سلام
بزن به من ای باران ببار و سیلابم کن مرا بکش در خویشم دوباره بیتابم کن
بزن به من ای باران ببار و سیلابم کن مرا بکش در خویشم دوباره بیتابم کن
سلام به همه یاران قدیمی
التماس دعای خیر،
یاد باد آن روزگاران یاد باد تب وبلاگ نویسی
بزن به من ای باران ببار و سیلابم کن مرا بکش در خویشم دوباره بیتابم کن
بزن به من ای باران ببار و سیلابم کن مرا بکش در خویشم دوباره بیتابم کن
سلام به همه یاران قدیمی
التماس دعای خیر،
یاد باد آن روزگاران یاد باد تب وبلاگ نویسی
ایـن دیـوانگیـست ...
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که همه رویاهای خود را تنها بخاطر اینکه
یکی از آنها به حقیقت نپیوسته است رها کنیم
این دیوانگیست ...
که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم بخاطر اینکه
در زندگی با شکست مواجه شده ایم
که از تلاش و کوشش دست بکشیم بخاطر اینکه
یکی از کارهایمان بی نتیجه مانده است
این دیوانگیست ...
که همه دستهایی را که برای دوستی بسوی ما دراز می شوند بخاطر اینکه
یکی از دوستانمان رابطه مان را زیر پا گذاشته است رد کنیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است
این دیوانگیست ...
که همه شانس ها را لگدمال کنیم بخاطر اینکه
در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم
به امید اینکه در مسیر خود هرگز دچار این دیوانگی ها نشویم
و به یاد داشته باشیم که همیشه
شانس های دیگری هم هستند
دوستی های دیگری هم هستند
عشق های دیگری هم هستند
نیروهای دیگری هم هستند
و افق های بهتری هم هستند
تنها باید قوی و پُر استقامت باشیم
و همه روزه در انتظار روزی بهتر و شادتر از روزهای پیش باشیم ...
![]()

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب
کز هر زبان که میشنوم نا مکرر است...



یا امیر المؤمنین یا ذالكرم یا امام المتقین یا ذالنعم
اننا جئناك فی حاجاتنا لا تحیبنا و ها نعم
علی یا علی، علی یا علی، علی یا علی
سلام بر غدیر سلام بر غدیر جاوید كه دین الهی جز با او جاویدان نیست و رسالت پیامبر جز ابلاغ آن تمام و كامل شده نیست. سلام بر اوج همه خوبیها و نقطه كمال همه رسالتها و پایان همه نعمتها
چراغانى صحراى غدیر
گفت برخیز که از یار سفیر آمده است
به چراغانى صحراى غدیر آمده
است
موج یک حادثه در جان غدیر است
امروز
و على چهره تابان غدیر است
امروز
بیعت شیشه اى و آهن پیمان
شکنى
داد از بیعت آبستن پیمان شکنى !
پس از آن بیعت پر شور على
تنها ماند
و وصایاى نبى در دل صحرا جا
ماند
موج آن حادثه در جان غدیر است
هنوز
و على چهره تابان غدیر است
هنوز
" ناصر شعار ابوذرى "


