وقتی کوله ات را برای صعودی بلند تر از ابرها می بستی به یاد ما هم بودی ؟!

به یاد اولین صعودهایم میگویم ، انگار اینبار هم همقدم بودن با خودت را در توانمان ندیدی که خبرمان نکردی  ! 

اما همیشه آنقدر معرفت داشتی که حداقل من و سمانه را بی خبر نگذاری .

نمیدانم اینبار چه شد که بیخبر رفتی ...


 

یک سال گذشت ( 1389/5/28 )و ما همچنان ناباورانه به صعودت به سوی ابرها می اندیشیم .

" بانوی کوهستان یادت همواره در دلهایمان سبز است و گرامی "

برای مژگان جمشیدی عزیز ..

چه خوب گفت قیصر ...

اتفاق

افتاد

آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد-

می افتد

افتاد
آنسان که مرگ

- آن اتفاق سرد- می افتد

اما
او سبز بود وگرم که
افتاد


خبر تلخی بود .. و برای جناب انصاری خیلی زود ! صبری سبز برایتان آرزومندم خانم جمشیدی .

" یاد مرد سبز اندیش ایران زمین  نیز همواره گرامی "

2 اردیبهشت ، روز جهانی زمین پاک
 " Let's be gentle with the earth our mother "

"بیایید با مادرمان زمین مهربان باشیم "


و زمین، مادرِ ماست.
و زمین، بطنِ دگرگونیِ ماست.
و زمین، منطقِ پرورشِ انسان است.
و زمین، سیرت ِ پاک ِ خداوندیِ ماست.
و ...

"امیر آروین"

هر کجا برگی هست ، شور من می شکفد ...

12 فروردین سال 1390

صبح ساعت 8:34  - جنگل باقرآباد رامیان  ... 

 

و نمای زیبای درختان در آب چشمه ...!

   

روز به یاد ماندنی ای بود در کنار طبیعت ...


نوروزتان پیروز




و تنها دعای لحظه هایمان ...

اللهم عجل لولیک الفرج

 

Sony Ericsson green heart !

 

گوشی های موبایلی که سونی اریکسون با عنوان green heart  وارد بازار کرده ، حین داشتن امکانات تخصصی یک موبایل روز ، ویژگی های جالبی هم داره که تونسته نظر دوستداران به طبیعت رو به خودش جلب کنه .

  مدل hazel-1         مدل  C901        مدل aspen

 مدل Naite      مدل ELM K970 (مدل مورد علاقه من ! )

برای خوندن ویژگی های خاص این سری محصولات که نگاه سبز مسئولان سونی اریکسون رو به نمایش گذاشته میتونید به ادامه مطلب رجوع کنید ..

ادامه نوشته

نیلکوه امروز !

زیبا و استوار ... با آرامشی که به سوی خودش می خواندت ..

همیشه سخت و سبز بمانی نیلکوه !

به راستي باران رحمت..!

دردناك ترين روزهايي كه با طبيعت ميشد سپري كرد اين روزهاي نيلكوه بود ..

نفس تنگي نيلكوه ، بوي دود و آتش .. 


آتش،
آتش،
آتش،
جنگل و
جنگل و
جنگل
می شناسی حس آتش زدن جنگل را؟!
بوی جزغاله شدن،
دود بدرنگ و غلیظ
میشناسی حس پرپرزدن جغدی را،
که شب پیش دمی تا به سحر پلک نزد
و نفهمید سحر این آتش،
از کجا آمده است؟!
می شناسی حس مرغی را که،
جوجه اش بال نداشت؟!
می شناسی سایۀ دردی را که غزالی معصوم،
از غم سوختن جفت خویش،
در نگاهش دارد؟!
می شناسی،
سایۀ سوختۀ خشک و تر جنگل را،
پس از این فصل ستمکاری خویش؟!

دست تو آتش و باز،
دل من جنگل سبز.

"وای ازین بی خبری"

......................................................................

صبح وقتي به صداي موبايلم بيدار شدم متوجه صداي ديگه اي شدم كه خيلي دور از ذهن بود !

نزديك بود باورمان شود اين فاجعه تمامي ندارد .. اما خدا را شكر !

