افشاگری دیده بان از حوادث اخیر بافق

در این مطلب قصد داریم جریانی که در پس پرده اتفاقات اخیر شهرستان بود را برای شما معرفی نماییم.لازم به ذکر است ما نمیگوییم حرکت مردم حرکت اشتباهی بوده است و ما خود نیز با آنها هستیم تا به مقصد نهایی یعنی گرفتن حقوق پایمال شده شهرستان برسیم البته با برتری قدرت.اما جریاناتی که میخواستند بر اشتر جهل سیاسی مردم سوار شوند را شناسایی و به مردم عزیز معرفی مینماییم و تا آخر هدفمان ایستاده ایم.

اگر یادمان باشد در جریانات اخیر که مکررا هم گفته ایم یک مجموعه از افرادی که لیدر های شعارها بودند و در خانه های تیمی مخصوصا آقای خیراتی از 2 ماه پیش از اتفاقات برنامه ریزی میکردند برادران جعفری (علیرضا جعفری ،اکبری جعفری و..) بوده اند.البته ناگفته نمایند این یکی از گروه ها بوده اند.

حتما در جریان هستید که روز دوشنبه هم به تحریک انجمن صنف کارگری افرادی روبروی شورای شهر جمع شده تا در مورد موضوع انتقال معدن سه چاهون به بهاباد چاره اندیشی گردد.اما نکته جالب اینجاست که همین برادران جعفری که روزی خون گریه میکردند برای مدیر بومی همان شب صحبت هایی برای آقای دکتر یاراحمدی داشتند که خواندن این صحبت ها خالی از لطف نیست.و در اینجا گوشه ای از دم خروسشان بیرون آمد.

"اکبر جعفری:دکتر یاراحمدی مؤتلفه ای است و مدیر روابط عمومی را عوض نکرده و چند بار من آنها را با هم دیده ام.به عسکری پست خوبی نداده اند.حق او قائم مقامی بوده است و ما این طور مدیری نمیخواستیم.""

بلافاصله آقای یزدانی تکذیبیه ای منتشر کرد و در وبلاگ خود مطلبی زد که قسمتی از آن به شرح ذیل می باشد.

لازم به ذکر است دیروز در تجمع تعدادی از دلسوزین برای پیگیری قضیه معدن سه چاهون یکی از افراد که همیشه  از تجمع دلسوزین برای مسائل بافق سوء استفاده می کند( نه تنها کارگر نیست بلکه با کارگران نیز مخالف است). حرفهایی بر ضد مدیرعامل فعلی زده و نسبت به عملکرد ایشان در ا ین مدت کم انتقاد کرده است. متاسفانه خبر رسیده که این حرکت خود جوش مردمی و همچنین این صحبتها به انجمن صنفی کارگران نسبت داده شده است .و باعث رنجش بعضیها شده است .

بله آقای یزدانی اگر حداقل کمی جرأت داشتید پشت پرده اهداف خود را بیان می نمودید و به سوالات زیر پاسخ می دادید.

1-مگر همین برادران جعفری نبودند که لیدرهای این اقدامات اخیر از طرف شما بودند.مگر همین ها بلندگو به دست نمی گرفتند و صحبت میکردند.پس چرا یک دفعه شدند مخالف کارگران .پس چرا همان روز که سنگ شما و جوادتان را به سینه می زدند راهشان را برای انجمن تبیین ننمودید.

2-با توجه با اینکه انتخاب آقای دکتر وزنه سنگینی بود به طوری که عموم مردم هیچ اعتراضی نسبت به عدم مدیریت عسکری نداشتند و حتی خود شما بعد از صحبت های آقای فرهمند گفتید انتخاب بسیار خوبی است همچنان شما به نام آبروی از دست رفته عسکری می خواهید آب گل آلود بماند و جریان فتنه ضعیف را که در پس پرده آن جریان اصلاحات شهر و حسین دهستانی ومسعود شریعتی  میباشند را میخواهید زنده نگه دارید.

3-آیا برای شما روشن نیست که همین برادران جعفری با تراکتور کهنه وارد عرصه سیاست زدگی شدند و برای دولت خاتمی سینه چاک کردند.پس از رای آوردن خاتمی یک تراکتور نوی نو به آنها هدیه داده شد.این هدیه پول عرق همان کارگران پینه به دستی نیست که شما بر مسند نامشان نشسته اید.

4-یعنی ما قسم مدیربومی شما را باور کنیم یا دم خروستان که در حال نمایان شدن است.



تکذیبیه انجمن صنفی کارگران معادن شهرستان بافق

با قرار گرفتن مطلبی با عنوان" با حضور استاندار یزد در بهاباد مطرح شد : بازگرداندن معادن سنگ آهن چادر ملو و سه چاهون به بهاباد" در روزنامه افق کویر صنف کارگری بافق با خط دهی عباس یزدانی ودیگر عناصر در صدد ایجاد بحران جدیدی در بافق برآمدند.اما بلافاصله از طرف انجمن صنفی کارگران به سایت خبری معدن پیامی مبنی بر تکذیبیه انجمن صنفی کارگران معادن شهرستان بافق درج شد که جای سوالات بسیاری موجود می باشد.در این تکذیبیه که در اینجا میتوانید آنرا بخوانید نوشته شده تجمع چند نفره امروز روبروی شورای شهر خود جوش بوده و این عمل موضع  انجمن نبوده است.اما به سوالات و نکته های  زیر توجه نموده و امید واریم آقای عباس یزدانی به عنوان رئیس و سخنگوی این انجمن توضیحات لازم را بدهند.

1-اگر موضع شما نبوده پس چرا داشتید با آقای ندافیان برای برنامه هایتان هماهنگ میکردید.

2-چرا آقای ع.م.ر با ارسال پیام هایی بچه های انجمن را به شرکت در این برنامه دعوت نمود.

3-چرا پیام های شما به صورت علامت دار و نوعی کد دهی بود.

بگذارید ما چوبهای برنامه های قبلی تان را بخوریم دوباره با حرکاتتان مردم را چوبکاری کنید.

نامه یک دوست

.ميخواستم يه مطلبي راجع به کارخانه آگلومراسيون بافق بگم .اين کارخانه هفت هشت ساله که مطالعه وااجراش شروع شده که اميدوارم با پيگيري مردم ومسئولان هرچه زودتر مراحل ساخت ونصب دستگاهها به اتمام برسه وشاهد بهره برداري از اون باشيم .اما نکاتي هست که در مورد اين طرح بايد مد نظر قرار گيرد اول اينکه بسياري از تجهيزات کارخانه که متاسفانه توليد يک شرکت چيني است نزديک به دو سال است که در اطراف کارخانه در زيرخاک و باران منتظر تمام شدن فنداسيون است که مسلما با کش دار شدن عمليات ساخت فنداسيون از مدت زمان ضمانت دستگاهها از طرف شرکت چيني کاسته خواهد شد.مطلب ديگر اينکه اگر همين امروز تمام مراحل ساخت ونصب تموم بشه بدون گاز کارخانه بلا استفاده است وبايد معضل گازرساني به بافق که نياز مردم وصنايع جوار معدني شهرمان است هرچه سريعتر حل بشه.نکته بعدبه محصول توليدي کارخانه برميگردد و آن اينکه همان طور که در مطلب شما هم به آن اشاره شده کلوخه توليد شده به محض توليدبايد مورد استفاده کوره بلند قرار گيرد.توليد در بافق ومصرف در فلان کارخانه از استانهاي ديگر نياز به بارگيريها وتخليه هاي چند باره دارد و به دليل شکنندگي کلوخه ها هرگونه حمل ونقل آن باعث خرد شدن آن ميشودکه ميبايست پيگير احداث يک واحد کوره بلند با اشل متوسط در بافق بود وگرنه محصول توليدي آن بازاري نخواهد داشت الا اي حال بواسطه وجود پيمانکار ضعيف ونبود نظارت کافي از طرف وزارتخانه و مسئولين شهر و خبر رساني ناقص و بعضا مغرضانه واشتباه به مردم روند ساخت اين طرح را طولاني و خسته کننده کرده است .اميدوارم با اطلاع رساني صحيح به مردم و بازخواست مجريان طرح از پايمال شدن بيت المال و حقوق حقه مردم بافق جلوگيري گردد