دکتر ناصر میناچی، مدیر حسینیه ارشاد و یکی از بنیانگذران این موسسه فرهنگی – مذهبی، سه سال قبل در مراسم بزرگداشت سی و دومین سالگرد اسارت امام موسی صدر روایت مرگ شریعتی را اینطور عنوان کرد: «مطلع شدیم که تیمی از ماموران و کارشناسان حرفهای ساواک (حدود ۴۰ نفر) عازم لندن شدهاند و هدفشان ربودن جسد شریعتی و انتقال آن به تهران به هر وسیلهای میباشد. آنها حتی به منزل آقای فکوهی مراجعه کردند و درخواست خود را اظهار داشته بودند. هدف آنها که توسط شخص شاه و ساواک تعیین شده بود، انتقال جسد شریعتی به ایران و برپایی یک مراسم گسترده و پر سرو صدا برای شریعتی در مشهد بود. آنها میخواستند کاری را که در دوران حیات شریعتی نتوانستند با او انجام دهند، در این شرایط محقق سازند و او را بدنام و بیآبرو سازند. خودشان برایش مراسم بگیرند و از او تجلیل کنند! و پس از تشییع در حرم امام رضا و طواف او در حرم، در کنار ضریح، جایی او را دفن کنند و برای همیشه به خاطرهي شریعتی پایان دهند!
ما در آن روزها بسیار حساس و هوشیار بودیم و حتی تیمی از دانشجویان دائم کشیک میدادند که مبادا کسی بیاید و جسد شریعتی را از سردخانه برباید. در همین حال بود که افراد نظرسنجی میکردند و هرکس برنامهي خود را برای فرار از چنین موقعیتی شرح میداد... با استاد محمدتقی شریعتی تماس گرفتیم و نظر ایشان را پرسیدیم، که در جواب ایشان در جریان امور قرار گرفتند و با این نظریه که شریعتی را به سوریه برده و آنجا دفن کنیم موافقت کردند. ایشان همانجا گفتند که بدلیل علاقه دکتر شریعتی به زینب(س) و ارتباط خوب آقا موسی صدر با روحانیون شیعه، این امر میسر است و قابل قبول.
امام موسی صدر تلاشهای بیدریغ خود را برای کمک به علاقمندان شریعتی و خانواده و شاگردان او انجام داد و با نفوذ و اعتباری که در لبنان و کشورهایی نظیر سوریه و فلسطین داشت، توانست مستقیما با حافظ اسد رئیسجمهوری سوریه صحبت کرده و مراحل انتقال پیکر شریعتی را به آن کشور آسان گرداند. حافظ اسد ضمن حمایت از آقا موسیصدر در شرایطی که سوریه سه روز در تعطیلات بسر میبرد، یک هواپیمای اختصاصی برای ما در لندن ارسال کرد و تمام آن جمعیت حاضر در لندن را همراه با جسد دکتر شریعتی، بدون ویزا و مراحل امنیتی سوار هواپیما کرد و به مقصد سوریه فراخواند.
امام موسی صدر از ما پرسید که آیا دکتر شریعتی وصیتی کرده است یا خیر؟ پاسخ من مثبت بود و اعلام کردم که طبق وصیتی مکتوب که از شریعتی بجای مانده ایشان قبلا با مشورتی که با من و دوستان کردند، علاقمند به دفن خود، در همین حسینیه ارشاد بودند. از آنجا که این وصیت عهدی است در زمان حیات او، با این وصیت نیز موافقت شده است، بنابراین واجب است که پیکر این مسلمان نهایتا در همین محل دفن گردد و هرکس که با این موضوع به هر طریقی مخالفت کند، گناه بزرگی مرتکب شده است. امام موسی صدر نیز این موضوع را متذکر شدند و از این رو ایشان خود اقدام به برگزاری آن مراسمهای با شکوه برای شریعتی کردند و بخشی از فعالان و شخصیتها و احزاب سیاسی لبنان و فلسطین و سوریه نظیر «عرفات» نیز در مراسمهای شریعتی حضور پیدا کرده و اعلام حمایت کردند...»
بازی روزگار را نمی فهمم ...
من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!
داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند، این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.
همیشه هر چیزی را که دوست داریم بدست نمی آوریم، پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.
انسان عاشق زیبایی نمی شود، بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!
انسان های بزرگ دو دل دارند؛ دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.
همه دوست دارند که به بهشت بروند، ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !
عشق مانند نواختن پیانو است، ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری.
سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.
دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.
اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛ محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.
عشق در لحظه پدید می آید و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :
انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یکشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شکست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می کند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است ...
امروز،
امروز است ...