باران .. باران ... باران !!

انگار عقده دل آسمان سرباز كرده بود .. انگار شنيده بود دعاهاي هر روز و هر شبمان را ..

و امروز صبح وقتي دوباره به ديدار نيلكوه رفتم ، دلم آرام گرفت ..

خبري از دود و گرفتگي نبود ..

نيلكوه بود و طبيعت بي نظير منطقه .. آرام و نمناك ..!

كاش هميشه سبز و استوار بماني نيلكوه !

و باز طعم تلخ لیمو  !

تلخ تر از طمع لیموی پائیز ...

و سرنوشت ... همچنان مرا به مبارزه می طلبد !

از غم ناگهانی ، رفتن بدون خداحافظی بانوی کوهستان گرفته تا شادی هایی که برای اولین بار در این اواخر تجربه شان کردم .

و باز صبوری !!

و باز طعم تلخ لیمو ... و باز پائیز و باز همچنان روزها از پی هم و دوباره زندگی !

...............................................

سفر به تبریز که پر بود از خاطرات بیشتر ملس ! ، تا شیرین ..

احتمال سفر به مشهد دومین بود که به واقعیت 100% تبدیل شد . بیشتر از هز سفری در امسال چسبید . از عهدها و شوقی که به یادگار از این سفر برای خود آوردم ، تا وعده دوباره با ...!

تجربیات مسابقه هم جالب بود . مخصوصا دفاعیه ای که از طرحم داشتم . داور مسابقات که نویسنده کتاب یکی از روش های تحقیق بود بهم میگفت هم جسارت زیادی داری هم پتانسیل بالائی.. تجربه بزرگی بود !

از آزمونی بگم که خیلی اتفاقی ثبت نام کردم تا یه جورایی اطلاعات عمومی و تخصصیم  رو بسنجم . که زد خیلی اتفاقی پذیرفته شدم و به مراحل بالاتر صعود کردم .. ( به بچه ها میگفتم کیف آزمونهای کنکور تو اینه که نخونده بری سر جلسه تا ببینی چقد بارته !!) مصاحبه عمومی دومین مرحله بود که خداروشکر هیچوقت توش کم نمیارم و به دنبال اون تست عملی برای رشته ما که تو بهترین شرایط آمادگی بدنم بود (آخه تازه از مسابقات تبریز اومده بودم ) به نظرم رکورد خوبی بود ! بعد از اون مصاحبه تخصصی که بیشتر روانشناسی بود تا تخصص ما ! و مرحله ی آخر هم که گزینش و تحقیقات محلی بود از زمان کودکیمان تا به حال !!!

و در آخر پس از گذشتن از هفت خان رستم حالا شدم یه خانم معلم تربیت بدنی ! کاری که همیشه دوس داشتم ..

و اینروزها که به قول بقیه باید از خدام هم باشه با حقوقی که میگیریم !! تازه شروع سختی ها و دردسرامه ..

دانشگاه از یه طرف و مدرسه هم از طرف دیگه .. کارم همش شده دویدن واسه رسیدن به موقع .. هرچند بازم با تاخیر میرسم !

.................................................

و خاطره تلخی که اینروزها مرور میکنم رفتن ناگهانی بانوی کوهستان ،

مربی و همنورد صعودهای این هفت سالی که هر جمعه اش در کوهستان میگذشت .. همراه با تلخی ها و شیرینی ها .. اشک ها و لبخند ها .. دلتنگی ها و دوری ها .. بچگی های ما و گذشت های مادرانه او .. 

روحش شاد و یادش همیشه برایمان گرامی !


سفر هاي اين چند ماه ...

سفر ..