شهيدي كه مزارش را به همه نشان داد

خبرگزاري فارس: غلامرضا كه شهيد شد، عبدالمطلب سر قبرش نشست و بعد با زبون كر و لالي خودش با ما حرف مي‌زد، ما هم گفتيم: چي مي‌گي بابا؟! هرچي سروصدا كرد هيچ كس محلش نگذاشت. وقتي ديد ما نمي‌فهميم، بغل دست قبر اين شهيد با انگشتش يه دونه چارچوب قبر كشيد و رويش نوشت: شهيد عبدالمطلب اكبري.


به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاري فارس، خاطره‌اي كه خواهيد خواند به شهيدي مربوط مي‌شود كه از توانايي گفتن و شنيدن بي‌بهره بود. شهيد عبدالمطلب اكبري كسي بود كه قبل از شهادتش قبرش را نشان هم رزمانش مي‌دهد. اين شهيد بزرگوار چندين وصيت نامه نوشته است كه يكي از آنها را ما در ذيل اين مطلب قرار داده‌ايم. شهيد عبدالمطلب اكبري سرانجام در تاريخ 65/12/4 به شهادت رسيد:

ادامه نوشته

آشنایی با شرکت ذوب آهن اصفهان

ايران در قرون و اعصار گذشته ، از جهت آشنايی با نحوه به دست آوردن فولاد ، همسطح و همتراز ديگر جوامع و تمدن های بزرگ بود. اما در سه قرن اخير به لحاظ سيطره كشورهای غربی و پيشرفت سريع آنان و اضمحلال صنايع داخلی ، در زمره وارد كنندگان محصولات فلزی قرار گرفته و ايجاد يك كارخانه ذوب آهن كه مادر صنايع محسوب می شد به عنوان يك آرمان ملی از دوره قاجاريه مطرح بوده ، كه همواره با موانع متعددی از جمله مشكلات سياسی خارجی و داخلی و محدوديت های مالی مواجه بوده است.
تا اين كه در چهارچوب پروتكل همكاری های فنی و اقتصادی بين دولتهای ايران و شوروی سابق، احداث كارخانه ذوب آهن ، خط لوله سراسری گاز و كارخانه ماشين سازی مورد توافق قرار گرفت و موافقت نامه ای به امضاء رسيد كه در 23 دی ماه 1344 به تصويب مجلس رسيد.
يكی از اصول اين توافق نامه همكاری دولت شوروی در زمينه احداث كارخانه ذوب آهن در ايران بود و بر همين اساس شركت ملی ذوب آهن ايران ، قرارداد لازم را با موسسه تياژ پرم اكسپورت شوروی برای تهيه طرح و تجهيزات كارخانه و طراحی و تجهيز معادن سنگ آهن و زغال سنگ و سنگ آهك منعقد كرد .
كارشناسان شوروی با توجه به محدوديت منابع مالی و مواد اوليه ، خصوصا ذخاير شناخته شده معادن زغال سنگ ، ظرفيت کارخانه را 550 هزار تن فولاد در سال تعيين كردند كه مورد موافقت قرار گرفت . متعاقبا كارشناسان ايرانی و شوروی اطراف شهر اصفهان را از نظر استحكام طبقات زمين ، موقعيت محل از نظر زلزله ، تأمين آب ، گاز ، انرژی الكتريكی و ساير موارد اوليه و خطوط ارتباطی و عوامل فنی ، اقتصادی و اجتماعی مورد بررسی قراردادند .
در نتيجه مطالعات در 45 كيلومتری جنوب غربی اصفهان و در پنج كيلومتری زاينده رود و در كنار جاده اصفهان - شهركرد برای احداث كارخانه ، مناسب تشخيص داده شده و قطعيت يافت .

ادامه نوشته

عملکرد تولید سنگ آهن اردیبهشت 1390ماه

ارسال مدارك سنگ آهن میشدوان به سازمان بورس

ارسال مدارك سنگ آهن میشدوان به سازمان بورس

کارشناس بورس  تهران با اشاره به اتمام بررسي مدارك سنگ آهن افزود: گزارش كارشناسي بورس كالا به همراه مدارك مورد نياز  به سازمان بورس ارسال شده است. همچنين، شركت‌هاي گل گهر، ميشدوان بافق و جلال آباد از زير مجموعه‌هاي شركت تهيه و توليد موارد معدني ايران هستند.

امین بافق:میشدوان بافق هم بورسی شد ای کاش می شد سهام ان توسط کارگران معدن با همکاری سنگ اهن خریدار می شد باز جای شکر باقیست ذر مدیریت های قبلی چغارت بورسی نکردند

نشست مشترک فرمانداران بافق و رفسنجان به منظور بررسی و رفع مشکلات جاده بافق – نوق در بافق

به منظور بررسی و رفع مشکلات جاده بافق – نوق نشست مشترکی در محل فرمانداری بافق با حضور سرپرست فرمانداری بافق ، فرماندار رفسنجان ، بخشدار و رئیس اداره راه و ترابری رفسنجان برگزار شد .


"حسین ندافیان" در ابتدا عملکردی از فعالیتهای شهرستان بافق در خصوص احداث جاده بافق – نوق و بافق – سیریز بیان نمود و گفت: تا کنون مکاتبات زیادی از سالیان گذشته در مورد احداث جاده های مذکور شده که خوشبختانه جاده بافق – سیریز رو به اتمام است.


سرپرست فرمانداری بافق تصریح کرد : نماینده مردم بافق در مجلس شورای اسلامی، استاندار و فرماندار از پروژه مذکور بازید و هر کدام به نوعی خواستار تسریع در اجرای عملیات راه سازی جاده بافق – نوق شدند.


وی، با اشاره به سرمایه گذاری کشاورزان بافقی در منطقه جوادیه و روستاهای نزدیک به مسیر گفت: باید به این قشر زحمتکش که سرمایه مالی و جانی خود را در احیای زمین و به بار نشستن محصولات کشاورزی صرف نمودند توجه کرد و آماده سازی پروژه مذکور بدین جهت از اهمیت بالایی برخوردار است.


فرماندار رفسنجان در این نشست ضمن تقدیر و تشکر از زحمات و همکاریهای بعمل آمده از جانب شهرستان بافق گفت: باز شدن مسیر بافق- نوق کاهش 50 درصدی مسافت مسیر ذکرشده را به دنبال داشته و دسترسی به رفسنجان بخصوص استان کرمان را تسهیل کرده است .


امینی زاده خاطر نشان کرد : طی جلسات اخیری که با استاندار کرمان و وزیر محترم راه و ترابری داشتیم بودجه ای برای تسریع در روند اجرای مسیر فوق گذاشته شده که امیواریم تا پایان سال 90 این مسیر بازگشایی و شهرستانهای بافق و رفسنجان بالاخص کشاورزان این منطقه دسترسی راحت تر و نزدیکتری نسبت به هم داشته باشند

طرح فولاد بافق

طرح فولاد بافق


. به گفته موثق یکی از مهندسین فولاد طرح فولاد دولتی بافق از درجه دولتی ساقت شد وبه بخش خصوصی واگذارگردید.