امروز صبح اگر از خواب
بیدار شدی و دیدی ستاره ها در آسمان نمی تابند
ناراحت نشو
حتما دارن با تو قایم باشک بازی میکنن
پس با آنها بازی کن

امروز هرچقدر بخندی و
هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
پس بخند و عاشق باش

امروز هرچقدر دلها را شاد
کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
پس شادی بخش باش

امروز هرچقدر نفس بکشی جهان
با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
پس از اعماق وجودت نفس بکش
امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه
آرزوهات خشک نمی شه
پس آرزو کن
امروز هرچقدر خدا را صدا
کنی خدا خسته نمی شه
پس صدایش کن
او منتظر توست
او منتظر آرزوهایت
خنده هایت
گریه هایت
ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است

امروزت را دریاب
امروز جاودانه است
و
امروز زیباترین روز دنیاست!
چون امروز روزی است که آینده
ات را آنطور خواهی ساخت که تا
امروز فقط تصورش میکردی...

آری، زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شود!
آنتونی رابینز در شرح این جمله ارزشمند
پایانی می گوید : ذهن ما
بهترین دوست ماست و ما را به کارهایی هدایت می كند كه حس می کند به
نفع ماست. اگر آمال و آرزوهایی که دوست دارید را در ذهن خود تجسم
کنید ذهن پرقدرت ما این طور احساس می کند که با بدست آوردن آن آرزو
به شادی می رسیم، در نتیجه ما را واردار می کند تا به موارد دوست
داشتنی خود دست یابیم تا از این راه ارباش را خشنود سازد. به طوری
كه همانند آهن ربایی پر قدرت عمل كرده و موارد مورد نیاز برای
رسیدن به زندگی دوست داشتنی را هویدا می سازد و جالب اینجاست كه
این عوامل از قبل در اطراف ما وجود داشتند ولی چون ذهنمان حس نکرده
بود که ما به چه چیز علاقه مندیم به همین خاطر نمی توانستیم عوامل
رسیدن به زندگی دوست داشتنی را مشاهده كنیم. پس بهتر است زندگی را
آنگونه که دوست داری تصور کنی تا آنگونه شود ...
ه) زندگانی جاوید
آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و
پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه
خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب كرده اند (در حالى كه صدها
گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى
براى زنده ماندن شان بود) توجیه و تأویل نكرده اند و مرده اند،
اینها زنده هستند؟ آیا آنها كه براى ماندنشان تن به ذلت و پستى،
رها كردن حسین و تحمل كردن یزید دادند، كدام هنوز زنده اند؟
ز ) مسئولیت ما
این كه حسین (پس از اینكه همه عزیزانش را در خون مى بیند و جز
دشمن كینه توز و غارتگر در برابرش نمى بیند) فریاد مى زند كه:
"هل من ناصر ینصرنى؟" یعنی "آیا كسى هست كه مرا یارى كند و انتقام
كشد؟"؛ مگر نمى داند كه كسى نیست كه او را یارى كند و انتقام
گیرد؟ این "سؤال"، سؤال از تاریخ فرداى بشرى است و این پرسش، از
آینده است و از همه ماست و این سؤال، انتظار حسین را از عاشقانش
بیان مىكند و دعوت شهادت او را به همه كسانى كه براى شهیدان حرمت
و عظمت قائلند، اعلام مى نماید.
امام حسین علیه السلام مظهر و سمبل حق است كه در همه عصرها، چون
نمادى زنده و خروشان، ظهور پیدا مى كند و همه كسانى را كه از
پاسدارى حقیقت زمان خود طفره مى روند، به یارى مى طلبد و در واقع
یارى طلبیدن امامِ عشق در كربلا، انعكاس موج اندیشه اسلامى براى
كمك به حق در همه زمان هاست. "هل من ناصر ینصرنى"، یعنى آیا كمك
كننده اى هست كه حق را یارى كند؟
•
حضرت زینب علیها السلام
نمى توان از كربلاى حسین نوشت و در آن، از كار بزرگ زینبى یادى
نكرد؛ چرا كه حادثه كربلا با نقش مكمّل و بى بدیل حضرت زینب
علیها السلام كامل مى شود. مرحوم شریعتى در این مورد مى گوید:
"رسالت پیام از امروز عصر، آغاز مى شود. این رسالت بر دوشهاى