دوستداشتني ترين چيز ممكن براي من . با هر فاصله و به هر شكلي كه اتفاق بيافته و با هر زماني كه صرف اون سفر بشه حتي چندين ساعت ، يا يك روز ... به دورترين نقطه سرزمينم يا همين نزديكي ها ..  و به هر مناسبتي (البته بهترين شكلش اينه كه براي يه صعود اتفاق بيافته و بيشترين زمانش در كوهستان و طبيعت صرف بشه ! )

باز هم با آغاز سال جديد سفرهاي دور و نزديك من شروع شده . مقصد اولين سفرمون استان مازندران ، شهرستان قائم شهر بود . زيباترين خاطراه اي كه ازاونجا به يادگار مونده موفقيت هايي بود كه در اون سفر كسب كرديم ( كاروان ورزشي ما متشكل از چهار تيم در رشته هاي واليبال ، بدمينتون ، تنيس روي ميز و شطرنج بود ) و همينطور تصوير دريايي كه اين بار آرامتر از هميشه به نظر مي رسيد .

بازديد از نمايشگاه كتاب هم يكي از دلايلي بود كه منجر به سفر يك روزه به تهران شد . البته اگه بشه اسمش رو سفر گذاشت ! مقصد سفر بعدي من تبريز هست كه احتمالا در اواخر تير ماه به انجام مي رسه . تبريز ميزبان مسابقات مرحله كشوري ست كه  منم از رشته دو و ميداني تو اين مسابقات شركت ميكنم .

و سفر بعدي كه احتمالا قبل از تبريز باشه ، سفر به مشهد مقدس است . مقاله اي كه در رابطه با رشتم روش كار كرده بودم در مرحله استاني انتخاب شده و به مرحله كشوري راه پيدا كرده كه اگر اونجا هم انتخاب بشه اين سفر اتفاق مي افته . خودم كه اميدوارم .. اما بايد ببينم خدا چي ميخواد !

براي من جدا از تجربياتي كه اين سفرها برام به ارمغان ميارند ديدن طبيعتي كه گاها براي اولين بار ميبينمشون خيلي جالب تر هستن . مثل درياي زيباي خزر كه بارها و بارها از تمام زوايا بهش نگاه كرده بودم و اينبار هم از يه گوشه ي ديگه به نظارش نشستم . جنگل هاي فوق العاده شمال سرزمينم كه با بند بند وجودم گره خوردن و هركدومشون واسم يادآور يك سري از خاطرات خوب و دوستداشتنيم هستن .

و حالا اينبار تبريز .. !

تبريز جزء شهرهايي ست كه علاقه زيادي بهشون دارم . مثل اصفهان و چند شهر ديگه ..

اميدوارم تو اون چند روزي كه اونجا هستم بتونم سري به طبيعتش بزنم . خصوصا مناطق كوهستاني .

..................................................

اين مدتي كه كمتر به وبلاگم سر مي زدم انگار اتفاقات زيادي رخ داده كه من ازشون بي خبرم !  براي جبران اين بي خبري ها زمان زيادي رو صرف خوندن وبلاگ دوستان كردم . از اخبار جديد درباره قطع درخت كهنسال گرفته تا به تصوير كشيدن مشكلات و آلودگي هاي ناشي از وجود زباله ها با درنگ يك قورباقه ( وبلاگ درويش) و ديگر تصاويري كه حرفهايشان بسيار است .. و همينطور دل نگراني هاي ژاله مهربان كه انگار هنوز هم كسي نيست از آنها بكاهد و آرامشي شايد نسبي را براي تمام دوستداران حيوانات به ارمغان بياورد .

كاش خبرهاي اينروزها كمي هم از سرسبزي و مهرباني مردمانمان با طبيعت و حيوانات بود !

به خاطر تمام كساني كه دوستشان داريم !

و مادرمان زمين ...

ساعت 20:30 روز 7 فروردين را فراموش نكنيم .

بهاري نو ميرسد ، نرم نرمك ز راه ...

                    ای بهار

                    ای همیشه خاطرات عزیز !

اين چند بيت اين روزها انعكاس نگاه هاي من است . بيت هايي از شعر " اي بهار ، فريدون مشيري " . همينطور شاه بيت اين شعر ( از نگاه من البته ) :

                                                    آفرين آفريدگار !

نوروزتان پيروز     

اميدوارم بهار پيش رو براي تمام ايرانيان به خصوص دوستان سبز انديشم

، پر باشه از مهر و شادماني .. 

يه چند كلمه حرف با دوستان گوزن زرد ..