بگفته یکی از مهندسین مشغول بکار درفولاد= این طرح بدلیل تغییرات اساسی یعنی از درجه دولتی به خصوصی دو سه روزی است که درش تخته شده وبیکارم به گفته وی این طرح حدود دوسه هفته پیش با حضور سرانی از ادامه کار با بودجه دولت گرفته شد وبه بخش خصوصی واگذار شد وسهام این ۶۰ -۴۰ به آقای ابوئی مهریزی وبانک ملت داده شد و خیال مردم بافق را از فکر مشغول بکاری در آینده نزدیک در شهر و*ذوب آهن بافق آریا* را خلاص کرد. طرح فولاد بافق خدانگهدار

تذکر کتبی فرهمند به رئیس جمهور:

دولت از زیر بار توسعه کارخانه‌های لوکوموتیو بافق شانه خالی نکند

نماینده مردم بافق در مجلس با تأکید بر این که کار توسعه کارخانه‌های لوکوتیو بافق باید هر چه سریع‌تر صورت بگیرد، واگذاری اجرای این طرح به بخش خصوصی را شانه خالی کردن دولت از مصوبه سفر استانی خود به یزد خواند.

"کاظم فرهمند" در تشریح تذکر کتبی خود به رئیس‌جمهوری، گفت: در سفر اول هیئت دولت از مصوبه‌های مهم، توسعه کارخانه‌های تعمیرات لوکوموتیو بافق بود که این مسئله هرگز اجرایی نشده است.

نماینده مردم بافق و مهریز، ابرکوه و خاتم در مجلس شورای اسلامی، افزود: در سفرهای دوم و سوم هیئت دولت بر گسترش کارخانه‌های تعمیرات لوکوموتیو تأکید شد، اما تا کنون اقدامی برای توسعه آن صورت نگرفته است.

وی، واگذاری اجرای این طرح به بخش خصوصی را ثمربخش نخواند و اظهار کرد: در سال ۸۶ که این پیشنهاد، تبدیل به مصوبه شد، قرار بود بخش دولتی مجری آن باشد، ولی حالا دولت از زیر کار شانه خالی کرده و آن را به بخش خصوصی واگذار کرده است.

عضو کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس، توسعه کارخانه‌های لوکوموتیو بافق را موجب ایجاد اشتغال برای مردم حوزه انتخابیه خود برشمرد.

"کاظم فرهمند" صبح روز سوم خرداد ماه جاری در صحن علنی مجلس در تذکری کتبی به رئیس‌جمهوری، توسعه کارخانه‌های لوکوموتیو شهر بافق را از سوی بخش دولتی خواستار شد.




یادی از مردان

سيد مسعود شجاعي طباطبايي در وبلاگ خود با عنوان وصيت‌‌نامه عكسي را از علي فريدوني عكاس با سابقه ايرنا از عمليات رمضان منتشر كرده و مي‌نويسد:

محور پاسگاه زید (27 تیر 1361) نیمه‌شب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.

http://yazdfarda.com/images/news/actual/?img=33801_24897.jpg

بعد از رفتن شما سخت تنها شدیم، همه حرفهایمان رنگ و بوی دلتنگی به خود گرفت،ای فرشته های خفته بر میدان مین، ای خدایان شجاعت و عشق،  این درد فراق را تنها می توانم به آسمان در دل شب بگویم و در میان ستاره ها به جستجوی شما بر خیزم، این روزها از هجر فراغ شما،تنها می توانم دلتنگی هایم را به چهار دیواری گلزار شهدا بگویم، بعد از رفتن شما چقدر زخم زبان شنیدیم،زخم ها تنها در دلمان باز شد، چه زود بسیجی گمنام شد ، مگر شما جاده ی زندگی شان را هموار نکرید، معبرهای آتشین را به جان نخریدید، تا مدلهای بیشمار بی ام و و بنز و پرادو در شهر جولان دهند و در ویلاهای کنار دریاشان با سگانشان رژه مرگ بروند، ، چه زود فراموشتان کردند، هنوز سخت است باور کنم هشت سال دفاع مقدس به سخره گرفته می شود، چقدر دوست دارم بر آن خاکی که خفته اید سجده کنم و عشق را در دانه های داغ شن های محور زید جستجو کنم...

ادامه نوشته

جالبه؟

این مطلب در قسمت نظرات وبلاگ خوب امید بافق بود خواستم بذارم خوندنش خالی از لطف نیستش

 

وبلاگ های امید و عباس یزدانی با سلام و خسته نباشید.

خدمت شما عرض کنیم اخیرا خبری در مورد امام جمعه یزد منتشر شده که سرتاسر

شهر از آن آگاه شده اند و شما آن را یا منتشر نکردید یا آن را صراحتا شایعه دانستید

حال سوالی برای ما پیش آمده که بعضی از منتقدین نیز در همین وبلاگ نیز به آن اشاره کرده اند و اما 2 سوال :

صحت وسقم این خبر و انتصاب آقای رحیمی پور بافقی به سمت امام جمعه یزد

بحثش جداست ولی چرا شما این خبر را بدون این که هنوز یکی از مسئولین آن را

تکذیب نمایند شما زود تر از همه تکذیب نموده اید ودر حالی که هنوز خبر رسیده که

امام جمعه قم (آیت ا... حسینی بوشهری )در حال مذاکراتی برای حل این موضوع

هستند و بعضی از رسانه ها هم آن را تایید کرده اند.از انتشار این خبر به گونه ای که

به نظر میرسد ناراحت شده اید وسریعا تکذیب نمودید و خاستید سریعا بحث در مورد

این موضوع پایان پذیرد؟؟؟؟؟

2- از انجایی که شما را به عنوان فردی شجاع میشناسیم بعید میدانیم که از ترس

نفوذ و قدرت آقای صدوقی دست به این کار نزده باشید بلکه این سوال پیش می اید

که ظاهرا شما آقای صدوقی را یک فرد بسیار مفید و کار درست و یکی از حامیان

شهرستان بافق می دانید و انتشار این خبر هم شما را ناراحت کرده است

((( "همانگونه که این شائبه در مورد انتصاب آقای یاراحمدی پیش آمد واین شک و گمان پیش آمد و شک وتردید ها را به سویی پیش برد که جنگ شما بر سر مدیر بومی نیست و جنگ شما بر سر مدیر محبوب شماست و بر سر باند و بازی است"))

البته جسارت نشود و من صحبت هایی را عرض کردم که پشت سر شما ایراد

میشد و قضیه امام جمعه یزد وانتصاب یک بافقی نیز به آن اضافه شده است در

ضمن به نظر ما قطعا چیزی که به آن واقفیم و مطمئنیم خدایی نکرده شما با انتصاب

یک روحانی بافقی نیز مخالف نیستید.

لذا از شما خواهشمندیم شما که شدیدا همیشه بر این ادعایتان واقف بودید که

کاملا بی طرفید و نظر شخصی خود را تحمبل نمی کنید

در صورتی که وقت دارید یا صلاح میدانید به اندازه ای که تردید ها را از بین ببرد پاسخ

کوتاهی در این زمینه ایراد فرمایید در ضمن ما اماده شنیدن هر گونه انتقاد از جانب

شما هستیم.