ظریف یك زن، "زینب" ؛ زنى كه مردانگى در ركاب او جوانمردى آموخته
است و رسالت زینب دشوارتر و سنگینتر از رسالت برادرش. آنهایى كه
گستاخى آن را دارند كه مرگ خویش را انتخاب كنند، تنها به یك انتخاب
بزرگ دست زدهاند؛ اما كار آنها كه از آن پس زنده مىمانند، دشوار
است و سنگین. و زینب مانده است، كاروان اسیران در پىاش، و صفهاى
دشمن تا افق در پیش راهش، و رسالت رساندن پیام برادر بر دوشش. وارد
شهر مىشود، از صحنه بر مىگردد. آن باغهاى سرخ شهادت را پشت سر
گذاشته و از پیراهنش بوى گلهاى سرخ به مشام مىرسد. وارد شهر
جنایت، پایتخت قدرت، پایتخت ستم و جلادى شده است؛ آرام و پیروز،
سراپا افتخار؛ بر سر قدرت و قساوت، بر سر بردگان مزدور و جلادان و
بردگان استعمار و استبداد فریاد مى زند: "سپاس خداوند را كه این
همه كرامت و این همه عزت به خاندان ما عطا كرد، افتخار نبوت،
افتخار شهادت..."
اگر زینب پیام كربلا را به تاریخ بازگو نمی کرد، شاید حادثه كربلا
در تاریخ انعکاس نمی یافت. بدون شك حضور حضرت زینب علیها السلام
در كربلا به عنوان پیام رسان شهیدان، حیاتى ترین عنصر در ماندگارى
"حماسه حسینى" است. اگر زینب نبود، كربلا در كربلا مى ماند و
حماسه درخشان حسینى اسیر حصار زمان خود مى شد. حضرت زینب علیها
السلام خود سرود حماسه اى بود كه درخشید و حماسه سترگ كربلا را در
همه زمانها سارى و جارى ساخت.
![[تصویر: Haj_S.jpg]](http://dl2.karballa.ir/images/imagess/images8/Haj_S.jpg)
![[تصویر: 01.jpg]](http://persian-star.net/1391/6/08/01.jpg)
![[تصویر: 02.jpg]](http://persian-star.net/1391/6/08/02.jpg)
![[تصویر: 03.jpg]](http://persian-star.net/1391/6/08/03.jpg)
أسْئَلُکَ بَحَقِّ هذا الْیوَمِ الّذی
جَعَلْتَهُ لِلمُسْلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمّدٍ صَلّی اللهُ عَلیْه
وَ آلِهِ ذُخْراً وَ شَرَفاَ وَ کرَامَتاً وَ مَزیداً، أن تُصَلّی
عَلىٰ مُحَمّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أنْ تُدْخِلنی فی کُلِّ خَیْرٍ
أدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّد وَ أنْ تُخْرِجَنی مِنْ
کُلِّ سُوءٍ أخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آل مُحَمَّدٍ،
صَلَوٰاتُکَ عَلَیُهِ وَ عَلَیْهِمْ، اللّهُمَّ إنی أسْئَلَکَ خَیرَ
مٰا سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّٰالِحُونَ وَاعُوذُ بِکَ مِمّا
اسْتَعاذَ عِبادُکَ الْمُخْلِصوُنَ.
دارد به خنده چشم جهان باز می شود
عید فطر امسال در حالی بوقوع می پیوندد که بسیاری از هموطنان ما
سوگوار عزیزان از دست رفته در آذربایجان شرقی هستند و اندوهگین از
رنجی که به آنها رفته است. هرچند همدردیها در برابر این داغ همیشه
باقی، ناچیزند اما امیدواریم طلوع درخشان فطـر مرهمی باشد بر
زخمهایشان و آرامشی بر قلبهای داغدارشان ...
اللّهُمَّ أَهْلَ الْکِبْریاءِ وَالْعَظَمةِ
وَ أهْلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ
وَ أهْلَ العَفْو وَالرَّحْمَةِ
وَ أهْلَ التَقّوىٰ وَالمَغْفِرَة
بارالها، به حق این روزى
که آن را براى مسلمانان عید و براى محمد(ص) ذخیره و شرافت و کرامت
و فضیلت قرار دادى از تو می خواهم که بر محمد و آل محمد درود
بفرستى و مرا در هر خیرى وارد کنى که محمد و آل محمد را در آن وارد
کردى و از هر سوء و بدى خارج سازى که محمد و آل محمد را خارج ساختى،
درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو می طلبم آنچه بندگان
شایستهات از تو خواستند و به تو پناه می برم از آنچه بندگان خالصت
به تو پناه بردند.
یعنی که عیــد فطـــر تــو آغاز می شود
عید سعید فطر و جشن وارستگی بر شما ره یافتگان ضیافت الهی،
پیشاپیش مبارک
و
التماس دعا