اين پست يه جور خداحافظي نيست !
اين پست مربوط ميشه به اقامتم در شهر ديگري از استان گلستان (گرگان) به مدت 2 سال . اما اينبار براي ادامه تحصيل . زماني كه براي گذراندن اين دوره از تحصيلم در دانشگاه سپري ميشه شايد به بيشتر از چند روز در هفته نرسه ، اما من سپري كردن تمام روزهاي اين دو سال رو در اون شهر انتخاب كردم . شايد براي كسب تجربه هاي بيشتر و شايد براي تمركز بيشتر روي رشته ي مورد علاقم . ازين پس نميدونم چقدر از وقتم رو ميتونم به مطالعه در مورد محيط زيست بپردازم . اما اين رو مطمئنم كه در هر تخصصي و در هر رشته اي كه باشم عشق به طبيعت براي من جزو اولويت هاست .

از اول اسفند امسال شايد حضورم خيلي كمرنگتر از اين اواخر بشه ( گفتم اين اواخر چون تو اين يكي دو ماه گذشته بيشتر وقتم رو تنها به خوندن مطالب وبلاگ هاي شما و پيگيري برخي از اخبار زيست محيطي گذروندم به جاي نوشتن در وبلاگ خودم و يا اظهار نظر درباره مطالبتون ! ) .

و در آخر هم اينكه اميدوارم در آينده خواننده ي خبرهاي سبز تري از ايرانمان باشيم ..

ای جنگل ای پیر !

اینجا ایران ، گلستان ، گلستانی که دیگر تنها نامیست به یادگار نه نشانی برای آنچه بود !

یاد آوری خاطراتی از دوران کودکی که در دل طبیعت زیبا و بی منتهای جنگل گلستان می گذشت آنقدر سخت و کمرنگ شده که نمی دانم باید به حساب گذشت سنم بگذارم یا درختانی که دیگر نیستند تا گواهم باشند ! روزهای طبیعتی که در شروع هر بهار بدون استثنا در پارک ملی گلستان می گذشت و یا تابستان هایی که این پارک پناهی می شد برای فرار از گرمای طاقت فرسای شهر و همینطور گذراندن لحظاتی شاد و به یاد ماندنی .
اما این روزهای جنگل زیبایمان تنها با صدای تیشه های مدرن می گذرد ! این روزها و شاید این اواخر تنها غم غریبیست که صدایش به گوش هیچ کس نمی رسد ..

اینجا دیگر کم کم نام گلستان تنها نامیست به یادگار بر استانی که میزبان این همه زیبایی بود .

ای جنگل ای پیر !
بالنده ی افتاده ، آزاد ِ زمینگیر !
خون می چکد اینجا هنوز از زخم ِ دیرین ِ تبر ها
ای جنگل ! اینجا سینه ی من چون تو زخمی ست
اینجا دمادم دارکوبی بر درخت ِ پیر می کوبد
دمادم

                                        " هوشنگ ابتهاج "

برای دیدن تصاویری از این روزهای پارک ملی گلستان می توانید به اینجا بروید . عکسهایی که توسط عکاس سبز اندیش استانمان ابوطالب ندری گرفته شده .

طبیعت نیمه جان !

طبیعت نیمه جان اثر زیبایی از سیاوش کسرایی ..

                                        ماه غمناک 
                                        راه نمناک 
                                        ماهی قرمز افتاده بر خاک

 

 

 

شب زایش مهر و خورشید بر ایران و ایرانیان گرم و پر مهر باد

با زمين سخن بگو ، و او به تو خواهد آموخت.

هم زود گذشت هم کمی دیر ...

این دو ماهی که هم مشغله ی زیادی داشتم و هم اینترنت در دسترسم نبود . اما پر بود از تجربه ها و خاطرات خوب .