حکایات شیخ و مریدان

روزی شیخ به گشت و گذار در نت همی پرداخت و لکن سرعت اینترنت ایران به سرعت الاغ پیر لنگ لوکی می مانست که کُره ای در شکم دارد و باری بر کول! پس هیچ سایتی نبود مگر آن که تا لود شدنش شیخ چهار رکعت نماز همی گذاردی …

مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد: یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.

شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.

حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!

و مریدان همی گریستند.

ادامه نوشته

بافق و بهاباد ، در گرداب محرومیت !

بافق و بهاباد ، در گرداب محرومیت !

  حبیب حسن زاده

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران که به همت مبارزات خستگی ناپذیر امام امت (ره) ، روحانیت آگاه و مبارز و مردم ولایتمدار اسلامی و صد البته به بهاء بسیار گزافی بدست آمده است رویکردی عدالت خواهانه و برخوردار از جهت گیری های ناب الهی اسلامی داشته و دارد و در هر فرصت ممکن نیز مسؤلین محترم و خدوم نظام همواره بر دغدغه خود برای ایجاد و استقرار عدالت اجتماعی ، تأمین حقوق شهروندی و تثبیت فرایند توزیع عادلانه ثروت و قدرت تأکید داشته و دارند لاکن سؤالی که هماره در اذهان مردم و خصوصا مناطق محروم و غیر برخوردار از امکانات و تسهیلات زندگی شرافتمندانه و نیز دور افتاده از مراکز استانها چون شهرستان بافق که این خود مزید بر علت است تا صدای فریاد و تظلم خواهی آنان را کسی یارای شنیدن نباشد ، نقش بسته و صد البته تا کنون پاسخی بهمراه نداشته است اینست که چرا همیشه در لقلقه زبان مسؤلین و طلیعه اظهارات رنگین کلام آنها محرومین و مستضعفین جلوه گر و نمایان رخ بوده و هستند و انقلابی به عظمت انقلاب اسلامی ایران را که عالمی را مسحور خود کرده همیشه منسوب به آنها ( محرومین ) می کنند اما دریغ از یک جو عمل و نگاه لطف ، که در عمل ثابت شده است که کراراً این محرومین و مستضعفین هستند که دوباره باید بسوزند و بسازند و تنها آنانی که در مراکز استانها و شهر های متنعم هستند در ناز و نعمت و فراوانی رفاه بسر می برند که بی تردید اینهم از صدقه سر همین پا برهنه ها و کوخ نشینانی است که امام امت (ره) فرموده اند : تار مویی از آنها را با همه مرفهین بی درد و کاخ نشینان عوض نمی نمایند،سیل نعمات باز هم بر آنان سرازیر می شود ! و محرومین می مانند و حرمان بیشتر . ولذا از جمله حقوقی که همین محرومین مهجور و در واقع صاحبان اصلی انقلاب ! و ولی نعمتان مسؤلین و حاشیه نشینان کشور در طول هشت دوره گذشته انتخابات مجلس شورای اسلامی داشته اند و محروم شده اند و این محرومیت ، باعث خفه شدن صدای آنان در حلقوم ، نشنیدن آنانی که باید حرف آنان را بشنوند و مرهمی بر داغ دل آنها بگذارند و موجب تضییع حقوق حقه آنان شده است،نداشتن نماینده ای مستقل از جنس خودشان در مجلس شورای اسلامی است .

 

ادامه نوشته

اخذ عوارض براي صادرات مواد معدني نيمه فرآوري ممنوع شد

خبرگزاري فارس: با تصويب نمايندگان مجلس در جريان بررسي جزئيات بودجه 90، اخذ عوارض براي صادرات مواد معدني نيمه فرآوري ممنوع شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، نمايندگان مجلس صبح امروز در مصوبه ديگري كه پيشنهاد كميسيون ويژه نظارت و پيگيري اجراي اصل 44 قانون اساسي بود و از سوي حميدرضا فولادگر نماينده اصفهان مطرح شد، مقرر كردند‌ به استناد ماده 104 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، وضع هرگونه عوارض براي صادرات انواع مواد معدني نيمه فرآوري شده (مانند كنستانتره سنگ آهن)، انواع سنگ‌هاي تزئيني و كنستانتره كاني‌هاي فلزي) در سال 1390 ممنوع است.

به نظر شما ۵۰۰۰۰تن سنگ اهن چند می ارزه؟

در سایت شرکت سنگ اهن مزایده ۵۰۰۰۰تن سنگ اهن نظرمان را جلب کردhttp://www.icioc.com/page_news.php?id=150به نظر شما ۵۰۰۰۰تن سنگ اهن چند می ارزه؟ 

سوال فرهمند از وزیر صنایع و معادن در مورد حوادث بافق

                                                                                                            

در سوال کاظم فرهمند از وزیر صنایع آمده است:جریان انتخاب مدیر عامل شرکت سنگ آهن بافق و لغو آن و انتخاب مجدد مدیر عامل غیر بومی بدون توجه به نظرات مسئولین شهرستان و نمایندگان مردم و پرسنل سنگ آهن، به تعطیلی کشیدن کار سنگ آهن بافق که هر روزه حداقل یک میلیارد تومان در آمد به کشور اضافه می کند، ایجاد تجمع هائی را به دنبال داشته که به هیچ وجه صلاح شهرستان نمی باشد.

چرا اصل مدیریت به فراموشی سپرده شده است؟

مگر یکی از شرائط روابط حسنه در کار، ارتباط نزدیک بین مدیر و پرسنل نمی باشد؟

چطور می خواهید مدیری را انتخاب کنید که پرسنل قبول ندارند؟

آیا تصور نمی کنید که کارگر و پرسنل ناراضی اگر بزور کارش را شروع کند با میل و رغبت کار نمی کند و این ناکار آمدی را به دنبال دارد؟

چرا مسئولین برای حل این مشکل طی این 3 روز گامی برنداشتند؟
شایان ذکر است که فرهمند چند روز پیش نیز در این مورد، به وزیر صنایع و معادن تذکر داده بود.

وزیر صنایع و معادن برای پاسخگوئی به سوال این نماینده، می بایست در کمیسیون صنایع و معادن حاضر شود.

 

‏بغض مردم    بی عدالتی تا چند؟

                                     ‏بغض مردم

 مردم شهید پرور این استان کویری ،کلمه عدالت را در متون تاریخی واسلامی، کتب و مجلات و روزنامه ها و در سالهای ‏اخیر در سایتهای اینترنتی به کرات دیده اند ولی هرگز نتوانسته اند آنطور که باید و شاید مفهوم عملیاتی و میدانی آن را  ببینند با اجرایی آن را در زندگی روزمره خود لمس نمایند.برای مردم استان یزد ،اجرای عدالت در اکثر امورات بویژه ‏ابعاد اقتصادی و اداری دست نیافتنی شده و چنانکه گوشه ای از اجرای عدالت و رفع تبعیض و بی عدالتی را ببینند و عملا آن را درک  نمایند ،چنان وفاداری خود را بیشتر نشان می دهند که انگار که کوفه ای وجود نداشته و داستانی بیش نیست.

