در حالی که بازی های
2012 المپیک لندن در حال برگزاری است ، نسلی از کوهنوردان و سنگنوردان از
برج ترانگو ، از بزرگترین و مرتفع ترین برج سنگی دنیا در کشور پاکستان بالا
می روند ، استادیومی نیست برایشان کف بزند ولی دلهایی همراه آنهاست که
مدام در حال راز و نیازند تا صعودی موفق داشته باشند و به سلامت به آغوش
خانواده هایشان بازگردند و دیروز این قهرمانان با استقبال بی نظیر خانواده
ها و کوهنوردان به فرودگاه امام خمینی قدم نهادند . گزارش از این استقبال
تقدیم حضورتان :

فرودگاه امام خمینی ( ره ) هشتم مرداد ماه 1391
از
چند روز قبل سایت های خبری ، خبر ورود صعود کنندگان ترانگو را اعلام کرده
بود، خیلی از وبلاگ ها نیز آنها را در پست های خبری خود قرار دادند ، زمان
به کندی می گذرد ، بنده نیز قصد عزیمت به فرودگاه را دارم که سعید رنجبین
اعلام می کند در حال رفتن به فرودگاه است ، قرار ها گذاشته می شود ، ئاوین ،
سعید و من با تهیه حلقه گلی از میدان توحید راهی فرودگاه می شویم ، کمی
زود است ولی بدلیل حضور حسین بلند اختر دل تو دلمون نبود ، وظیفه ما رفتن
بود و اعلام تبریک خود و دوستانمان و رفتیم ....
استقبال
از صعودکنندگان ترانگو به خصوص حسین بلند اختر ، انتظار از روزهای قبل
آغاز شده بود ، هماهنگی های اولیه با سعید و سرکار خانم صفری از طرف موسسه
طبیعت گردی و کوهنوزدی آوای ارسباران جهت رفتن به فرودگاه انجام شد ، ساعت
15:30 از محل کارم حرکت کردم و ساعت حدود 16 در میدان توحید قرار را تنظیم
کردیم ، حلقه گلی از میخک با گل های ریزی به رنگ بنفش ، قرمز و سفید به طرز
فوق العاده زیبایی تزیین شده بود ، اولین نفراتی بودیم که در فرودگاه حاضر
شدیم ، گشت به دنبال استقبال کنندگان ثمری نداشت ، به گونه ایی شد که حتی
به روز ورود شک کردیم ، اقدام به پرس و جو از اطلاعات پرواز در خصوص پرواز
از پاکستان به ایران ، متوجه می شویم پرواز از کویت به ایران است و ورود آن
قرار بود 17:30 باشد .
کم کم تعدادی
از دوستان کوهنورد رسیدند با پارچه نوشته ایی بر دست ، ستاد استقبال از تیم
ترانگو قرار بود با نظم خاصی بنرها را نصب نماید ولی خوب آنطور که باید
رعایت نشد ، پارچه نوشته موسسه آوای ارسباران در کنار پارچه نوشته فدراسیون
کوهنوردی نصب شد و فکر می کنم مناسبترین جایی که باید قرار می گرفت ، نصب
گردید . بالاخره حسین به نوعی به خانواده ارسبارانی ها نیز تعلق دارد .
خیلی
از مسئولین و کوهنوردان در سالن حاضر می شدند ، با حضور ریاست فدراسیون
کوهنوردی و صعودهای ورزشی استقبال حالت رسمی تری نیز یه خود می گرفت .
خیلی
از عزیزان بودند که من به اسم نمی شناسم ولی چهره ایی معروف در کوهنوردی
کشور دارند ، نمی توانم یادی نکنم از حسین رضایی عزیز ، مهدی داورپور ، رضا
زارعی ، آقای افلاکی ، عباس ثابتیان ، عباس محمدی ، پروانه کاظمی ، جابر
انصاری ، آقای جلالی عزیز ، و ... از شهرستان های مختلف از گروه های و
باشگاه بسیاری بودند که دست مریزاد جانانه تقدیم شان می کنم .
حال و هوای فرودگاه با بنرهای نصب شده دگرگون شد ، وجود دسته گل های فراوان رایحه زیبایی را به سالن فرودگاه هدیه کرده بود .
الان
برای سومین بار است که تابلو اعلانات فرودگاه تاخیر پرواز مورد نظر را
اعلام می کند ، آخرین بار 22:35 بود ، این تاخیرات باعث شده تا گپ و گفت
های دوستانه بین کوهنوردان ادامه داشته باشه، و اشتیاق دیدار دوستان صعود
کننده به ترانگو آنها را بشاش و شادمان نگه داشته است .
صعود
برج ترانگو اتفاق ساده ایی نیست ، تحولی در سنگوردی ایران به حساب می آید و
خط شکنی همیشه افتخار به دنبال دارد ، این افتخاران غرور ملی را افزایش می
دهد ، پیشگامان معلمان رشته خویش اند تا بگویند خواستن توانستن است به
شرطی که بهای آنرا که توام با تلاش و تمرین فراوان است بپردازی ...
فرهنگ
کوه و کوهنوردی در این لحظات بر جو فرودگاه حاکم شده ، و امیدواریم شاهد
لحظاتی از این دست در آینده نیز باشیم ، لحظات ملکوتی اذان مغرب نیز از
بلندگوی فرودگاه پخش می شود ، این عاملی می شود که روزه دارن برای افطاری
سراغ رستوران ها و کافی شاپ های فرودگاه بروند. با این حال عکاسان و
دوربین ها مترصد فرصت هایی برای ثبت لحظات هستند .
پیغامی
از آنسوی گوشی موبایل ئاوین می رسد ،گزارش استقبال فراموش نشود ، این صدای
آشنای خانم آشتیانی است ، هر چند در فرودگاه حضور ندارد ولی لحظه به لحظه
پیگیری اخبار بچه هاست ، تا به نوعی در تقدیر از آنها سهیم باشد ،انتظار
طولانی شده گل های حلقه گل نیز خوابشان می آید ولی باید شاداب بمانند تا به
دست دوستان بوسه زنند و تزیین چهره قهرمانان باشند . فیلمبردارهای صداو
سیما نیز کم حوصله شده اند ، دائم در حال قدم زدن هستند ....
بالاخره
انتظارها به سر می رسد ساعت حدود 23:30 هواپیمای حامل صعود کنندگان
ترانگو بر باند فرودگاه آرام می گیرد ، آقای شعاعی ریس فدراسیون کوهنوردی و
حسین رضایی را از داخل سالن می بینم که به قسمت داخلی رفته و زودتر از همه
تبریکات خود و فدراسیون را ابلاغ می کنند ، نفرات با شوق و فراوان انتظار
دیدار را می کشند ، با سوت و کف زدن های فراوان ، با اشک شوق مادران و
عزیزان و خانواده ها ، همه چیز بوی عشق می ده جتی ستون های سیمانی سالن ،
نیز با پوسترهای ترانگو تزین شده است ، کام ها شیرین می شود و عزیزان به
سلامت به میهن عزیزمان باز می گردد .
درود بر یکایک شان
و برخی از آنها که آمده بودند

عکس ها از : سایت فدراسیون