اول از همه گذراندن روزهای یک هفته ی پائیزی در دل  طبیعت و دور از دود و ماشین . یاد شعر دوران کودکی می افتم ( خوشا به حالت ای روستایی .. ) بیدار شدن با روشنائی هوا و خنکای دلنشین باغ . چیزی که حداقل در خونه کمتر اتفاق می افته و به دنبال اون شروع روزی پرکار . در میانه های روز بارها و بارها شخصیت حنا برام تداعی میشه . لحظه های نو و تازه ای رو تجربه میکنم . همینطور لذت بخش و دوست داشتنی ! دوشیدن شیر از گاو و دقیق شدن روی موش های کوچولوئی که دیده می شدند ، نشستن وسط باغچه ی بزرگ و همراه شدن با بیلچه ای کوچک برای کاشتن گل های زیبا..(بدون نگرانی از خاکی شدن لباسهام ! ) عطر علف های تازه و نشستن و نگاه کردن به اوج زیبایی ها ( کوهستان سخت )

شادابی همراه با شروع صبح و خستگی لذت بخش همراه با غروب آفتاب ، اون روزهارو واسم تبدیل به خاطراتی به یاد ماندنی کردند .

سفرهای اجباری و یکی دو روزه به شهرهای ساحلی شمال (و قدم زدن روی شن های نرم ساحل زیبای خزر) هم از اتفاقاتی بود که در این دوماهه به روزها و خاطراتی تبدیل شدند که در گذشته ام به یادگار خواهد ماند .

برداشت من از روزهائی که گذشت اینطور بود :

دو ماه از وبلاگم ، اخبار روز طبیعت و محیط زیست دور بودم اما شاید به اندازه ی چند ماه بیشتر در این مدت کوتاه با طبیعت زندگی کردم و بهش نزدیکتر شدم !

ناگفته نمونه دلم برای اینجا هم تنگ شده بود ..

دیشب حافظ گفت:

" برگرفته از وبلاگ محمد مصطفایی ، وکیل بهنود شجاعی "

حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم

     

خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم

چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست

     

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم

     

دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

 

واقعیت غم انگیزیست . بهنود شجاعی و تقدیر که اینگونه برایش رقم زد ! بعد از گذشت حدود ۶سال و گذراندن بهترین روزهای عمرش در زندان و اینک روزی از روزهای خدا ، یکشنبه صبح ، بعد از نماز و دیگر ..

دیگر هیچ !

هنوز هم باورش برایم سخت است . اینکه چگونه می شود یک خانواده ، آن هم از نوع ایرانی و مسلمان ، نه بر پای اعتقاداتشان ایستادند و نه حرف های شخصیتی مثل جناب هاشمی شاهرودی برایشان تاثیری داشت و نه آنچه که هنرمندانی چون عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی و .. از آنان طلب کردند .

براستی کاش مادر احسان برای بهنود هم مادری می کرد ..

روز جهانی کودک و سایتی دوست داشتنی برای کودکان

به دنبال سايتي براي كودكان با موضوع حيوانات مي گشتم كه به اين سايت برخوردم . baby animalz سايت جالب و دوست داشتني اي ست . گالري عكس هاي نوزادان همه نوع حيوانات ، بازي هايي با همين مزموم ، صداهاي حيوانات و شعرهاي كودكانه اي كه در اونها از ارتباط و علاقه كودكان و حيوانات گفته شده ، از بخش هاي جالب و قابل توجه اين سايت هستند .

عکس و شعری هم که نوشتم برگرفته شده از همین سایت هست !

 

baby animalz

I like baby animals,
Animals, animals.
I like baby animals,
I'll name some for you.

Kittens, puppies, chicks and foals,
Chicks and foals, chicks and foals.
Kittens, puppies, chicks and foals,
I can name some more.

Goslings, ducklings, lambs and calves,
Lambs and calves, lambs and calves.
Goslings, ducklings, lambs and calves,
I like baby animals.