با تشكر از
p.s

التماس دعا منتظران![[تصویر: rose.gif]](http://forum.ghorany.com/images/smilies/rose.gif)
زندگی چیدن سیبی است که یاید چید و رفت
زندگی تکرار پاییز است که باید دید و رفت
زندگی رودی است جاری هر که آمد
کوزه ای شادمان پر کرد و مشتی آب نوشید و رفت
قاصدک ? این کولی خانه بدوش روزگار
کوچه گردیهای خود را زندگی نامید و رفت


· متوکل چون فتح بن خاقان را به وزارت منصوب کرد ، امر نمود که همه بزرگان در رکاب او و فتح بن خاقان پیاده راه روند . راوی می گوید : حضرت هادی علیه السلام را دیدم که در آن هوای گرم پیاده می رود . به ایشان گفتم : نباید شما را به چنین کاری وا دارند . حضرت فرمودند : اینها قصدشان از این کار استخفاف من است ؛ ولی نمیدانند که من از ناقه صالح کمتر نیستم . راوی گوید : این جمله را نزد بزرگی گفتم . او گفت : متوکل بیش از سه روز زنده نیست ؛ زیرا خداوند درباره قوم صالح می فرماید "چون ناقه را پی کردند ، بیش از سه روز زندگی نکردند ."
+ سه روز تمام نشده بود که منتصر عباسی (پسر متوکل) با چند نفر از غلامان خود وارد جلسه متوکل شدند و فتح بن خاقان را با متوکل پاره پاره کردند .
منبع : جلاء العیون شبر ج3ص122 نقل از سید بن طاووس در المهج – بحارالانوار ج11ص113(چاپ سنگی) .
به نقل از کتاب زندگانی چهارده معصوم علیهم السلام آیت الله مظاهری .
· یک جان که بیشتر نداریم ؛ این هم نذر امام هادی...(آقا جان بپذیر)
توسط جا مانده از قافله وبلاگ سرخ و سبز
|
به روایت افسانهها روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شكل چشمگیری به نمایش گذاشت. این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبی و دیگر شرارتها بود. ولی در میان آنها یكی كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر میرسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. كسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگیست آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟ شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه سایر ابزارم بیاثر میشوند، فقط با این وسیله میتوانم در قلب انسانها رخنه كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، میتوانم با او هر آنچه میخواهم بكنم.. من این وسیله را در مورد تمامی انسانها به كار بردهام. به همین دلیل این قدر كهنه است. |
ویژه نامه دهه امام علی النقی(ع)
امام هادی علیه السلام فرموده اند:
عَلَیکُم بِالوَرَعِ فَاِنَّهُ الدّینُ الَّذی نَلازِمُهُ وَ نُدینُ اللهَ تَعالیَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا لاتَتعَبُونا بِالشَّفاعَةِ
با ورع و باتقوا باشید که این ورع و تقوا همان دینی است که همواره ما ملازم آن هستیم و پایبند به آن می باشیم و از پیروان خود نیز می خواهیم که چنین باشند از ما (با عدم رعایت تفوا) شفاعت نخواهید و ما را به زحمت نیندازید.
(وسائل الشیعه، ج15، ص 248)
در قیر شب
سهراب سپهری