‏در این خصوص لازم است به چند مور « که جنبه یادآوری وتذکر برای مسئولان کشور و استان یزد دارد اشاره نمایم:

1- ‏محوره انتخابیه مجلس شورای اسلامی

‏استان یزد مشتعل بر 11 شهرستان وبالغ بریک میلیون نفر جمعیت است که دارای 3 ‏نماینده مستقل بشرح زیر می باشد:

‏شهرستانهای یزد و صدوق با بیش از 600000نفر جمعیت یک نماینده شهرستانهای ابرکوه و مهریز و خاتم و بافق و بهاباد با بیش از 200000 ‏نفر جمعیت و فاصله حدود 450 ‏کیلومتری بین اولین و آخرین شهرستان یک نماینده ،شهرستانهای میبد و تفت با بیش از 130000‏ نفر جمعیت یک نماینده با هیچ نوع وحدت سرزمینی (بین میبد و تفت دو شهرستان صدوق و یزد قرار دارد) و شهرستان اردکان فقط با حدود 72000 ‏نفر جمعیت به تنهایی یک نمایده که آن هم هدیه ‏دولت آقای خاتمی در اوایل دوره ریاست جمهوریش به مردم زادگاه خویش است که به تصویب مجلس پنجم رسیده ‏است.شهرستانهای طبس و سرایان وفردوس که ازسه استان مختلف هستناد نیز دارای یک نماینده می باشند.

ادامه نوشته

به احتمال زياد حوزه انتخابيه بافق در كنار يزد قرار مي‌گيرد

به نظر شما چرا باید اردکان با یکصد هزار نفر جمعیت ۱ نماینده و یزد با ششصد هزار نفر جمعیت هم یک نماینده داشته باشد.
امین بافق :مراتب اعتراض خود را نسبت به این تقسیم بندی  اعلام  میدارد چرا بافق و بهاباد و مهریز یک حوزه نباشد؟
.

حتما این هم کلنگش خورده تو نوبت افتتاح است؟

کنگره وحشی بافقی سال 89 برگزار می شود
 
 ۱سال پیش این خبر را نوشتیم ولی مثل اینکه شاعر شهرمون هنوزم دلسوخته است . از رییس اداره ارشاد باقق توقع داریم درمورد برگزار نشدن این کنگره دلیل قانع کننده ای داشته باشند

یزد - کنگره بزرگداشت وحشی بافقی سال ۸۹ در زادگاهش بافق برگزار می شود.                                                                                                     

به گزارش ایرنا در نشست اعضای شورای فرهنگ عمومی بافق در روز پنجشنبه همچنین بر ضرورت تشکیل دبیر خانه و کمیته های مختلف کنگره نکوداشت وحشی بافقی در کوتاهترین زمان ممکن تاکید شد.وی با اشاره به رویکرد فرهنگی دور سوم سفرهای هیئت دولت تصریح کرد : درستاد راهبردی برنامه های سفر هیات دولت به استان یزد ، طرحهای فرهنگی متنوعی از جمله برگزاری کنگره وحشی بافقی و تجلیل از فرهیختگان و بزرگان شهرستان بافق برای تصویب در هیات دولت،تدوین و پیشنهاد شده است .

در ادامه این جلسه پیرامون هرچه بهتر برگزار شدن کنگره شاعر قرن دهم هجری ( وحشی بافقی ) وهمچنین مسائل ومشکلات فرهنگی و اجتماعی شهرستان بافق بحث وتبادل نظر شد.

۶ماه از سال گذشت خبری از کنگره نشد به امید نیمه دوم سال؟!

۱سال هم گذشت چیزی نشد؟

نظرات وبلاگ امید

در قسمت نظرات وبلاگ امید دو تا نظر قشنگ بود حیفم اومد نذارم

فرزند رشید بافق

درود به فرزندان حاج شیخ محمد تقی بافقی مجاهد شهید که یک تنه در مقابل رضا خان قلدرو سپاهیانش ایستاد و پیروز شد .

سلام بر فرزندان محمد تقی خان بافقی خان بزرگ و حاکم قدرتمند یزد که با رشادت تمام حاکم نادر شاه افشار را از سرزمین خود راند و سالها با افتخار و اقتدار بر یزد حکومت کرد . درود بر فرزند دلاور شهرمان جانباز عزیز و فرزند رشید انقلاب آقای جواد عسکری که در این چند روزه خون دل خورد . با تبریک به دکتر علیرضا یار احمدی بافقی که مایه افتخار ماست و با آرزوی توفیق برای ایشان .
در اینجا پیامی دارم برای تحصیلکرده های شهرم که با محرومیت های این شهر نشو و نما کردند ودرخت تنومند اندیشه شان با خون دل این مردم بارور گردید . کاش بودند و می دیدند که مردم شهرشان چگونه فریاد العطش سرمی دادند و در حمایت از یک همشهری چگونه سنگ تمام میگذاشتند . کاش بودند و میدیدند که جای خالی آنها را کسانی از دیاری دیگر پرکرده اند . عزیزان من امروز پدران و مادران شما . فرزندان شما و کلا ارحام شما چشم به صله شما دارند . این بدعت را نگذارید که هرکس در این شهر بجایی رسید باید که ترک یار و دیار کند . اکنون به بافقی بودن خود افتخار کنید و نیم نگاهی به زادگاه خویش بیندازید .امروز بیش از همیشه به گل وجود شما نیاز داریم جای شما خالی است . باز گردید

امیدوار
پنجشنبه 8 اردیبهشت1390 ساعت: 16:36
امروز یه فال حافظ گرفتم به نیت حل مشکلات شهر بافق این شعر اومد خدا میدونه خیلی متاثر شدم

بود آیا که در میکده را بگشایند گره از کارفروبسته ما بگشایند
اگر ازبهردل زاهد خودبین بستند دل قوی دار که ازبهر خدا بگشایند
به صفای دل رندان صبوحی زدگان بس در بسته به مفتاح دعابگشایند
نامه تعزیت دختر رز بنویسید تا حریفان همه خون ازم؟ه ها بگشایند
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند
در میخانه ببستند خدایا مپسند که در خانه تزویر وریا بگشایند
حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا که چه زنار ز زیرش به دغا بگشاین


همکاری با وبلاگ

این وبلاگ قصد دارد مسائل شهرستان بافق و اخبار  ومشکلات انرا رابدون وابستگی به هیچ فرد یا گروه یا حزب خاصی به رشته تحریر در بیاورد از عزیزان بافقی که مایلند با ما همکاری نمایند خواهشمند است نظرات خود را برای ما  بفرستند.منتظر نظرات شما هستیم .با تشکر فراوان 

مثل اینکه دوباره باید تظاهرات کرد تا دست از سر بافق بردارند!

۰۹/۰۲/۱۳۹۰

خبرگزاري فارس: با بهره‌برداري از طرح‌هاي فولادي در حال اجرا، ايران به جمع توليدكنندگان 50 ميليون تني فولاد جهان مي‌پيوندد و جزو كشورهاي صنعتي قلمداد خواهد شد.