گوزن زرد و رهایی از خطر انقراض

دکتر بهروز دهزار در گفتگو با خبرگزاري محيط زيست ايران گفت : در حال حاضر گوزن زرد ايراني در جنگلي 55 هکتاري در دشت ناز ساري نگهداري مي شود که پس از زاد و ولد ، اضافه هاي آن را به 10 منطقه شناسايي شده مي فرستند . اين مناطق شرايط زيستگاهي نزديک به زيستگاه گوزن زرد را دارند .
وي افزود: در دز و کرخه نيز که زيستگاه اصلي گوزن زرد بوده است شيرهايي وجود دارند که محيط مناسبي از نظر زيستگاهي براي نگهداري گوزن زرد است. اما متاسفانه به دليل نبود شرايط امنيتي زندگي و شکار غير مجاز آنها ، در حال حاضر محل امني محسوب نمي شود .
اين استاد دانشگاه گفت : جزيره اشک اروميه زيستگاه بسیار مناسبي براي اين گونه نادر و حتي باعث افزايش زاد و ولد گوزن زرد شده است . متاسفانه در گذشته به مناطقي در کردستان و لرستان نيز تعدادي را انتقال مي دادند اما در لرستان به دليل شکارهاي فراوان ودر کردستان به دليل شيب تند تپه ها که باعث سقوط گوزن زرد مي شده است ديگر انتقالي به اين دومنطقه صورت نمي گيرد.
دهزاد در ادامه گفت : تاثير حفاظت گوزن زرد ايراني بسيار خوب بوده است و روند نسبتاً مثبتي داشته است . از آنجا که افزايش اين گونه نادر را شاهد هستيم تاثير اين حفاظت بيشتر ملموس مي شود . اين گوزن در ابتدا در آسيا و کشورهايي نظير هند بوده است که نسل آنها منقرض شده است و تنها در ايران باقي مانده است .
اين نيز با تلاش محيط بانان و شکاربانان به همراه مردم کشور که رابطه خوبي با حيوانات دارند ميسر شده است . در حال حاضر خوشبختانه اين گونه از گوزن از خطر انقراض رهايي يافته و به رده آسيبب پذير رسيده است .
گوزن زرد ايراني که يکي از زيباترين و با ارزش ترين گونه هاي پستاندار است از حدود 50 سال پيش توجه خاص محافل ايراني و بين المللي را به خود جلب کرد و در حالي که گمان مي رفت گوزن زرد ايراني به کلي منقرض شده است ، در سال 1334(1950) معلوم شد تعدادي از آنها در جنگل هاي اطراف رودخانه دز و کرخه باقي مانده اند . با اين حال در سال 1337 دو راس از آنها به باغ وحش اپل آلمان و در سال 1342 تعداد شش راس به دشت ناز ساري منتقل شد . پس از آن که گوزنها تکثير شدند به مناطق مختلفي نظير سمسکنده مازندران ، جزيره اشک و کبودان در درياچه اروميه ، زردلان کرمانشاه ، جزاير کيش و لاوان و منطقه ميان کتل فارس منتقل شدند .

منبع : ايرنگوزن زرد

تسلیت ...

خبر سقوط هواپیمای مسافربری تهران - ایروان و کشته شدن تمامی سرنشینان اون خبر فوق العاده ناراحت کننده ای بود و در پی اون با خبر شدن از حضور تیم ملی جودو نوجوانان در این پرواز به راستی بر ناراحتی و تاسفم افزود . تیمی که قرار بود مانند تمام فرزندان ایران زمین در حیطه ورزش ، در پیکارهای جهانی مجارستان (15 مرداد)حماسه ای دیگر بیافریند.

باشد که خداوند تمامی آنها را مورد رحمت خود قرار داده و بر بازماندگانشان صبر عنایت فرماید .

روحشان شاد و یادشان همواره گرامی .

نمیدونم چرا امروز دلم خواست این شعر رو تو وبلاگ بنویسم !

اولین بار سالها قبل تو یه همایش ، روی یک برگه بروشور که به یاد همنوردی فوت شده چاپ کرده بودن، خوندم . اما از اون روز زمزمه ای بوده برای تمام صعودهای که داشتم ..(گویا نقل از مجله کوه هست! )

باز با یاد تو دیشب ،من عاشق چو کبوتر

تا سحرگه به خیال تو زدم پر

عشق آزرد مرا،سوی جنون برد مرا

چون در آن خلوت شب در پی دیدار تو بودم

همه جا بال گشودم

همه جا رفتم و رفتم،همه جا گشتم و گشتم

هم ز دریا و در و دشت گذشتم

به سر کوهی نشستم

و آن سکوت شب مهتاب به فریاد شکستم

گفتم : ای کوه ببین عشق چسان کرد مرا !

نزد تو آورد مرا !

گفت : از عشق مگو !