... نفس آدمها سر به سر افسرده است
روزگاری است در این گوشهی پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است.
دست جادویی شب
در به روی من و غم میبندد
میکنم هرچه تلاش،
او به من میخندد.
نقشهایی که کشیدم در روز،
شب ز راه آمد و با دود اندود.
طرحهایی که فکندم در شب
روز پیدا شد و با پنبه زدود.
دیرگاهی است که چون من همه را
رنگ خاموشی در طرح لب است.
جنبشی نیست در این خاموشی
دستها، پاها در قیر شب است.
برگرفته از كتاب:
سپهري، سهراب؛ هشت كتاب (مجموعه شعر)؛ چاپ نخست؛ تهران: روزگار 1389.
آغاز سال ۱۳۹۱ شمسی تولد بهار رو خدمت تمامی
دوستان و ایرانیان تبریک می گویم .
سالی سرشار از موفقیت و بهروزی
نشانه های قحطی در ایران !!!
اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.
تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.
صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،
بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،
خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.
همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد!
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.
امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...
و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...
ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...
برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.
فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛
قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...
با تشکر از ارسال : خانم زهرا مودب
دبیرکل حزب الله لبنان با تاکید بر توان بالای مقاومت برای دفع هر گونه تجاوز علیه لبنان تصریح کرد: ما مردم مقاوم و مبارز هستیم، ما در صحنه باقی خواهیم ماند و به این شیوه و اصول پایبند خواهیم بود، این آمریکا و اسرائیل هستند که نگرانند نه جریان مقاومت.
به گزارش مهر به نقل از شبکه المنار، سید حسن نصرالله در سخنانی به مناسبت چهارمین سالگرد شهادت عماد مغنیه از رهبران مقاومت در حمله تروریستی رژیم صهیونیستی گفت: ابتدا سالروز شهادت رهبران مقاومت، شیخ شهدای مقاومت، راغب حرب، سید شهدای مقاومت، عباس الموسوی و حاج عماد مغنیه را گرامی می دارم.
نصرالله این سه شهید را دارای تاثیر زیاد بر تثبیت پایه ها و اصول و مبانی و فرهنگ و نگرش و شیوه مقاومت و حزب الله و در نتیجه مهم برای ثبات مقاومت در دیدگاه، ائتلاف و راهبردهای آن دانست.
وی افزود: در کشوری مثل کشور ما لبنان و منطقه ای که همواره در خط زلزله نظامی و امنیتی قرار دارد، باید ساختار خود را بر پایه های قدرتمند و محکم بنا کنیم تا این ساختار بتواند ایستادگی و مردم و ارزش و ثبات آنها را حفظ کند.
نصرالله گفت: خطر طرحهای صهیونیستی که اسرائیل نماد آن است، تمام منطقه را در بر گرفته است، وقتی موضعی علیه این پروژه در پیش می گیریم، به این دلیل است که فلسطین و اماکن مقدس مسلمانان و مسیحیان را اشغال کرده و برای یهودی سازی قدس تلاش می کند، در نتیجه ما باید با این پروژه ها و طرحهای صهیونیستی مقابله و خنثی کنیم.
وی افزود: بر اساس این اصل، ما مواضع خود را اتخاذ و اقدام و ائتلاف می کنیم، و از این طریق به دیگران نگاه می کنیم که مواضع آنها در خصوص قدس، فلسطین و پروژه صهیونیستی چیست، در این برهه زمانی، اولویت اساسی برای جنبشهای اسلامی روزافزون این است که خود را از طریق این موضعگیری ارزیابی کند
گرفتن انتقام خون عماد مغنیه، با کشتن چند سرباز یا دیپلمات نخواهد بود
نصرالله با رد ادعاهای صهیونیستها درباره ارتباط حزب الله با انفجارهای اخیر علیه سفارتخانه های رژیم اشغالگر قدس در برخی کشورها گفت : ما هیچ ارتباطی با انفجارها نداریم، روزی خواهد آماد که ما انتقام عماد مغنیه را شرافتمندانه خواهیم گرفت.
وی افزود اسرائیلی ها می دانند انتقامجویی ما با کشتن دو سرباز یا دو دیپلمات نخواهد بود، برای حزب الله زشت است که انتقام فرمانده بزرگ خود را با کشتن اسرائیلی های عادی بگیرد، اما کسانی(سران صهیونیستها) که در دایره هدف قرار دارند، خوب می دانند و تدابیری در این زمینه اتخاذ می کنند، به آنها می گویم همین طور باقی بمانید، زیرا تا زمانی که قطره خونی در رگهای ماست، روزی خواهد رسید که ما انتقام خون عماد مغنیه را شرافتمندانه خواهیم گرفت.
نصرالله در خصوص رژیم صهیونیستی گفت: برخی تصویر سیاهی از منطقه ترسیم کرده اند، به اینکه منطقه به نفع اسرائیل و آمریکا تغییر خواهد کرد و برخی می گویند حزب الله به اسرائیل پناه خواهد برد، چه سخن زشتی می زنند.
وی افزود: شیخ راغب به این دلیل کشته شد، چرا که با سازش مخالفت کرد، تمام شهدای ما به این دلیل کشته شدند که با سازش مخالف بودند، در سال 2006 در شرایط بدی که اکثر کشورهای عربی علیه ما بودند و حتی دولت وقت لبنان هم علیه ما بود و کشورهای غربی و اکثر رسانه ها ضد ما بودند و بیشتر مردم رانده شدند به ما پیشنهاد سازش دادند و گفته شد هیچ گزینه ای در مقابل ما جز تسلیم وجود ندارد.
فرهنگ ما هیهات منا الذله است
دبیرکل حزب الله لبنان گفت: یکی از سران دوستدار ما برای توقف جنگ تلاش کرد، اما به او گفته شد که تصمیم برای درهم کوبیدن حزب الله گرفته شده است، برخی سران 14 مارس گفتند یا اسرائیل شما را درهم می کوبد یا با تسلیم سلاح و دو اسیر(صهیونیست) و استقرار نیروهای چند ملیتی موافقت می کنید، به برادران گفتم، در هیچ روزی به اندازه روزهای نخست جنگ جولای، نهضت امام حسین(ع) و کربلا را درک نکردم، چرا که آنها(دشمنان) به ما گفتند در مقابل ما دو گزینه وجود دارد یا تسلیم و پذیرفتن اشغالگری جدید و یا نابودی و متلاشی شدن، اما به کسانی که چنین توهمی دارند می گویم شما طرز فکر و فرهنگ ما را می شناسید، هیات من الذله.
وی تصریح کرد: ما مردم مقاوم و مبارز هستیم، ما در صحنه باقی خواهیم ماند و به این شیوه و اصول پایبند خواهیم بود، نگران آینده نباشید، آن کس که امروز نگران است، آمریکا و اسرائیل هستند، با ثبات و ایستادگی و هوشیاری می توانیم با فتنه مقابله کنیم.
منبع : نقد نیوز