به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ايران (ايميدرو)، ابراهيم صادقي معاون مالي و اقتصادي ايميدرو، در جلسه توجيهي تجديد مزايده چهار طرح فولاد استاني (شادگان، سبزوار، بافق و بافت)، با بيان اين مطلب گفت: طبق برنامه‌ريزي‌ها، با افزايش ظرفيت 26 ميليون تن تا پايان سال 93، مجموع ظرفيت فولاد كشور به 46 ميليون تن خواهد رسيد.
معاون مالي و اقتصادي ايميدرو با اشاره به اين‌كه جمهوري اسلامي ايران با برخورداري از 4.5 ميليارد تن ذخيره قطعي سنگ‌آهن،‌ جزو 11 كشور برتر دنياست، تصريح كرد: با اجراي طرح‌هاي فولادي، جلوتر از برنامه و سند چشم‌انداز 20 ساله، بعنوان قدرت برتر منطقه از نظر توليد فولاد خواهيم شد.
وي افزود: از ميان طرح‌هاي هشت‌گانه فولاد استاني، 4 طرح ياد شده با پيشرفت بيش از 50 درصد بخش احيا براي عرضه عمومي انتخاب شد. معاون مالي و اقتصادي ايميدرو ضمن اميدواري از فروش اين 4 طرح فولادي در يك فضاي رقابتي، خاطرنشان كرد: براي اين طرح‌ها، مجوزهاي لازم براي امور زيرساختي صادر شده و از سهميه سنگ‌آهن و گندله برخوردار هستند.
صادقي ادامه داد: اميدواريم با خريد اين طرح‌ها توسط بخش غيردولتي (خصوصي يا تعاوني)، طرح‌هاي مذكور طبق برنامه و حتي زودتر از موعد به بهره‌برداري برسند.
لازم به ذكر است، واحد احياي مستقيم اين 4 طرح از 54.85 درصد تا 67.5 درصد و واحد فولاد سازي از 7.09 درصد تا 23 درصد و واحد هاي جنبي از 27.78 درصد تا 40 درصد پيشرفت دارند.

حقیقت های پنهان از اعتراض مردمی دردارالشجاعه بافق اززبان یک بسیجی به رهبرفرزانه انقلاب

جمعه 9 اردیبهشت 1390

 به نقل از خبر بافق

نوشته شده توسط:شهروند .

بسم رب الشهداء و الصدیقین
حقیقت های پنهان از اعتراض مردمی دردارالشجاعه بافق اززبان یک بسیجی به رهبرفرزانه انقلاب
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای )دام ظله العالی(
سلام و درود بی پایان به مقام عظمای ولایت و حقیقت عدالت ، بسیجی به تمام معنا ، اقتدارو ملجا شیعیان جهان اسلام ولی امر مسلمین حضرت آیت الله العظمی خامنه ای)دامت برکاته) و رئیس جمهور محبوب ، مردمی و عدالت محور ایران عزیز جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد.
بافق دیار مبارزه و مجاهد نستوه حضرت آیت الله حاج شیخ محمد تقی بافقی روزهای شب گونه ای را پشت سر میگذارد که قریب به چندین روز پیاپی ، با هماهنگی ها و جلسات مختلف با مسئولین شهرستانی و استانی پیگیر حقوق تضعیف و پایمال شده خود توسط بعضی از مدیران استانی و کشوری می باشد ولی تاکنون جوابی بحق و منطقی و اجرایی در این زمینه داده نشده است.
ادامه نوشته

 
مدیرعامل بومی شرکت‌ سنگ‌ آهن مرکزی ایران - بافق معرفی شد
یزد - خبرگزاری مهر: در پی استعفای اکبر نوروزی، مدیرعامل جدید و بومی شرکت سنگ ‌آهن مرکزی ایران - بافق، معرفی شد.

به گزارش خبرنگار مهر در یزد، اکبر نوروزی که یکشنبه گذشته به عنوان مدیرعامل جدید شرکت سنگ ‌آهن مرکزی ایران بافق معرفی شده بود، امروز در جلسه‌ ای با حضور مدیرعامل شرکت تهیه و تولید مواد معدنی ایران، معاون برنامه‌ ریزی استاندار یزد، امام جمعه و سرپرست فرمانداری بافق و جمعی از مسئولان محلی و مدیران و معاونان شرکت سنگ ‌آهن بافق معرفی شد.

در این مراسم ضمن قدردانی از اسرافیل احمدیه، علیرضا یاراحمدی بافقی به سمت مدیرعامل جدید شرکت سنگ‌آهن مرکزی بافق معرفی و مشغول به کار شد.

اکبر نوروزی از روز یکشنبه کار خود را در شرکت سنگ‌ آهن مرکزی بافق آغاز کرد اما از آنجا که مردم این شهرستان خواهان انتصاب مدیر بومی برای این شرکت بودند، مسئولان استان، علیرضا یاراحمدی بافقی را به این سمت معرفی کردند

مدیرعامل بافقی جدید شرکت سنگ آهن مرکزی  

 

طبق آخرین خبرهای رسیده امروز پنج شنبه ۸/۲/۱۳۹۰ جناب آقای دکتر علیرضا  یاراحمدی بافقی بعنوان مدیرعامل جدید شرکت سنگ آهن مرکزی  منصوب شدند و دقایقی پیش مراسم معارفه ایشان در شهرک آهنشهر بافق انجام شد . بعداز پایان مراسم معارفه  ایشان در پشت درهای بسته اولین جلسه خود را شروع کردند و  بعداز جلسه به ((معدن چغارت)) شرکت سنگ آهن رفتند و با کارکنان زحمتکش دیدار و سخنرانی نمایند.  

جو و فضای بافق نشان دهنده این است که مردم خیلی خوشحال هستند ازاینکه مدیر بومی سالم و توانمندی انتخاب شده. لذا ما هم با شناحتی که از ایشان داریم و به احترام مردم عزیز این انتصاب را به فال نیک میگیریم و آرزوی موفقیت و سلامتی برای ایشان داریم . امیدواریم بتواند برای مردم ستمدیده و محروم بافق خدمات شایسته وشایانی داشته باشند و درروزهای آتی شاهد آبادانی و رفاه و پیشرفت بافق باشیم . و نشاط و شادی  به کارکنان و مردم بافق اهداء نمایند . (( انشاالله ))

                                                               "   ومن الله التوفیق

نامه تحسین برانگیز دکتر یاراحمدی بافقی به رئیس بورس ایران

نامه تحسین برانگیز دکتر یاراحمدی بافقی به رئیس بورس ایران

                                                                                             

 به نقل از وبلاگ امید بافق پنجشنبه 14 شهریور1387

به بهانه پيشنهاد رئيس بورس


نويسنده: عليرضا ياراحمدي بافقي عضو هيئت مديره شركت سنگ آهن مركزي و رئيس دانشكده مهندسي معدن و متالورژي دانشگاه يزد