چون به لب بسته ی من ، مهر خموشی زده این عشق !

همین گفت و فرو بست لب از لب !!

یک سال گذشت و ..

۱۵ خرداد ! روز جهانی محیط زیست و ... !!

چند روز پیش متوجه ی این موضوع شدم (تداخل روز تولد وبلاگم با روز جهانی محیط زیست ). هم واسم جالب بود و هم خوشحال کننده .. یک سال پیش ، همچین روزی نوشتن توی این وبلاگ رو شروع کردم . وبلاگی که هدیه دوستی خوب و سبز اندیش بود . اونروز اولین پست وبلاگ رو با گذاشتن عکسی از یک گوزن زرد به ثبت رسوندم . (عکسی که به جز دونستن اسمش هیچ اطلاع دیگه ای در موردش نداشتم ، بر خلاف امروز ! )

یک سال پیش من فقط یک کوهنورد بودم و بنا به علاقه ای که به طبیعت داشتم ، دوستدار و حامی محیط زیست هم بودم .

 اما امروز که یک سال از آشناییم با خانواده سبز وبلاگستان فارسی میگذره ، با علم و آگاهی بیشتری به طبیعت و محیط زیستم عشق می ورزم و درحد و اندازه ی توانم  نیز به حمایت از اونها میپردازم . امروز همچنین به داشتن دوستان سبز اندیشم که همه ی اونها رو در رسیدن به روز تولد وبلاگ گوزن زرد و سمیرای امروز شریک میدونم ، افتخار میکنم و سبزی و طراوت روز افزون رو برای همه ی اونها در تمام مراحل زندگی سبزشون آرزومندم .

 سبز باشید !ا

و سپاس پروردگار مهربانم ،

بخاطر نگاه سبزی که امروز به پیرامونم دارم  ..!

 To THOSE WHO HAVE NOT YET LEARNED THE SECRET OF TRUE HAPPINESS

. BEGIN NOW TO STUDY THE LITTLE THINGS IN YOUR OWN DOOR YARD ,

ای کسانی که هنوز به راز شادمانی راستین پی نبرده اید،

اکنون به تماشای زیبایی های کوچک حیات خانه تان بنشینید .

_ جورج واشنگتن کارور

پرواز ...

بعد از تقریبا یک ماه دوری از فضای اینترنت و دوستان محیط زیست ، امروز باز هم با نوشتن از یه مهمون کوچولو وبلاگم رو به روز میکنم ...

جوجو دومین حیوانی ست که امسال مهمان ما شده ، اولی شلمن و حالا یه بچه گنجشک کوچولو که دیگه چیزی به روزهای پروازش نمونده . امروز صبح چندتا عکس ازش گرفتم که میزارم اینجا تا شما هم ببینید این مهمون کوچولو و شکموی خونه ی ما رو ..

 جوجو در حال غذا خوردن از دست کوچولوی خونه !

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 هوای ابری امروز صبح و حسرت پرواز !

جوجو در منطقه ممنوعه ی اتاق من !! 

روز ملی خلیج همیشه فارس ، بر تمام ایرانیان مبارک باد

 

جشنواره هنر محیطی خلیج فارس wwwebart.com

 تقویم روی میز ، مناسبات هر روز واسم یادآوری میکنه ، نهم اردیبهشت و روز ملی خلیج همیشه فارس. (البته تقویم دیواری روز دهم رو با این مناسبت نشون میده ) به اختصاص دادن پستی از وبلاگم به این روز ارزشمند فکر میکنم . تفکراتم من رو به این باز میداره که به جستجوی اطلاعاتی درباره ی خلیج همیشه فارس باشم . با جستجو در وب های فارسی زبان در اولین گزینه به وب سایت دانشنامه آزاد ویکی پدیا بر میخورم و اطلاعات جالبی که در باب خلیج همیشه فارس در اون نگاشته شده .

موقعیت جغرافیایی خلیج همیشه فارس اولین چیزی ست که در این اطلاعات به چشم میخوره ، اینکه از شرق به غرب به کدامین سو منتهی میشه و کشورهایی که در کنار این خلیج زیبا و همیشه فارس وجود دارند . 

