما دوستان عزیزم
مبارک باد
التماس دعا