رئيس بورس و اوراق بهادار، پيشنهاد ادغام شركت سنگ آهن مركزي به شركت ذوب آهن را به وزارت صنايع و معادن يا بهتر است بگوييم سازمان توسعه و نوسازي معادن و صنايع معدني ( چون انگار وزارتخانه اختياري ندارد) را داده است . به نظر مي رسد احتمالاً پايين بودن سطح سودآوري ذوب آهن براي خريداران، مشخص بوده است كه پيشنهاد اين تركيب غير معمول را داده اند . ايشان بدون اينكه از ماهيت هر يك از اين شركتها اطلاع دقيق داشته باشند ، ويژگي هاي فني آنها را بشناسند، وضعيت اقتصادي، سياسي و اجتماعي مناطق استقرار هر يك را بدانند و يا حداقل از برنامه هاي توسعه اي دولت در زمينه فولاد سازي در منطقه آگاه باشند، پيشنهاد خود را ارائه نموده اند. لذا به نظر مي رسد ذكر چند نكته لازم و ضروري است : اولامعادن شركت سنگ آهن مركزي يعني چغارت و سه چاهون جزء انفال محسوب مي شوند ولي شركت ذوب آهن اصفهان خير . انفال، سرمايه ملت است و اختيار آن به دست ولايت و رهبري حكومت اسلامي است . هر آنچه كه انفال است از معادن و منابع طبيعي، پديده هايي هستند كه وقتي به چشم اقتصادي به آنها نگريسته مي شود داراي خروجي اند و ورودي ندارند و اينكه چگونه بتوان با قوانين فعلي آنها را خصوصي كرد . به طوري كه غربي ها هم با تاريخچه فعاليت 150 ساله حتي پس از اتمام مواد معدني شان به شكلي كه در دوره هاي گذشته و امروز خصوصي سازي در كشورمان اتفاق مي افتد عمل نكردند . در مقابل ، شركت ذوب آهن اصفهان كارخانه اي است كه از يك طرف، سنگ آهن با ويژگي هاي مشخص وارد و فولاد مشخص از آن خارج مي شود و تجهيزات مسير نيز مشخص است . لذا نكته غير قطعي و مبهمي در خصوصي شدن آن وجود ندارد. اما چرا خصوصي سازي شركت هاي دولتي دوباره از انفال شروع شده است، جاي نگراني است.ثانيا معدن چغارت و معدن سه چاهون، اصلي ترين معادن تامين كننده محصولات شركت سنگ آهن مركزي مي باشند. اگر از معدن سه چاهون و ذخيره آن كه داراي سنگ آهن با عيار متوسط پايين و براي كنسانتره سازي نيازمند به فرآوري است و نمي تواند خوراك ذوب آهن اصفهان محسوب شود كه بگذريم، طبق آمار سال 1386 هيئت مديره شركت سنگ آهن مركزي از 177 ميليون تن ذخيره قابل استخراج معدن چغارت، تنها 60 ميليون تن با احتمال وجود 75درصد باقي مانده است كه از اين ميزان كمتر از 30 ميليون تن آن از نوع BF يا سنگ كوره بلند يا قابل اگلومراسيون است و قابليت خوراك دهي به ذوب آهن اصفهان را دارد. اين ميزان با توجه به نياز فعلي اين شركت، تامين كننده حداكثر 5 سال توليد پس از واگذاري خواهد بود. فلذا توجيه رئيس سازمان بورس و اوراق بهادار مبني بر اينكه <اين موضوع ريسك تامين مواد اوليه ذوب آهن را كاهش مي دهد> جايگاهي نداشته و در ادامه آن كه گفته اند <به نفع مردم و سهامداران است> شايد به نفع سهامداران باشد، ولي به نفع مردم نخواهد بود.ثالثا شركت سنگ آهن مركزي ايران در 12 كيلومتري شهرستان بافق در حاشيه كوير و در كنار شهري واقع شده است كه مظلوميت آن بر كسي پوشيده نيست. در مورد اين شهر، تنها مي توان گفت كه از سال 1350- شروع بهره برداري معدن چغارت- تاكنون تنها يك كمربندي به تنها خيابان شهر اضافه شده كه آن هم جهت حمل سنگ آهن، فسفات، سرب و روي و سنگ هاي ساختماني بوده است. اما شركت ذوب آهن در كنار شهر اصفهان واقع شده و بخش اعظم توسعه اين شهر به وجود و بركت اين شركت است. براي رفع اين نقيصه (عقب ماندگي شهر بافق) بارها تدبير شد؛ ابتدا عنايت رهبر معظم انقلاب و تخصيص 4 درصد از درآمدهاي اين شركت به شهرداري شهر بافق، نويد بخش توسعه شهر شد. مجددا در سفر اخير رياست جمهوري به استان يزد و تخصيص 2 درصد درآمد شركت سنگ آهن مركزي جهت آباداني شهرستان اعلام نشده بود كه زنگ خطر خصوصي سازي معدن به صدا در آمده است. از طرفي حركت هاي سياسي اتفاق افتاده در دهه اخير در اين شركت مثل اعتصاب ها، تحصن ها و مخالفت ها با خصوصي سازي در سالهاي 1373 و 1374، اعتصاب و تحصن هاي كارگري جهت پيماني شدن بين سال هاي 1378 تا 1386 و غيره ، نشان از وجود نارضايتي دائمي پرسنل شركت و مردم منطقه از سياست گذاري هاي شتاب زده دولتمردان در جهت خصوصي سازي اين معدن بوده است. رابعا در صورتي كه دوستان ما در سازمان بورس ، برنامه هاي توسعه اي قبلي و مصوبات سفر رياست محترم جمهور به استان را مطالعه فرمايند متوجه خواهند شد كه بخش عمده صنايع مصوب استان، مربوط به صنعت آهن و فولاد بوده است كه از جمله آنها مي توان به فولاد ميبد، آگلومراسيون بافق، فولاد 800 هزار تني بافق ، فولاد يك ميليون تني اردكان ، گندله سازي اردكان و فولاد سازي هاي خصوصي در استان اشاره كرد. لذا محصول اصلي شركت هاي سنگ آهن منطقه كه كنسانتره مي باشد، علاوه برفولاد مباركه و خوزستان، تامين كننده خوراك اين شركت ها نيز خواهد بود. لذا تخصيص بزرگترين شركت استخراج كننده سنگ آهن منطقه به شركت ذوب آهن اصفهان جهت تضمين سهام خريداران، به نظر امري غير معمول ميآيد و كما اينكه جديدا شايعه خصوصي شدن فولاد 800 هزار تني بافق كه طرح ملي بوده وجزء افتخارات دولت در سفر به استان يزد مي باشد به اين ظن قوت بخشيده است كه برنامه جلوگيري از حذف فاصله حمل سنگ آهن در كشور كه در سال 1348 شروع شد هنوز ادامه دارد. در آخر، پيشنهاد مي گردد به جاي خصوصي سازي شركت سنگ آهن مركزي، به علل مطروحه فوق وجهت رفع نيازهاي آموزشي، پژوهشي و مشاوره مهندسي معادن دولتي وخصوصي روباز منطقه وكشور، اين شركت ومعادن تابعه به عنوان شركت نمونه دولتي معدنكاري روباز، دولتي باقي بماند و با ايجاد پژوهشكده پيشنهادي براي سفر دوم به نام پژوهشكده سنگ آهن استراتژي معدنكاري روباز كشور از اينجا رقم بخورد. از طرفي بخشي از دغدغه هاي مسئولان خصوصي سازي مرتبط با تامين مواداوليه صنعت فولاد مرتفع و نهايتا از تاراج انفال به عنوان سرمايه هاي ملي جلوگيري شود.

امید بافق : کجایند دیگر بزرگان و دور اندیشان بافقی؟

 

 

بعد از تعطیلات نوروزی قصد داشتم مطلبی درباره شهر بافق بنویسم و تصاویری از این شهر تاریخی در وبلاگم قرار دهم، اما تاکنون به دلائل مختلف این کار به عقب افتاد. تا اینکه در روزهای گذشته اتفاقاتی در این شهر رخ داده است که نوشتن را بر من واجب کرده. به همین دلیل از همه کسانی که از دستشان کاری بر می‌آید (چه در تهران و چه در استان یزد) خواهش می‌کنم تا دیر نشده فکری به حال این شهر و مردم خوب و خونگرم آن بکنند.

اسم شهر بافق آدم را یاد وحشی بافقی و شیخ محمدتقی بافقی می‌اندازد. روز اولی که قرار شد مسافر بافق باشم، دقیقا همین حس را داشتم. از آن روز تا به حال حدودا ده سالی گذشته. پس مبنای قضاوتم درباره بافق، مردم بافق و وضعیت این شهر، مشاهدات ده ساله خودم هست نه چیزی دیگر.