و اما مطلب جالبی که به چشم میخوره و گویا در پی منازعه بر سر نام‌گذاری خلیج فارسنوشته شده ، است . که در اون گفته شده "خلیج فارس نامی است به جای مانده از کهن‌ترین منابع، زیرا که از سده‌های پیش از میلاد سر بر آورده‌است، و با پارس و فارس - نام سرزمین ملت ایران - گره خورده‌است. در سالهای اخیر نام جعلی خلیج عربی نیز در برخی منابع بطور محدود بکار رفته که مخالفت ایرانیان و غیرایرانیان را برانگیخته ‌است.

و در ادامه هم تصاویری از نقشه های قدیمی همچون نقشه ای که توسط استخری جغرافیدان ایرانی در قرن ۹ میلادی در کتاب الاقالیم رسم شده و یا نقشه بریتانیایی چاپ ۱۸۰۸ میلادی و یا نسخه اروپائی از سال ۱۷۱۹ و یا نقشه دیگری از قرن ۱۶ میلادی و حتی نقشه ای که سباستین مونستر در سال ۱۵۸۸ میلادی رسم کرده وجود دارند ، که در همه ی اونها خلیج همیشه فارس با همان عنوان خلیج فارس یاد شده است .

و این تنها نشان دهنده ی همیشه فارس بودن خلیج زیبایی ست که در جنوب کشورمان وجود دارد  . خلیجی فقط  با عنوان خلیج همیشه فارس برای تمام جهانیان ...

 

تولد چهارمين گوزن زرد ايراني درمركز تكثير و احياي حيات وحش استان ايلام

 مدير کل حفاظت محيط زيست ايلام از تولد چهارمين گوزن زرد ايراني در محل تکثير و احياي حيات وحش اين استان خبر داد.

"قاسم ديانت طلب" روزشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: طي يک سال گذشته اين چهارمين گوزن زرد ايراني است که در محل حفاظت شده مرکز تکثير و احياي حيات وحش استان متولد مي شود.
وي ادامه داد: خوشبختانه تمام گوزنهاي ماده موجود در مرکز تکثير و احياي حيات وحش استان ايلام واقع در کوه "مانشت " توليد مثل نموده و از سلامت کامل برخوردارند و در شرايط طبيعي بسر مي برند.
وي ابراز اميدواري کرد که با توجه به روند موفقيت آميز فاز اول پرورش گوزن زرد ايراني در دامنه کوههاي زاگرس استان ايلام بتوانيم فاز دوم مرکز حيات وحش استان را نيز اجرا کنيم .
لازم به ذکر است فاز اول حيات احيا و تکثير حيات وحش گوزن زرد ايراني شهريور ماه سال گذشته در سطح ده هکتار در منطقه حفاظت شده مانشت و قلارنگ با انتقال شش راس گوزن زرد ايراني از جزيره اشک اروميه شروع بکار کرد.
اکنون آمار گوزنهاي زرد ايراني در مرکز احيا و تکثير حيات وحش استان ايلام به 10راس گوزن زرد رسيده است.
منبع :  IRNA

2 اردیبهشت . روز زمین پاک

 

و زمین، مادرِ ماست.
و زمین، بطنِ دگرگونیِ ماست.
و زمین، منطقِ پرورشِ انسان است.
و زمین، سیرت ِ پاک ِ خداوندیِ ماست.
و ...

امیر آروین

                              

                                        

برای دیدن کاریکاتور های زیبای زمین پاک به ادامه مطلب بروید ...

ادامه نوشته

گرمایش زمین ..!

 

پیشنهاد میکنم از این ویدئو ی دیدنی و تاثیرگذار خطر گرمایش زمین دیدن کنید .. 

اگر ما رها کنیم ، آنها تسلیم میشوند !

 

 

 

عکس های بدون شرح ... !

دیروز طی یه مسافرت کوتاه گذری به شهر ساری ، استان مازندران داشتم . قرار بود یه سری هم به پناهگاه حیات وحش دشت ناز  که یکی از زیستگاه های گوزن زرد هست بزنم و عکس هایی رو که خودم از اونها میگیرم تو وبلاگ بزارم ! اما انگار قسمت نبود ...