طرح زیبای / بهترین بابای دنیا
(طراح: مرتضی حاجیانی)
Monkey Ki-moon
Monkey Ki-moon
Hello Mr. Moon
I like "Hezbollah" I do not recognize
Avnayy going wrong or that you get oriented
Careful to say - I and my thoughts
I hope the rocky grandeur of "Hezbollah" eat the head
Although forbidden morsel of your abdomen and see a good look but do not Wake Up
You shall wake up like that unjust ignorance Prydnd
The nation will be faced with Islamic Awakening
I had heart burn
I had the "wrong" Happy
Did
سلام آقای مون
انگار برو بچ "حزب الله " رو خوب نشناختی
یا اونایی که بهت گرا میدن اشتباه رسوندن
مراقب گفته ها - نوشته ها و افکارت باش
امیدوارم سنگی به عظمت "حزب الله " بخوره تو سرت
هرچند لقمه های حرام داخل شکم ات نمی گذارند خوب فکر کنی و بفهمی ولی بیدار شو
اگر بیدار نشوی مانند ظالمان نادانی که پریدند
با ملت بیداری اسلامی روبرو خواهی شد
دلت به حال خودت بسوزه
نه به حال آن "نا مبارک"
گرفتی
پ.ن: این مطلب رو باید زود تر از اینها می نوشتم که فرصت نشد
هر چند میمون هر وقت از بالای درخت بیافتد نفله خواهد شد