بافق شهری است ثروتمند اما در عین حال فقیر با مردمانی زحمتکش، سختکوش و کم توقع. ثروتمند از این جهت که این شهر بر روی منابع و معادن ارزشمند زیادی خوابیده که بخش عمده‌ای از آهن، سرب، روی و سایر فلزات مورد نیاز صنایع مهم کشور را تامین می‌کند؛ و فقیر از این جهت که خود مردم بافق از این همه نعمت خدادادی محرومند.

فقط یک نمونه‌ی آن معدن سنگ آهن چغارت بافق است که نزدیک به چهل سال است شاهد کار و تلاش شبانه روزی کارگران سختکوش این شهر است. کارگرانی که در سخت‌ترین شرایط در گرمای تابستان و سرمای زمستان مشغولند تا چرخه‌ی صنعت کشور یک لحظه متوقف نشود.

 

معدن چغارت بافق

با این حال اگر به شهر بافق سری بزنید، هیچ نشانه‌ای از این همه ثروت عظیم خدادادی نمی‌بینید. متاسفانه به دلائل مختلف از جمله بی‌کفایتی مدیران سابق و کم توجهی عمدی و سهوی مدیران فعلی، این شهر همچنان در محرومیت به سر می‌برد. مردم بافق از این گلایه دارند که چرا گاهی دل مسئولین استان و کشور برای یوزپلنگ‌های این منطقه بیشتر از اهالی و ساکنان آن می‌‌تپد! بسیاری از مردم بافق تصور می‌کنند که مسئولان استان توجه لازم و کافی را به این شهر ندارند و در اختصاص بودجه بین شهرهای مختلف استان، تبعیض قائل می‌شوند. (توجه داشته باشید که نماینده بافق در مجلس، فقط نماینده این شهر نیست و ایشان در حقیقت نماینده چند شهرستان می‌باشند!)

به عنوان مثال علیرغم تصادفات مرگ‌بار و کشته‌های فراوان در جاده یزد – بافق، برنامه مشخصی برای بهبود وضعیت این راه وجود ندارد و  بعد از گذشت چند سال از آغاز کار هنوز جاده دو بانده افتتاح نشده است. بافق فاقد گاز شهری است. مسئله ساخت و ساز شهری و وجود بافت‌های فرسوده از دیگر مشکلات این شهر است. این در حالی است که شهرهای دیگر استان غالبا چنین وضعیتی ندارند و به سرعت در حال پیشرفتند.

همچنین در سال های گذشته با توجه به نفوذ برخی شخصیت‌های استانی و حتی کشوری، برخی امتیازات خاص شهرستان بافق و بهاباد، از آن گرفته شده و به شهرهای اطراف از جمله اردکان اختصاص داده شده است که می‌توان به معدن چادرملو اشاره کرد که علی رغم نزدیکی به بافق و بهاباد، در دولت اصلاحات به اردکان واگذار شد!

خود من از ده سال پیش تاکنون، به جز تعریض خیابان مرکزی شهر بافق تغییر چندانی در ظاهر و باطن این شهر ندیده ام. این قبیل مشکلات و تبعیضها به تدریج بر روی هم انباشته شده و به اعتراض چند روز اخیر مردم این شهر تبدیل شده است. ابتدا ماجرا از یک مساله ساده شروع شد که به دلیل مدیریت اشتباه و عدم درک صحیح مسئولان استان کم کم دارد به یک بحران شهری و استانی تبدیل می‌شود.

چند روز قبل یکی از اهالی بافق طی حکمی از وزارت صنایع و معادن به عنوان مدیر عامل جدید شرکت سنگ آهن مرکزی انتخاب شد. این خبر با استقبال مردم مواجه شد و آنها با پخش شیرینی و نصب پارچه نوشته ها و پلاکاردهایی در نقاط مختلف شهر آنرا به فال نیک گرفتند. تصور مردم این بود که در صورت انتخاب یک مدیر بومی، توجه بیشتری به شهر بافق می‌شود. البته خیلی ها کاری به شخص مورد نظر نداشتند، آنها از نفس انتخاب یک مدیر بومی خوشحال بودند.

یکی دو روز بعد از این انتخاب، ناگهان حکم برکناری وی صادر شد. مردم بافق هم که گویا انتظار چنین چیزی را نداشتند، با سرخوردگی و نارضایتی از این تصمیم، مقابل فرمانداری تجمع کردند و خواستار پاسخگویی مسئولین شهر و استان شدند که متاسفانه با بی توجهی و برخورد ناشایست آنها مواجه شدند.

این برخوردهای نادرست با مردمی که فقط دنبال رفع محرومیت شهرشان بودند، باعث عصبانیت آنها شد به طوری که شب گذشته مردم با تجمع در ایستگاه راه آهن بافق، از تردد قطارهای مسافری و باری تا ساعتها جلوگیری کردند.

خواسته‌های مردم که ابتدا اعتراض به تغییر یک مدیر بومی بود، امروز شکل گسترده تری به خود گرفته و آنها از مسئولان استان می‌خواهند که فکری به حال محرومیت و پروژه‌های به زمین مانده سال های اخیر بکنند

بومی با عیربومی!؟ مسئله اینست!

بومی با عیربومی!؟ مسئله اینست! چرا باید مدیرعامل سنگ آهن بافق بومی باشد!؟ و چرا نباید غیربومی باشد!؟ بافق چه فرقی با اردکان می کند! بحث صنعت و اقتصاد، یک مبحث علمی و تخصصی است و مهمترین شاخصه برای یک مدیر صنعتی و اقتصادی، می بایست تخصص و تجربه و «عرضه» و کاردانی و ابتکار عمل او باشد، و اما برای مدیریت سنگ آهن بافق آیا هیچگاه این شاخصه های اصولی و مهم در نظر گرفته شده است!؟ سهم اردکان تابش از سنگ آهن بافق، کارخانه بزرگ «گندله سازی» است و سهم میبد یحیی زاده از سنگ آهن بافق، ذوب آهن و کارخانه فولاد سازی، و اما وقتی در دوران اصلاحات، بخاطر «سیاست»،عوارض چادرملو نردیک بافق و بهاباد خرج اردکان دور از چادرملو می شود، دیگر چگونه می توان از حق و حقیقت و عدالت دم زد! امروز جابجایی یک مدیر، بهانه ای برای طغیان و اعتراض مردمی شده است که سالهای سال طعم بی عدالتی و تبعیض و محرومیت را کشیده و تحمل کرده اند، و امید داشته اند که در دوران دولتی که مدام از عدالت می گوید، درد و رنجشان دیده و به حقشان دست پیدا کنند. درد مردم بافق، مدیر بومی و غیر بومی نیست، محرومیت است و فقر و کمبود و تبعیض، و اینکه اردکان کم جمعیت یک نماینده در مجلس داشته باشد، و بافق و بهاباد نه! وای اگر خاتمی و تابش، اردکانی نبودند و بافقی بودند، وضعیت بافق اینگونه که هست بود!؟ اگر نگاه سیاسی و جناح حاکم نبود، هیچگاه بر خلاف عقل و منطق، اردکان پنجاه هزاری نفری، همچون یزد پانصد و پنجاه هزار نفری دارای یک نماینده در مجلس نمی بود، و پنج شهرستان محروم ابرکوه و خاتم و بافق و مهریز و بهاباد نیز با طولانی ترین فاصله تعداد نماینده شان در مجلس با اردکان برابر نمی شد. درد بافق مدیر بومی و عیر بومی سنگ آهن بافق نیست، که درد بافق اینست که هیچگاه نماینده ای در مجلس و سهمی در مدیریت استان نداشته است، و اما شاید اگر استاندار بعدی یزد بافقی باشد، روزگار محرومیت بافق سرآید شاید!